آسوده سفرمی کنمشهری را که صدای قدمهایت شنیده نمی شودو عابرانش در همسایگی درد می میرنداینجا چراغ قرم…
انتشار: 2026/08/09 14:47 UTCدریافت: 2026/08/15 00:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:35 UTC
آسوده سفرمی کنمشهری را که صدای قدمهایت شنیده نمی شودو عابرانش در همسایگی درد می میرنداینجا چراغ قرمز نداریم!همه عبور می کنند چهار راههایمحله ما را ! صدای پلیس دزدان را نمی ترساندباران اینجا فصلی نیست!دیگر نمی بارد!صندلی پارک خیس نمی شودگریه های شانه ای را.....!شاید من از رویاهای قدیم جا مانده اماینجا شهر نیستسرزمین کلاغهای سیاهی ستکه بر آدم ها سنگ می زنندتا مهمان جهنم شویم وگندمها را به یغما ببرند در بازاری که سیب فراوان ست این روزها#جعفر_باباییhttps://t.me/jafarbabae1348t.me/jafarbabae1348/8595https://t.me/jafa…