البته چامسکی بعدها اعلام کرد که وقتی آمار دقیق و ابعاد هولناک فاجعه مشخص شد، آن را پذیرفته است، ول…
انتشار: 2026/07/05 05:31 UTC
البته چامسکی بعدها اعلام کرد که وقتی آمار دقیق و ابعاد هولناک فاجعه مشخص شد، آن را پذیرفته است، ولی منتقدانش همچنان او را متهم میکنند که به خاطر مخالفت شدید با امپریالیسم آمریکا، در برابر یک نسلکشی واقعی دچار خطای محاسباتی اخلاقی و تحلیلی شد.۸- میشل فوکو: دیدگاه فوکو در این زمینه به مصاحبه مشهورش با چامسکی بر در موضوع قدرت و عدالت انقلابی بر می گردد. موضع فوکو نه دفاع از سوسیالیسم موجود (مانند شوروی)، بلکه نگاه خاص او به مفاهیمی مثل «عدالت» و «قدرت» بود.فوکو به مفهومِ «عدالت جهانی و انسانی» باور نداشت. او باورمند بود عدالت خودش ابزاری است که طبقه حاکم برای حفظ قدرت ساخته است. بنابراین، در یک موقعیت انقلابی، اگر پرولتاریا (طبقه کارگر) علیه طبقه حاکم دست به خشونت بزند، این کار برای اجرای «عدالت» نیست، بلکه برای «کسب قدرت» و پیروزی در جنگ است.از دید فوکو، خشونت انقلابی جزیی از تغییر ساختار قدرت است. منتقدان این دیدگاه را نوعی نسبیگرایی خطرناک میدانند که راه را برای توجیه هرگونه سرکوب پس از انقلاب هموار میکند (چنانکه در جریان انقلابهای مختلف رخ داد).ولی چرا؟! چرا این قلم های آسمانکوب قوی، چنین کردند؟ مگر از دل این نوشته ها و شبه نوشته ها نبود که مجاهدین خلق، فدایی ها و طیف گسترده مارکسیست های اسلامی ما را به اینجا کشاندند؟ شریعتی ها و آل احمدها جز از اینان و تابعانشان متاثر بودند؟اصولا چرا چنین چنین فضای فکری و پارادایمی بر نیمه دومسده بیستم سایه افکند و بلکه فراگیر شد؟ به گمانم ریشه این پارادایم را باید در سه عامل یافت:۱-از دیدگاه این روشنفکران، جهان تنها دو جبهه بود: سرمایهداری امپریالیستی ( نمادشر) و سوسیالیسم (نمادخیر). آنان فکر کردند که هرگونه نقد به جبهه سوسیالیسم، عملاً کمک به جبهه سرمایهداری است.۲- آنان باورمند بودند جامعه بیطبقه آینده(اتوپیا) آنقدر باارزش و باشکوه است که رنجها، شکنجهها و کشتارهای مسیر، برای رسیدن به آن، «بهای ناچیزی» است که باید پرداخت شود.۳- بسیاری از این روشنفکران در کافهها و دانشگاههای پاریس، لندن و نیویورک در امنیت کامل زندگی میکردند و هرگز طعم واقعی زندگی زیر سایهKGB شوروی یا خمرهای سرخ پل پوت و شومبختی های چین مائو را نچشیده بودند. برای آنها، کارگران و قربانیان، صرفاً «اعداد و مفاهیمی روی کاغذ» بودند.به هر حال برای من روشن است که عالِمی، می تواند عالَمی را فاسد می کند.