مدتها گذشت تا بفهمم خدا از من یک تصویرِ بینقص و بیخطا نمیخواست.من خیال میکردم برایِ رسیدن به ح…
انتشار: 2026/06/21 06:07 UTC
مدتها گذشت تا بفهمم خدا از من یک تصویرِ بینقص و بیخطا نمیخواست.من خیال میکردم برایِ رسیدن به حضورش، باید تمامِ سایههایم را پاک کنم، اما خدا در میانِ همین افتادنها و برخاستنها، تماشایم میکرد.بینقص بودن، مقصدی دور و سرد است که در آن جایی برایِ «انسان بودن» نیست؛ در حالی که خدا لابلایِ همین ناتمامیها، سراغِ ریشههایِ مرا میگرفت.عدالتِ او نه در سنجشِ معیارها، که در پذیرشِ بیقید و شرطِ ماست.دنیا خریدارِ ویترینهایِ آراسته است، اما خدا مشتریِ خلوتهایِ شکستهیِ ماست؛ او به دستهایِ پُرِ ما نگاه نمیکند، به صداقتِ پنهانِ سینهمان مینگرد.این بزرگترین رهاییِ عمر است که بدانی لازم نیست عالی باشی تا عزیز باشی،و سرانجام میفهمی: خدا کمالِ تو را نمیخواست، او قلبِ تو را میخواست.همان قلبی که خانهیِ امنِ اوست و با هر تپش، تو را به آغوشش فرا میخواند.جهان نو 🌍t.me/jahane_no
