📝📝 تلنگرآن روز که ایران از مسئله نخست ما بیرون رفت✍️ سهراب واحدی راد⚛ @jomhuriyatدریغ است ایران که…
انتشار: 2026/08/07 09:57 UTCدریافت: 2026/08/07 17:16 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/07 17:16 UTC
📝📝 تلنگرآن روز که ایران از مسئله نخست ما بیرون رفت✍️ سهراب واحدی راد⚛ @jomhuriyatدریغ است ایران که ویران شودکنام پلنگان و شیران شود♈️ ملتها را همیشه با شمشیر شکست ندادهاند. گاه، پیش از آنکه دیواری فرو ریزد، اندیشهای فرو میریزد. پیش از آنکه پرچمی بر زمین افتد، حقیقتی از یاد میرود و پیش از آنکه سرزمینی ویران شود، مسئله آن سرزمین از ذهن فرزندانش بیرون رانده میشود. از همان لحظه، تاریخ بیآنکه صدای گامهایش شنیده شود، ویرانی را آغاز میکند.♈️ این روزها، فضای اندیشه ما آکنده از جدال است. نام شریعتی بر زبانهاست، پاسخ غنینژاد نقل محافل میشود، کنایههای زیدآبادی دست به دست میگردد و هر روز موضوعی تازه ذهنها را به خود مشغول میکند. در کنار این هیاهو، جمعی از دوستان نیز با دغدغه صلح و آینده ایران بیانیهای را امضا کردهاند؛ تلاشی شریف و خیرخواهانه. اما در میانه این همه گفتوگو، پرسشی خاموش همچنان بیپاسخ مانده است؛ آیا ما هنوز درباره ایران میاندیشیم، یا تنها درباره موضوعاتی میاندیشیم که به ما عرضه میشوند?♈️ تاریخ، بیش از آنکه میدان رویارویی شمشیرها باشد، میدان رقابت بر سر دستور کار ذهنها بوده است. قدرت، آنگاه که از پاسخگویی فاصله میگیرد، بیش از آنکه به خاموش کردن صداها نیاز داشته باشد، به مشغول کردن ذهنها نیاز دارد. جامعهای که هر روز به نزاعی تازه فراخوانده شود، کمتر فرصت مییابد از خود بپرسد چرا آنچه باید تغییر میکرد، همچنان تغییر نکرده است.شاید تلخترین حقیقت سیاست همین باشد که بحران، برای مردم رنج است، اما برای هر قدرتی که از پاسخگویی میگریزد، میتواند فرصتی برای به تعویق انداختن پرسشهای اساسی باشد. در چنین فضایی، ناکارآمدی در سایه اضطرار پنهان میشود و جامعه، بیآنکه دریابد، به زیستن در وضعیت دائمی بحران عادت میکند.♈️ از همینجاست که باید ترسید. نه از اختلاف اندیشهها، بلکه از آن لحظه که اختلافها، جای مسئله اصلی را بگیرند. خطر آن نیست که درباره شریعتی، غنینژاد یا هر اندیشه دیگری گفتوگو کنیم. خطر آن است که در پایان همه این گفتوگوها، هنوز کسی از خود نپرسد، ایران در این میان چه بهایی پرداخته است.♈️ من از خود میپرسم، آیا ما به اختیار خویش میاندیشیم، یا در زمینی بازی میکنیم که قواعد آن را دیگران نوشتهاند؟ آیا این همه هیاهو، آگاهانه یا ناآگاهانه، ما را از دیدن زخمهای عمیقتر بازنمیدارد؟ زخم اقتصاد، مهاجرت، فرسایش اعتماد، فروکاستن امید و گسستن پیوند مردم با آینده. آیا اینها مسئله نخست ایران نیستند؟هر قدرتی، اگر بقای خویش را بر بقای میهن مقدم بدارد، از درون به تضعیف همان سرزمینی کمک میکند که مشروعیت خود را از آن گرفته است. آنگاه کرسی، از امانت به مالکیت تبدیل میشود و بحران، به جای آنکه استثنا باشد، به سازوکاری برای دور شدن پاسخگویی از افکار عمومی بدل میگردد.♈️ در چنین فضایی، حتی اهل قلم نیز ممکن است ناخواسته به بخشی از همین چرخه تبدیل شوند. ما با نیت دفاع از حقیقت مینویسیم، اما گاه فراموش میکنیم حقیقتی بزرگتر، آرام و خاموش، از مرکز نگاه ما کنار رفته است. ما بر سر اشخاص داوری میکنیم، حال آنکه تاریخ، درباره نسبت همه ما با ایران داوری خواهد کرد.♈️ تاریخ این سرزمین، سرشار از صاحبان قدرتی است که گمان میکردند ماندگارند. اما نه کرسیها ماندند و نه صاحبانشان. آنچه ماند، ایران بود؛ زخمی، اما پابرجا. و آنچه در حافظه تاریخ باقی ماند، نه شکوه قدرت، بلکه داوری درباره نسبت آن قدرت با سرنوشت این سرزمین بود.شاید بزرگترین فریب تاریخ، آن نباشد که حقیقت را از مردم پنهان کنند، بلکه آن باشد که ذهن مردم را چنان از حقیقتهای کوچک انباشته کنند که دیگر جایی برای حقیقت بزرگ باقی نماند.و حقیقت بزرگ، تنها یک کلمه است.ایران.♈️ اگر روزی تاریخ درباره نسل ما بنویسد، امید آن است که ننویسد مردمانی بودند که بر سر همه چیز سخن گفتند، جز بر سر ایران. امید آن است که بنویسد نسلی بودند که در میان غوغای بیپایان، دریافتند بزرگترین مسئولیت اهل اندیشه، افزودن بر هیاهو نیست، بلکه بازگرداندن ایران به مرکز اندیشه ایرانی است.زیرا هیچ ملتی، در روز سقوط از میان نمیرود.ملتها از روزی فرسوده میشوند که مسئله اصلی خود را فراموش کنند.و پرسش اینجاست...آیا هنوز، ایران، مسئله نخست ماست؟#جمهوریت ⚛ @jomhuriyat
