نام واقعی این خرمگس فرهاد قنبری است. یک چپی دوآتشه که، مثل عرزشیهای داخلی، ویرانی ایران و فداشدن ا…
انتشار: 2026/07/08 11:26 UTC
نام واقعی این خرمگس فرهاد قنبری است. یک چپی دوآتشه که، مثل عرزشیهای داخلی، ویرانی ایران و فداشدن ایرانیان برایش مهم نیست تا وقتی عقدههای ایدئولوژیکش ارضا شود!ولی فرق این چپی (و یا کسی مثل علیزاده) با کثافتهای داخلی این است که این مجاهد بزرگ (و نیز علیزاده) در لندن نشسته است و از آنجا با جان مردم ایران «استکبارستیزی» میکند و نسخه مقاومت وجنگ میپیچد. یعنی آخر آخر حرامزادگی و تعفن!
پستهای تلگرام — جناب گاو
رابطهٔ شاه و مصدقدر ادامهٔ سلسلهمباحثم دربارهٔ مصدق، در این فایل صوتی، رابطهٔ شاه و مصدق را در طول دوران دولت مصدق بررسی کردهم.اصل ادعایی که در این گفتار مطرح میکنم اینهکه شاه از ابتدا تا پیش از برگزاری رفراندوم غیرقانونی مصدق همواره از مصدق حمایت میکرد و از اتخاذ هر گونه اقدام غیرقانونی علیه او خودداری میکرد.این ادعا رو با استناد به یکی از معتبرترین روایتهای یکی از تاریخنگاران مصدقدوست و نیز با استناد به اسناد مورد علاقه مصدقدوستان اثبات کردهم.مثل فایلهای دیگه، امیدوارم صبوری پیشه کنید و این فایل رو گوش بدید.فایلهای پیشین رو در لینکهای زیر میتونید بشنوید:▪️ «مصدق و راهآهن»▪️«مصدق و رضاشاه»▪️«ایران در خطر تجزیه ــ سال ۱۳۲۴»▪️«مصدق، حزب توده و کمونیسم»▪️«مصدق و پارلمان ــ قانون اختیارات▪️«چه کسی کودتا کرد؟ مصدق یا شاه و زاهدی؟»▪️«پاسخ به انتقاد مصدقدوستان»▪️ «مصدق و کمیسیون نفت»▪️«جدال مصدق و رزمآرا»#مصدق@Garajetadayoni | گاراژ
منوچهر آشتیانی-جامعهشناسِ نئومارکسیست و عضو سابق حزب توده- با شوق و ذوق از دعوت آیت الله مهدوی کنی از او برای تدریس در دانشگاه اسلامی امام صادق صحبت می کند: «چون اینجا به دانشجوها (گزینش شده ها) اقتصاد ارتجاعی کینز! را تدریس می کنند شما بیا مارکس درس بده»حتی در اوج سرکوب ها توسط روحانیت شیعه هم از اینکه همچنان با آنها در اتحاد استراتژیک علیه امپریالیسم! هستند اینچنین ذوق می کنند!🔸 @kaaveh_iran
🖥 ۲۸ مرداد یک فرقه مذهبی شده است👤 فریدون مجلسیبه اسم ملی کردن، مصادره کردندبه اسم مقاومت، صنعت نفت را تعطیل کردندشوروی چون بازنده ۲۸ مرداد بود به پروپاگاندا ادامه میداد◽️@utfinance◽️#۲۸مرداد#مصدق#فریدون_مجلسی
——«کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه»«استفاده از نیروهای مسلح از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود»مقالهای از شیدا باوند در فریدونشیدا باوند - که نام مستعار نویسنده این مقاله است - در بخشی از مقاله در دلیلآوری برای ادعای محوری، کودتای مصدق علیه پادشاهی مشروطه، چنین مینویسد:«تعریف کودتا اقدام نظامی از طرف نیروهای مسلح علیه دولت رسمی کشور است. مصداق واقعی این امر، کودتای سوم اسفند ۱۲۹۹ است که رضاخان میرپنج و سید ضیاءالدین طباطبایی در رأس قوای قزاق وارد پایتخت شدند. سازمانهای دولتی را در اختیار گرفتند و شاه را وا داشتند که فرمان نخستوزیری به نام سید ضیاءالدین صادر کند.عزل مصدق با تعریف "کودتا" نمیخواند. مصدق خود دولت بود و نیروهای مسلح را در کنترل کامل خود داشت. اما استفاده از آن نیرو از لحظهای که مصدق فرمان عزل خود را گرفت، عملا کودتای مصدق علیه نظام کشور بود و نظام منحصر به مقام سلطنت نبود، بلکه مجموعهای از نهادهاست که همه لگدمال شدند:قانون اساسی (که در آن اختیارات و مسئولیتهای همه نهادها و شخص پادشاه بهروشنی تعریف شده بود و مصدق با بیاعتنایی کامل به نص صریح قانون عمل کرد)، مجلسین (که به طور غیرقانونی آنها را منحل کرده بود)، قوه مجریه (که در تمام دوران نخستوزیری او به قوه مقننه تبدیل شده بود و قانونگذاری میکرد)؛ قوه قضاییه (که با برکناری قضات عالیرتبه و انتصاب قضات فرمانبر از دولت به ابزار دست دولت در پیشبرد اهداف و برنامههایش تبدیل شده بود)».-------این مقاله را با عنوان «کودتای محمد مصدق علیه پادشاهی مشروطه» در «فریدون» بخوانید:fereydoun.org/articles/sheida-bavand-6034…
📃 مرض مصدّقمسلکی➣ @Notes_On_Liberty ۲۵ امرداد سالروز آغاز رویدادهاییست که به عزل مصدّق ۲۸ امرداد انجامید؛ رویدادی که سرآغاز بحثها و جدالهای تکراری و پایانناپذیر تا به امروز بوده است. فارغ از بحثهای درونجناحی (بین دو فرقهی ناسیونالسوسیالیست) و دعواهای قدرتطلبانه، شناخت مصدّق امری حیاتی در فهم وضعیّت کنونی و علاج آن است. مرض مهلکی که فضای سیاسی ما بدان مبتلاست ریشه در عفونتی دارد که مصدّق و فرقهی موسوم به جبههی ملّیاش برجای نهادند. ناسیونالیسم غربستیز، اردوکشی خیابانی و دولتیسازی صنایع اموری بودند که مصدّق ابداع کرد یا در ترویج آن نقش پررنگی داشت. مهمتر از اینان میراثی است که میتوان آن را مصدّقمسلکی نامید: حیثیّتی کردن مسائل، هیاهو و انگزدن برای پیشبرد اهداف سیاسی، پوپولیسم. دموکراسی و مشروطیّت ایرانی هرچه بود و هرطور که عمل میکرد داوریاش در جای خود، و اگرچه شاید ردّ پایی از ترور مخالفین یا فشار بر آنان در ایرانِ پسامشروطه و پیشامصدّق بتوان یافت، مصدّق نخستین کسی بود که مخالفان خود را صریحاً و در مجلس ملّی تهدید به ترور کرد (و این ترور خیلی زود عملی شد). مصدّق و جبههی ملّیاش مروّج اصطلاحات اسلامی برای حذف مخالفان بودند؛ رزمآرا را مهدورالدّم نامیدند (کلمهای که عیناً در لایحهی عفو قاتل رزمآرا آمده بودند؛ با اینکه مداخلهی قوّهی مقنّنه در کار قوّهی قضائیّه امری غیرقانونی بود کاری ندارم)، قوامالسّلطنه را مفسد فیالارض خواندند و در پی مصادرهی اموالش برآمدند. اردوکشی خیابانی که روشی معمول در اعتراضات علیه دولتهاست، آلتی در دست مصدّق، بهعنوان مسئول دولتی، شد تا مخالفانش را -که عمدتاً افرادی با استدلالهای منطقی در زمینهی روابط خارجه و مسئلهی نفت بودند- ساکت کند (من اینقدر پشتیبانی مردمی دارم پس من درست میگویم!). این تودهگرایی روشی بود که بعدها مورد تقلید مسئولان دیگر برای پیشبرد اهدافشان قرار گرفت. عوامگرایی دیگر مصدّق در چهرهی توسّل به رفراندوم برای نیل به اهداف، خود را نشان داد که بعدها دو بار دیگر در تاریخ ایران به کار گرفته شد. مصدّق که فکر دولتیسازی صنعت نفت را با خیال واهی و افکار نسنجیده رواج داد، مسئله را حیثیتی کرد و هر انتقاد و سفارش خیرخواهانه را با تهمت و افترا پاسخ میداد. او صدای منتقدان با انگهایی مانند خائن و وطنفروش و عامل استعمار خاموش میکرد. با گذشت زمان منتقدان از ترس بیآبرویی و برچسب خوردن از میدان بیرون رفتند و مصدق را با لجبازی و حماقتهای منحصربهفردش تنها گذاشتند. انگ و تهمت، اردوکشی خیابانی و تهدید مخالفان اصول مصدّقمسلکی هستند که گرچه مصدّق را در باتلاق فرو بردند ولی با مصدّق به گور نرفتند و در عرصهی سیاست ایران، تا به امروز، دوام آوردند. هنوز هم سیاستمدار ایرانی بر این است تا با اشغال خیابان کار را پیش ببرد، با گسیل فحّاشان و انگزنی، با حیثیّتی کردن قضایا، مخالفان را منکوب کند. بعید است سرنوشت مصدّقیمسلکان چیزی جز اسلافشان باشد.#مصدق #مصدقمسلکی #عوامگرایی➣ @Notes_On_Liberty
آینده ما: تلفیقی از کره شمالی، کوبا، یمن، و کمی هم پاکستان و آرژانتین!این قسمت کره شمالی:t.me/P_raetorio/45027

