دامِ «هم جنگ، هم صلح»سینا رحیمپور | روزنامهنگارمنتشر شده در روزنامه شرق | ۲۰ تیر ۱۴۰۵▪️ زمان مطال…
انتشار: 2026/07/11 10:07 UTC
دامِ «هم جنگ، هم صلح»سینا رحیمپور | روزنامهنگارمنتشر شده در روزنامه شرق | ۲۰ تیر ۱۴۰۵▪️ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقهپس از جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، مناسبات ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است. آمریکا دریافت که نمیتوان ایران را با الگوهای پیشین مداخله سنجید و ایران نیز نشان داد ابزارهای لازم برای جلوگیری از تحمیل، پاسخگویی و ایجاد قدرت چانهزنی را در اختیار دارد. بااینحال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این قدرت میتواند به دستاوردی سیاسی و توافقی پایدار تبدیل شود؟رابطه تهران و واشنگتن از «نه جنگ، نه صلح» به وضعیتی رسیده که میتوان آن را «هم جنگ، هم صلح» نامید. این عبارت را نخستینبار از دکتر علی عربمازار شنیدم؛ وضعیتی که در آن نه منازعه پایان یافته، نه مسیر سیاسی به نتیجه رسیده و نه قواعدی پایدار برای مهار خشونت شکل گرفته است. مسئله این است که آیا ایران میتواند از این تعلیق پرهزینه خارج شود؟تجربه کشورهای منطقه نشان میدهد که ماندن طولانیمدت در چنین تعلیقی الزاماً به حفظ موازنه منجر نمیشود. مصر پس از جنگ ۱۹۷۳ توانست آتشبس را به مرحلهای برای مذاکره، بازپسگیری سینا و خروج از چرخه جنگ تبدیل کند. سوریه اما پس از توافق «جداسازی نیروها»، بدون دستیابی به راهحل سیاسی، بخشی از قدرت چانهزنی خود را از دست داد. لبنان نشان داد که اگر دولت مرکزی تنها مرجع تصمیمگیری درباره جنگ و صلح نباشد، کشور میتواند به میدان تقابل بازیگران غیردولتی و قدرتهای خارجی تبدیل شود. در فلسطین نیز راهحلی که قرار بود موقت باشد، دائمی شد و گذشت زمان موازنه را بیش از پیش به سود طرف برخوردار از قدرت و کنترل تغییر داد.ایران هیچیک از این کشورها نیست. ایران از انسجام سرزمینی، دولت مرکزی، عمق جغرافیایی، منابع انرژی، توان بازدارندگی و ظرفیت اثرگذاری منطقهای برخوردار است. بااینحال، از منطق فرسایشی تعلیق مصون نیست. کشوری که همزمان هزینه جنگ، تحریم و نااطمینانی را میپردازد، اما از منافع صلح برخوردار نمیشود، بهتدریج توان اقتصادی، ظرفیت نهادی و قدرت تصمیمگیری خود را فرسوده میکند.این وضعیت برای اسرائیل نامطلوب نیست؛ ایرانی که نه فرصت بازسازی کامل داشته باشد، نه از فشار تحریم خارج شود و نه بتواند روابط عادی اقتصادی و سیاسی با جهان برقرار کند. حملات دورهای میتواند ایران را همواره در فاصله کوتاهی با جنگ بعدی نگه دارد، بیآنکه هزینه جنگی تمامعیار بر اسرائیل تحمیل شود.خروج از این دام نه به معنای تسلیم است و نه پذیرش صلح به هر قیمت. ایران به ترکیب بازدارندگی مؤثر و دیپلماسی نتیجهمحور نیاز دارد. بازدارندگی باید مانع تحمیل و تکرار حمله شود و دیپلماسی باید این توان را به دستاوردی سیاسی، اقتصادی و پایدار تبدیل کند.هدف روشن باید این باشد که علاوه بر جلوگیری از حملات مجدد، کاهش واقعی تحریمها، تعیین تکلیف اختلافات هستهای، حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز همراه با امنیت کشتیرانی و بازگشت ایران به اقتصاد و سیاست جهانی رقم بخورد. این مسیر میتواند با گامهایی محدود اما قابلسنجش آغاز شود؛ از آتشبس قابل نظارت و خط تماس بحران تا توقف حمله به زیرساختها و توافق مرحلهای هستهای.مسئله فقط جلوگیری از جنگ بعدی نیست. تداوم تعلیق، دولت را در وضعیت اضطراری نگه میدارد، رابطه دولت و ملت را فرسوده میکند و امکان برنامهریزی را از جامعه میگیرد. آتشبس زمانی ارزش دارد که از یک وقفه موقت، به مسیری برای حل مسئله و بازگرداندن امکان ساختن آینده تبدیل شود.متن کامل را در لینک زیر بخوانید:sharghdaily.com/fa/tiny/news-1114292%E2%9… به نام ایران@NarratingIranدامِ «هم جنگ، هم صلح»سینا رحیمپور | روزنامهنگارمنتشر شده در روزنامه شرق | ۲۰ تیر ۱۴۰۵▪️ زمان مطالعه: ۱۳ دقیقهپس از جنگ دوازدهروزه و جنگ رمضان، مناسبات ایران و آمریکا وارد مرحلهای تازه شده است. آمریکا دریافت که نمیتوان ایران را با الگوهای پیشین مداخله سنجید و ایران نیز نشان داد ابزارهای لازم برای جلوگیری از تحمیل، پاسخگویی و ایجاد قدرت چانهزنی را در اختیار دارد. بااینحال، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا این قدرت میتواند به دستاوردی سیاسی و توافقی پایدار تبدیل شود؟رابطه تهران و واشنگتن از «نه جنگ، نه صلح» به وضعیتی رسیده که میتوان آن را «هم جنگ، هم صلح» نامید. این عبارت را نخستینبار از دکتر علی عربمازار شنیدم؛ وضعیتی که در آن نه منازعه پایان یافته، نه مسیر سیاسی به نتیجه رسیده و نه قواعدی پایدار برای مهار خشونت شکل گرفته است. مسئله این است که آیا ایران میتواند از این تعلیق پرهزینه خارج شود؟تجربه کشورهای منطقه نشان میدهد که ماندن طولانیمدت در چنین تعلیقی الزاماً به حفظ موازنه منجر نمیشود. مصر پس از جنگ ۱۹۷۳ توانست آتشبس را به مرحلهای برای مذاکره، بازپسگیری سینا و خروج از چرخه جنگ تبدیل کند. سوریه اما پس از توافق «جداسازی نیروها»، بدون دستیابی به راهحل سیاسی، بخشی از قدرت چانهزنی خود را از دست داد. لبنان نشان داد که اگر دولت مرکزی تنها مرجع تصمیمگیری درباره جنگ و صلح نباشد، کشور میتواند به میدان تقابل بازیگران غیردولتی و قدرتهای خارجی تبدیل شود. در فلسطین نیز راهحلی که قرار بود موقت باشد، دائمی شد و گذشت زمان موازنه را بیش از پیش به سود طرف برخوردار از قدرت و کنترل تغییر داد.ایران هیچیک از این کشورها نیست. ایران از انسجام سرزمینی، دولت مرکزی، عمق جغرافیایی، منابع انرژی، توان بازدارندگی و ظرفیت اثرگذاری منطقهای برخوردار است. بااینحال، از منطق فرسایشی تعلیق مصون نیست. کشوری که همزمان هزینه جنگ، تحریم و نااطمینانی را میپردازد، اما از منافع صلح برخوردار نمیشود، بهتدریج توان اقتصادی، ظرفیت نهادی و قدرت تصمیمگیری خود را فرسوده میکند.این وضعیت برای اسرائیل نامطلوب نیست؛ ایرانی که نه فرصت بازسازی کامل داشته باشد، نه از فشار تحریم خارج شود و نه بتواند روابط عادی اقتصادی و سیاسی با جهان برقرار کند. حملات دورهای میتواند ایران را همواره در فاصله کوتاهی با جنگ بعدی نگه دارد، بیآنکه هزینه جنگی تمامعیار بر اسرائیل تحمیل شود.خروج از این دام نه به معنای تسلیم است و نه پذیرش صلح به هر قیمت. ایران به ترکیب بازدارندگی مؤثر و دیپلماسی نتیجهمحور نیاز دارد. بازدارندگی باید مانع تحمیل و تکرار حمله شود و دیپلماسی باید این توان را به دستاوردی سیاسی، اقتصادی و پایدار تبدیل کند.هدف روشن باید این باشد که علاوه بر جلوگیری از حملات مجدد، کاهش واقعی تحریمها، تعیین تکلیف اختلافات هستهای، حفظ حاکمیت ایران بر تنگه هرمز همراه با امنیت کشتیرانی و بازگشت ایران به اقتصاد و سیاست جهانی رقم بخورد. این مسیر میتواند با گامهایی محدود اما قابلسنجش آغاز شود؛ از آتشبس قابل نظارت و خط تماس بحران تا توقف حمله به زیرساختها و توافق مرحلهای هستهای.مسئله فقط جلوگیری از جنگ بعدی نیست. تداوم تعلیق، دولت را در وضعیت اضطراری نگه میدارد، رابطه دولت و ملت را فرسوده میکند و امکان برنامهریزی را از جامعه میگیرد. آتشبس زمانی ارزش دارد که از یک وقفه موقت، به مسیری برای حل مسئله و بازگرداندن امکان ساختن آینده تبدیل شود.متن کامل را در لینک زیر بخوانید:sharghdaily.com/fa/tiny/news-1114292%E2%9… به نام ایران@NarratingIran
