از پسِ این تیرگیها برنیامد ماه ماصبحِ امیدی نمیزاید شبِ جانکاه ماگفتم: ای دستم به دامانت! بلندم ک…
انتشار: 2026/08/17 09:54 UTCدریافت: 2026/08/20 17:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 17:10 UTC
از پسِ این تیرگیها برنیامد ماه ماصبحِ امیدی نمیزاید شبِ جانکاه ماگفتم: ای دستم به دامانت! بلندم کن ز خاکگفت: دستت را بکش از دامنِ کوتاه مااز همان آغاز این دو پشت هم پنهان شدندشاه، پشتِ شیخ ما و شیخ، پشتِ شاه مااینکه در یک قایقیم ای شیخ! از اقبال ماستگرچه در یک راستا هرگز نبوده راه ماای مقنی! آب چندانی نصیب ما نشدبهرِ تو نانِ فراوان داشت اما چاه مانیمهٔ خالی و پُر فرقی ندارد در عملکلِ لیوان رفته وقتی در نشیمنگاه ما #جواد_زهتابمقنی: چاهکن. .

