اوتیسم اجتماعی و ظهور مازوخیسم در ادبیاتبه قلم؛ جمال بیگ«اوتیسم اجتماعی» ضرورتن یک اختلال ارتباطی ی…
انتشار: 2026/06/23 01:54 UTC
اوتیسم اجتماعی و ظهور مازوخیسم در ادبیاتبه قلم؛ جمال بیگ«اوتیسم اجتماعی» ضرورتن یک اختلال ارتباطی یا کناره گیری افراد از مناسبات جمعی نیست، بلکه می تواند به منزله ی یک وضعیت معنایی در نظر گرفته شود که در آن شبکه های تولید و گردش معنا دچار «گسست، انزوا و خودارجاعی» می شوند. در چنین وضعیتی، زبان به جای آنکه در میدان تعامل و هم آفرینی معنا حرکت کند، در مدارهای بسته و تکرارشونده گرفتار می شود. فرد، گروه یا حتا یک جامعه، به تدریج توان شنیدن صداهای دیگر را از دست می دهد و در زندان بازتاب های خودساخته محصور می گردد.در چارچوب فراگفتاریک، این پدیده را می توان نوعی فروپاشی در «هم فرگشت معنا» دانست. هنگامی که سامانه های اجتماعی، فرهنگی و زبانی دیگر قادر به تبادل زنده و خلاق با یکدیگر نباشند، «تکانگی معنا» کاهش می یابد و جهان اجتماعی به مجموعه ای از مونولوگ های پراکنده تبدیل می شود. هر گروه تنها روایت خود را می شنود و هر فرد تنها پژواک باورهای خویش را.در چنین فضایی، زمینه برای ظهور «مازوخیسم اجتماعی» فراهم می شود. مازوخیسم اجتماعی در اینجا به معنای «لذت بردن از رنج» نیست، شاید می توان گفت نوعی عادت به بازتولید الگوهای آسیب زا است. جامعه بارها در معرض «تجربه های ناکام، تحقیرهای نمادین، شکست های فرهنگی یا بن بست های ارتباطی» قرار می گیرد، اما به جای بازآفرینی معنا، همان چرخه ها را تکرار می کند. گویی رنج به بخشی از «هویت جمعی» تبدیل شده است.از دیدگاه مولفه ی فگورات در نظریه ی فراگفتاریک، این وضعیت را می توان نوعی «نحسی معنایی» دانست. فگورات زمانی شکل می گیرد که نشانه ها و روایت ها به جای گشودن افق های تازه، حامل حس مداوم ناکامی و بی افقی شوند. در نتیجه جامعه نه تنها از رنج رهایی نمی یابد، که ناخودآگاه به بازتولید آن کمک می کند. در این حالت، زبان نیز آلوده به «واژگان یاس، خشم، تحقیر و درماندگی» می شود و این واژگان همچون ویروس های معنایی در شبکه اجتماعی تکثیر می گردند.فراگفتاریک راه برون رفت از این چرخه را در احیای «زیست بوم معنا» جستجو می کند. هرگاه «امکان گفت و گو، چندصدایی، آشنایی زدایی و بازآفرینی معنا» فراهم شود، سامانه اجتماعی از انزوای معنایی فاصله می گیرد. در این فرایند، زبان دوباره به موجودی زنده و خلاق بدل می شود که می تواند میان تفاوت ها پل بزند و انرژی تازه ای به گردش معنا وارد کند. بنابراین درمان اوتیسم اجتماعی و مازوخیسم اجتماعی در «حذف تفاوت ها» نیست، که شاید با فعال کردن ظرفیت «هم فرگشتی معنا» و بازگشودن مسیرهای تازه برای تعامل، تخیل و آفرینش جمعی پدید بیاید.......زنده باد ادبیات ایرانارادتمندجمال بیگ
