.زنی را می شناختم که مراد دل دخترش این بود که صاحب خانه وکاشانه ای شود دخترک در آغاز نوجوانی نامزدی…
انتشار: 2026/07/15 05:08 UTC
.زنی را می شناختم که مراد دل دخترش این بود که صاحب خانه وکاشانه ای شود دخترک در آغاز نوجوانی نامزدی داشت که کارشان به جدایی کشیده بود... از آن پس هر گاه احتمال ازدواجی پیدا می شد ، دخترک از شدت بیم وهراس شکستی تازه کارش به جنون می کشید ، مادرش خواست برای ازدواج دخترش که مطابق با طرح الهی باشد وهیچ قدرتی نتواند آن را به هم بزند ، کلامی بر زبان بیاورد.مادر هنگام صحبت یکریز می گفت "نلی بیچاره،نلی بیچاره"گفتم :دیگر هرگز دخترت را نلی بیچاره صدا نکن .تو با این کارت به قدرت جاذبه او لطمه می زنی .... عوض" نلی بیچاره" او را" نلی خوشبخت "نلی خوش اقبال" بنام.... چون تو باید ایمان داشته باشی... که اکنون دیگر خدا مراد دلش را به او می دهد....البته مادر ودختر هر دو به تکرار عبارات حاوی حقیقت ادامه دادند.اکنون نیز نلی تقدیرش را به انجام رسانده و"بانو نلی "است و دیو ترس برای ابد ناپدید شده است....شما فرزندانتان وعزیزانتان را چه گونه خطاب می کنید آیا به آنها قدرت می دهید یا نیروی جذبه آنها را ناپدید می سازید؟..فلورانس اسکاول شین@jazbeehamsar

