شریعتیبخش ۱✍جواد گوهریبه عنوان کسی که در عنفوان نوجوانی کتابهای شریعتی را میبلعید، میخواهم چند ک…
انتشار: 2026/08/15 18:26 UTCدریافت: 2026/08/18 05:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 05:40 UTC
شریعتیبخش ۱✍جواد گوهریبه عنوان کسی که در عنفوان نوجوانی کتابهای شریعتی را میبلعید، میخواهم چند کلامی در مورد او بگویم.۱- شیادتر از پروفسور شاندلشریعتی شیاد بود، نه به خاطر آن داستان پروفسور شاندل ساختگی. بلکه به دلائلی بسیار مهمتر!او همه چیز مذهب و دین را با قرائتی سوسیالیستی خواند و عرضه کرد، و بلکه مدعی شد که این قرائت صورت اصلی و اولیه و تحریفنشده است. آیا برای اینها دلیل و مدرک آورد؟ آیا به شواهد تاریخی اولیه روی آورد؟ آیا با ارائه احادیث و روایات این کار را کرد؟خیر! بلکه با پرگویی و سالاد کلمات و شعربافی! اول تا آخر حرفهایش یک نمونه حرف دقیق پژوهششده نمییابید. اول تا آخرش شعار و شعر و روضهخوانی (مثال روضهخوانیش در «آری اینچنین بود ای برادر» از همه مشهودتر بود). در پرگویی و درازگویی و وراجی دست هر آخوند وراج و پرگویی را از پشت بسته است. (سبک او را بعداً مسئولین بلندپایه مملکت، از نوع خیلی بلندپایهاش، تقلید کردند). و برای آنکه جلوی هر اعتراض و بحثی را از قبل ببندد، هر صدای مخالفی را از قبل با انگ بستن منکوب کرد. علمای سنتی را «متحجر» خواند، فیلسوفان را «پفیوزان تاریخ»، تاریخ را تاریخ پادشاهان و قدرتمندان خواند (تا هر رجوعی به تاریخ را در نطفه خفه کند)، الهیات و فقه و علم حدیث و هر چه تصور کنید را در خدمت «زر و زور و تزویر» خواند..... پژوهش علمی و تدقیق تاریخی و مانند آن هم که مال «بیدردان» و پفیوزها و بورژوا است....مثلاً، «انتظار، مذهب اعتراض» اورا ببینید. طبق معمول همه سخنرانیهایش، یک مقوله مذهبی (در اینجا «انتظار فرج») را میگیرد و آن را تفسیری سوسیالیستی و چپی میکند و آن را تبدیل به مقولهای برای مبارزه میکند. بلکه مدعی میشود که اساساً این تفسیر صورت خالص و اولیه و تحریفنشده است. «انتظار» که تا این زمان در میان شیعیان امری «منفعلانه»، «متحجرانه» و واپسگرا بود، در حقیقت امری انقلابی، پیشروانه، و کنشی فعالانه است که توسط «اصحاب زر و زور و تزویر» تحریف شده است و معنی اصلی خود را از دست داده است.اما مشکل آنجاست که در بیشمار احادیث مربوط به «قیام قائم» و یا در سنت تاریخی شیعه هیچ جا رد پایی از این قرائت وحود ندارد، بلکه برعکس. روایات تقریباً به تمامی قیام و انقلاب و ستیز با حکومت وقت (هر چند ظالم) را نهی میکنند و اقامه عدل را به آمدن قائم موکول میکنند و تا آن زمان فقط صبر و انتظار و ایمان را تجویز میکنند. پس شریعتی چگونه تفسیر و قرائت خود را توجیه میکرد؟ همانگونه که گفته شد، با روضه و پرگویی و کلمهبافی و انگ زدن و ....۲-شریعتی شیفته و عاشقمیگویند شریعتی شیفته ابوذر و علی و زینب بود. اما آن ابوذر و علی و زینبی که شریعتی شیفتهشان بود، دروغین بودند. یک کمونیست مصری در کتابش با نام «ابوذر، کمونیست موحد» با داستانپردازی و ترکیب راست و دروغ، و با جا زدن مفاهیم اخلاقی چون زهد به جای ایدههای کمونیستی، ابوذر را تحریف کرد. شریعتی کتاب او را ترجمه کرد و به اسم خودش منتشر کرد. مرتب از ابوذر سخن میآورد که «در شگفتم از کسی که در خانه نانی برای خوردن نمی یابد و با شمشیر آخته بر مردم نمیشورد»، سخنی که ابوذر هیچگاه نگفته بود و سخنی که با هیچ یک از تعالیم دینی قرآن یا با سخنان پیامبر نمیخواند. علی و زینب شریعتی هم به همین میزان ساختگی بودند.اما شریعتی به واقع شیفته بود! او بیش از همه شیفته خودش بود! برای آنکه میزان خودشیفتگیاش را ببینید، کتاب «کویر» او را بخوانید. اول تا آخر خودش است که مرکز است. حتی آن خروس بیمحل در آغاز کتاب به وضوح استعاره از خودش است. او خود را ابوذر زمان، علی زمان و زینب زمان میدید. دوست داشت همه او را مبارزی آشتیناپذیر ببینند، در حالی که این ساواک بود که مستقیم و غیرمستقیم از او حمایت میکرد. چنان از اینکه «جوانی» را در زندان گذرانده صحبت میکرد که هر کسی گمان میکرد سالها در ایام جوانی زندان بوده است.اطمینان و یقینی که در جایجای کلام شریعتی دیده میشود حاصل یقین به حقیقت نیست، بلکه خاصل اطمینانش به خودش است. همین خودشیفتگی هم او را در نزد تودهها محبوب میکرد. به خصوص ایرانیها که علاقهی خاصی به افراد خودشیفته دارند.۳-شریعتی مسلمانشریعتی چهگوارا را «حسین زمانه» خواند. چهگوارای کمونیست، جنایتکار و فتنهجو را! همان چهگوارا که یار کاسترو بود و نتایج انقلاب سوسیالیستی درخشانشان را امروز در کوبا میبینیم. چه قدر فاصله است از «حسین زمانه» دیدن چهگوارا تا «پیامبر زمانه» دیدن مارکس؟!در «حسین، وارث آدم» داستان وازدگیاش از عزاداری سنتی را میگوید و اینکه در آن حسین واقعی را نیافته، و بعد از آن یک روضهخوانی مارکسیستی پرطمطراق ارائه میدهد (به تعبیر مرتضی مطهری که خودش یک پا سوسیالیست بود).@youngconservative
