.برتافت رخ چو آینه آن ماه چون کنم؟نبوَد مجال دم زدنم، آه ...چون کنم؟ره در دلم نمی دهد آن بت به هیچ…
انتشار: 2026/07/21 21:16 UTCویرایش: 2026/08/01 00:05 UTCدریافت: 2026/08/01 00:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:05 UTC
.برتافت رخ چو آینه آن ماه چون کنم؟نبوَد مجال دم زدنم، آه ...چون کنم؟ره در دلم نمی دهد آن بت به هیچ وجهسنگین دل است ،در دل او راه چون کنم؟دستش به دست ساقی و زلفش به چنگ غیردست من است از همه کوتاه چون کنم؟خواهد دمید صبح وصال من از فراقدر مُردنم چو شمع سحرگاه، چون کنمناگفتنی ست عشق بتان ،چون حدیث گنجکس را ز حال خویشتن آگاه چون کنم؟گیرم به نا امیدی و جورش به سر برمبا جور بخت و طعنه بدخواه چون کنم؟اهلی مگو که از ذقنش دل نگاه دارمن مست بی خودم، حذر از چاه چون کنم؟اهلی شیرازی . 🌹🌹🌹🌺🌹🌹🌹@jamedel1
