ادامه متن پیشین👇🏽و اگر خصم بر باروی شهر رسد، او پیش از آنکه شمشیر از نیام برکشد، دیده در کفِ خصم دو…
انتشار: 2026/06/30 13:39 UTC
ادامه متن پیشین👇🏽و اگر خصم بر باروی شهر رسد، او پیش از آنکه شمشیر از نیام برکشد، دیده در کفِ خصم دوزد که مگر عطایی یا خلعتی در میان باشد. اگر لقمهای چربتر بیابد، کلید حصار به طوع و رغبت تسلیم کند و فردا بر همان بارو ایستد و خویشتن را از حارسان آن دیار شمارد. وطن نزد او نه مأوای پدران است و نه مدفن نیاکان؛ رباطی است که تا توشهای در آن یابد، در آن منزل کند و چون قوتی نیافت ، پشت بر آن نهد، بیآنکه یک بار در آن نِگرد. چنین است که احمق را نه ریشه در خاکی است و نه عهدی با دیاری و دلی گرفتار یاری؛ هر نسیم که از جانب قدرت وزیدن گیرد، بدان سو خم شود و هر دستی که زرینتر نماید، بدان دست بوسه زند. عهد او بر آب نوشتهاند و مهر او بر ریگ نهادهاند؛ نه از او وفایی برآید و نه ثباتی.پس هرگاه مردی یا زنی دیدی که از اندیشیدن گریزان است، از آویختن سیر نمیشود، از وعده نان میخورد، از دشنام تیغ میسازد، از نادانی منصب میتراشد و از عاریت، هویت و از وطن، آوار؛ بدان که با احمق روبهرویی، و اگر در آن حال با او به جدال برخیزی، بیم آن است که رهگذران، احمق را از دانا بازنشناسند.عیسیِ مریم به کوهی میگریختشیر گویی خونِ او میخواست ریختآن یکی در پی دوید و گفت خیردر پیات کس نیست چه بگریزی چو طیر؟..گفت از احمق گریزانم برومیرهانم خویش را بندم مشو!@sahandiranmehr