به همین دلیل «تکانگی در فراگفتاریک» اهمیت پیدا می کند. فعل ناگهان حرکت می کند. واژه از جای خود بلند…
انتشار: 2026/08/19 11:42 UTCدریافت: 2026/08/20 04:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 04:16 UTC
به همین دلیل «تکانگی در فراگفتاریک» اهمیت پیدا می کند. فعل ناگهان حرکت می کند. واژه از جای خود بلند می شود.تشبیه دیگر تزئین نیست؛ سازه را جابه جا می کند.و مخاطب ناگهان متوجه می شود: آنچه طبیعی تصور می کردم، شاید فقط یک نجاری قدیمی بوده است.۷. « جهان نجاری شده» و مفهوم « تکینگی» در فراگفتاریک:در اینجا می توان فرضیه را بهمفهوم «تکینگی» پیوند زد.«تکینگی» لحظه ای است که یک قطعه از جهان دیگر در جای قبلی خود نمی نشیند.مثلن:«خانه»،ناگهان می شود «زندان».«پرچم»، ناگهان می شود «حافظه».«مادر»، ناگهان از یک نسبت خانوادگی به «سرزمین» تبدیل می شود.«مرگ»،ناگهان از پایان زندگی به «آغاز روایت» تبدیل می شود.در چنین لحظه ای، نجاری قبلی جهان شکست می خورد و معماری تازه ای شکل می گیرد.۸. آیا جهان واقعا نجاری شده است؟:اینجا باید احتیاط نظری داشت.«جهان نجاری شده» نباید به این معنا گرفته شود که هیچ واقعیت مستقلی بیرون از ذهن وجود ندارد.فراگفتاریک می تواند میان دو سطح تمایز بگذارد:جهان هستیشناختیوجهان تجربه شده و معناشده.باران ممکن است مستقل از ما ببارد؛ اما «باران» به عنوان «خاطره، عشق، تهدید، نعمت، موسیقی یا شعر»، محصول شبکه ای از بدن، فرهنگ و زبان است.بنابراین: ما جهان را خلق نمی کنیم؛اما جهانی را که در آن زندگی می کنیم، تا حد زیادی شکل می دهیم.این تفاوت بسیار مهم است.۹. و شاید مهم ترین گزاره فرضیه از دیدگاه فراگفتاریک:انسان در جهانی زندگی می کند که پیشینیان او آن را نجاری کرده اند؛اما هر نسل می تواند دوباره آن را باز کند.واژه ها میخ های قدیمی اند.شعر، چکش معکوس است.چکش معمولی میخ را فرو می برد؛شعر می تواند میخ را بیرون بکشد.و وقتی میخ بیرون می آید، قطعه ای از جهان آزاد می شود.شاید رسالت فراگفتاریک دقیقن همین باشد: و نه ساختن یک جهان نهایی،که بیشتر، آشکار کردن نجاری های پنهان جهان است.از این دیدگاه، «جهان نجاری شده» می تواند یک مفهوم مرکزی برای نظریه ی بینا رشته ای فراگفتاریک باشد؛ زیرا همزمان «زبان، روان، بدن، جامعه، سیاست، هنر، حافظه و فرهنگ» را در یک مدل واحد به هم متصل می کند.و در نهایت شاید بتوان آن را در یک جمله فشرده کرد:جهان آن چیزی نیست که فقط ساخته شده است؛ جهان چیزی است که مدام «ساخته، بریده، میخ شده، باز شده و دوباره ساخته» می شود.و فراگفتاریک، هنرِ شنیدن «صدای اره» در پشتِ «سکوتِ» جهان است.زنده باد ادبیات ایرانبا احترام#جمال_بيگ


