داستان از این قرار استوقتی کسی سعی می کند خودش را از ما دور کند ما می دویم به دنبالش...قطعا کسی که…
انتشار: 2019/03/14 05:30 UTCدریافت: 2026/08/20 10:46 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 10:46 UTC
داستان از این قرار استوقتی کسی سعی می کند خودش را از ما دور کند ما می دویم به دنبالش...قطعا کسی که پا به فرار گذاشته قدرت دو چندانی پیدا کرده در دویدن٬قطعا دنبال کردن آدمی که از ما گریخته عصبیتی به همراه دارد که دویدن را سخت می کند پس دست به بازی دیگری میزنیم...با مظلوم نماییِ سازمان یافته٬ آدم رفته را از نصف راه برمیگردانیم...آدمی که نصفش رفته و نصف دیگرش به ترحم و عذاب وجدان مانده یکجور سردی و دلزدگی داردکه با خروار خروار محبت های دو چندان شده ما گرم که هیچ حتی وِلَرم هم نمیشود...از این به بعد رابطه میشود کولی دادن و کولی گرفتن...آدم یکبار رفته چند بار دیگر هم میرودبا هر بار رفتنش کفه وادادن هایمان را سنگین تر می کنیم و برش میگردانیم...یک روز دیگر نه جای خالی برای این کفه می ماند، نه توانی بر شانه هایمان و نه شأن و آرامش و قدرتی که جذب کند طرف مقابل را...آدمی که ماه ها پیش روحاً رفته امروز به تمامی میرود...گاهی ما با دیر رها کردن از خودمان و دیگری یک هیولا میسازیم با قدرت ویرانگریِ نا محدود
