سخن از بازدارندگی برای آن است که ایران بماند؛ نسل و حرث باقی بماند؛ شهرها و زیرساختها و زندگی مردم…
انتشار: 2026/08/04 17:10 UTCدریافت: 2026/08/08 08:55 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 08:55 UTC
سخن از بازدارندگی برای آن است که ایران بماند؛ نسل و حرث باقی بماند؛ شهرها و زیرساختها و زندگی مردم حفظ شود. ما به امنیت نیاز داریم، نه برای دائمیکردن وضعیت اضطراری، بلکه برای توسعه. بقا شرط توسعه است، اما بقایی که به توسعه نینجامد، چیزی جز تداوم فرسایش نیست.هرمز؛ از بازدارندگی پیشینی به اجبار پسینیموضوع تنگه هرمز نیز باید با همین دقت مفهومی بررسی شود. من استفاده از کارت تنگه را دارای کارامدی کمتری برای بازدارندگی می دانستم و می دانم. اما پس از حمله و بستهشدن عملی تنگه، ماهیت ابزار تغییر کرد. آنچه پیشتر تهدید به استفاده از اهرم بود، اکنون به ابزار اجبار پسینی یا دیپلماسی قهری تبدیل شده است: تحمیل هزینه برای واداشتن طرف مقابل به توقف اقدام، پذیرش ترتیبات جدید یا ارائه تضمین.اکنون ایران در مسیری تازه قرار گرفته است. تصمیم اولیه، واکنشهای زنجیرهای ایجاد کرده است: آرایشهای نظامی جدید، تعهدات علنی، انتظارات داخلی، ترتیبات بیمهای و تجاری، تلاش کشورهای منطقه برای ایجاد مسیرهای جایگزین و شکلگیری ائتلافهای تازه. این همان چیزی است که در ادبیات نهادگرایی تاریخی «وابستگی به مسیر» نامیده میشود: تصمیمهای اولیه، هزینه انتخابهای بعدی را تغییر میدهند و دامنه مقدورات سیاستگذار را محدود میکنند.اما وابستگی به مسیر به معنای جبر نیست. این مفهوم نمیگوید چون وارد مسیری شدهایم، باید تا بینهایت در آن پیش برویم. تنها میگوید بازگشت ساده و بدون هزینه به نقطه آغاز ممکن نیست. بنابراین، هم مطالبه بازگشت فوری و رایگان به وضعیت پیشین سادهانگارانه است و هم تبدیل تداوم بستهماندن تنگه به یک اصل مقدس.اکنون مسئله اصلی این نیست که آیا تصمیم اولیه کمهزینه یا پرهزینه بود. من همچنان معتقدم بازدارندگی پیشینی هستهای، در صورت امکان، بر اجبار پسینی برتری داشت و استفاده بالفعل از هرمز هزینههای بسیار سنگینی ایجاد کرده است. اما سیاست عاقلانه در شرایط کنونی باید معطوف به بیشینهکردن منافع و جلوگیری از استهلاک اهرم موجود باشد.اهرم زمانی ارزش دارد که به نتیجه سیاسی تبدیل شود. اگر اختلال در هرمز بدون هدف روشن، شروط قابل اندازهگیری و نقشه خروج ادامه یابد، بهتدریج از ابزار اجبار به منبع فرسایش تبدیل میشود. طرفهای ثالث علیه ایران بسیج میشوند، مسیرهای جایگزین شکل میگیرد، زیان اقتصادی به داخل بازمیگردد و هزینه ادامه اقدام ممکن است از امتیاز قابل تحصیل بیشتر شود.راه درست نه عقبنشینی بیقیدوشرط است و نه استمرار نامحدود بحران. هدف باید تبدیل وضعیت موجود به بستهای قابل مذاکره باشد: توقف حملات، تضمینهای امنیتی، ترتیبات روشن و متقابل برای کشتیرانی، سازوکار مرحلهای و بازگشتپذیر، نظارت مورد توافق و کانال دائمی مدیریت بحران. خروج از مسیر باید مذاکرهشده و امتیازآور باشد، نه رایگان؛ اما نباید در دام مغالطه هزینههای غرقشده نیز افتاد. اینکه برای سیاستی هزینه دادهایم، بهخودیخود دلیل کافی برای ادامه نامحدود آن نیست.پایان یک توهم، نه پایان دیپلماسینکته مهمتر آن است که اصلاحطلبان و اصولگرایان باید درباره ماهیت نظام بینالملل در حال ظهور به یک تفاهم نظری حداقلی برسند. بدون چنین تشخیص مشترکی، سیاست خارجی ایران میان دو افراط نوسان خواهد کرد: توهم ادغام بیهزینه در نظم لیبرال و توهم مصونیت از ساختار قدرت از طریق شعارهای انقلابی.نظم پس از جنگ جهانی دوم هرگز کاملاً عادلانه، بیطرف یا قاعدهمحور نبود. قدرتهای بزرگ قواعد را طراحی میکردند و در بسیاری موارد بهصورت گزینشی به کار میبردند. بااینحال، همان نظم درجهای از پیشبینیپذیری، نهادینگی و محدودیت را بر رفتار قدرتها تحمیل میکرد. آنچه امروز در حال تضعیف است، نه یک آرمانشهر لیبرال، بلکه شکل نهادینهشده هژمونی است.ایالات متحده طی سالهای ۲۰۲۵ و ۲۰۲۶ خروج از توافق پاریس، سازمان جهانی بهداشت و دهها سازمان، کنوانسیون و سازوکار بینالمللی را در دستور کار قرار داده است. دولت آمریکا همزمان دیوان کیفری بینالمللی را تحریم کرده و سیاست تجاری خود را آشکارا با زبان امنیت ملی، تعرفه و اولویت مطلق منافع آمریکا بازتعریف کرده است. این اقدامات نشاندهنده حرکت به سوی نظمی گزینشیتر، معاملهمحورتر و متکیتر بر اجبار مستقیماند؛ نظمی که در آن، قدرت مسلط تا جایی از نهاد حمایت میکند که نهاد در خدمت ترجیحاتش باشد. من این وضعیت را میتوانم «امپراتوری نوین» بنامم؛ اما نه به معنای بازگشت ساده استعمار سرزمینی. امپراتوری نوین، شبکهای، مالی، فناورانه و امنیتی است. سلطه از طریق مرکزیت دلار، تحریمهای ثانویه، کنترل فناوریهای کلیدی، زنجیرههای تأمین، داده، پلتفرمها، پایگاههای نظامی، ائتلافهای امنیتی و صلاحیتهای فراسرزمینی اعمال میشود.
