📝📝حیات جامعه در خدمت یک نظم امنیتی✍مرضیه حاجی هاشمی⚛ @jomhuriyat♈️برخی تحلیلگران بر این باورند با افزایش نقش نیروهای نظامی و امنیتی در سیاست داخلی و خارجی، ساخت قدرت در «جمهوری اسلامی» به الگویی شبیه «پاکستان» نزدیک میشود، الگویی که در آن ارتش (قوای نظامی)، فراتر از یک نهاد دفاعی، به یکی از بازیگران اصلی و حتی داور سیاست تبدیل شده است و رفاه و توسعه به میزان قابل توجهی هزینه این رویکرد نظامی-امنیتی می شود. ♈️اینجاست که باید کاوید در حالی که ایران و پاکستان، تاریخ، ساخت قدرت، هویت ملی و تجربه اجتماعی متفاوتی دارند، ایران به واقع پاکستان میشود؟آیا جامعه ایران هزینههای اجتماعی و اقتصادی یک نظم سیاسیِ عمیقاً امنیتیشده را همانگونه که در پاکستان تا حدودی تجربه شده، می پذیرد؟♈️پاکستان در سال ۱۹۴۷ در شرایطی متولد شد که مسئله امنیت ملی از همان آغاز با مسئله بقای کشور گره خورده بود. تقسیم «هند» با خشونت گسترده همراه شد، مسئله «کشمیر» بلافاصله به جنگ انجامید و پاکستان خود را در برابر کشوری بزرگتر و قدرتمندتر یافت. در چنین شرایطی ارتش به تدریج به منسجمترین و سازمانیافتهترین نهاد کشور تبدیل شد. ♈️ضعف احزاب و نهادهای سیاسی، بیثباتی دولتهای غیرنظامی و استمرار منازعه با هند، زمینهای فراهم کرد که ارتش نه فقط مسئول دفاع از کشور؛ بلکه مدعی توانایی اداره و حفظ آن نیز شود.♈️کودتای ۱۹۵۸ به رهبری «ایوب خان» نقطه عطف این فرایند بود. پس از آن، حتی در دورههایی که حکومت رسماً غیرنظامی بود، ارتش توانست نفوذ گسترده خود را در حوزههایی مانند سیاست خارجی، امنیت ملی، هند و افغانستان حفظ کند.♈️در نتیجه، در پاکستان با ساختاری مواجه شدیم که در آن ارتش فقط یک نهاد نظامی نیست؛ بلکه بخشی از «ساختار استقراریافته قدرت» است؛ اما این تحول را نمیتوان صرفاً با تهدید هند توضیح داد.اگر تهدید خارجی بهتنهایی برای ایجاد سلطه نظامیان کافی بود، هند نیز باید مسیر مشابهی طی میکرد. آنچه اهمیت داشت، ترکیب تهدید خارجی با ضعف نهادهای غیرنظامی، بیثباتی سیاسی و شکلگیری این تصور بود که ارتش حافظ اصلی دولت و ملت است.♈️در اینجا یک متغیر مهم اجتماعی وارد بحث میشود، قرارداد اجتماعی میان امنیت و رفاه.در جوامعی که تهدید خارجی بخشی از تجربه تاریخی و هویت ملی آنها شده است، ممکن است جامعه حاضر باشد برای امنیت، هزینههای قابل توجهی بپردازد.به عبارت دیگر، میتواند میان خود و دولت نوعی قرارداد نانوشته برقرار کند، اینکه دولت امنیت و بقای ملی را تضمین و جامعه نیز حاضر است بخشی از منابع، آزادیها یا حتی رفاه خود را در این راه هزینه کند.♈️اما مسئله ایران متفاوت است. ایران یک دولت ـ ملت تاریخی با سابقهای بسیار طولانیتر از جمهوری اسلامی است. هویت ایرانی نیز به حکومت مستقر فروکاسته نمیشود. از همین رو، برای بخش مهمی از جامعه، «ایران» و «جمهوری اسلامی» دو مفهوم یکسان نیستند. ♈️اگر ساختار قدرت بگوید برای حفظ امنیت ملی باید تحریم، انزوا، کاهش ارزش پول، کاهش رفاه و استمرار منازعه خارجی را تحمل کرد، این گزاره فقط زمانی میتواند مشروعیت اجتماعی پیدا کند که جامعه نیز تعریف حکومت از تهدید و امنیت ملی را بپذیرد و اگر نه، شکاف عمیق بین جامعه و حکومت، پیامدهای جدی خواهد داشت. ♈️درچنین شرایطی جامعه حاضر نیست بهای دائمی یک منازعه را از جیب زندگی خود بپردازد و این به معنای هواداری ازیک قدرت خارجی نیست؛ بلکه ناشی ازیک تصور متفاوت از منافع ملی است. ♈️این تمایز بسیار مهم است؛ زیرا نظامیشدن قدرت، تازمانی که جامعه آن را درخدمت امنیت خود بداند، میتواند مشروعیت پیدا کند؛ اما اگر جامعه به این نتیجه برسد که افزایش قدرت نظامی باکاهش رفاه، انزوای بینالمللی، محدودیتهای اجتماعی وفرسایش فرصتهای زندگی همراه شده است، همان چیزی که قرار بود منبع امنیت باشد، میتواندبه منبع بحران مشروعیت تبدیل شود. ♈️ممکن است جمهوری اسلامی از نظر نهادی به سوی الگویی حرکت کند که در آن وزن نیروهای نظامی ـ امنیتی درتصمیمگیری افزایش یابد، سیاست خارجی بیش ازپیش امنیتی شود، نهادهای غیرنظامی در تصمیمهای راهبردی استقلال کمتری داشته باشند و اقتصاد و سیاست نیز تحت تأثیر منطق امنیت قرار گیرند؛ اماجامعه ایران الزاماً قرارداد اجتماعی مشابه پاکستان را نخواهد پذیرفت. جامعه ایران امنیت میخواهد؛ امانه به قیمت زندگی.♈️بنابراین، خطراصلی برای یک ساختار امنیتیشده، فقط بی تفاوت شدن مردم و عدم همرامی بانظامیان نیست؛ بلکه آن است که تعریف حکومت از امنیت، به تدریج از تعریف جامعه از امنیت کاملاجدا شود و جامعه دست به اقداماتی بزند که در راستای تعریف خودش از امنیت است؛ چراکه مدام می پرسد چرا به جای اینکه قدرت نظامی درخدمت جامعه وامنیت حیات من باشد، حیاتجامعه درخدمت یک نظم امنیتی است.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
📝📝 سید محمد خاتمی: با گذر از این مرحله سخت کار سختتر حاکمیت آغاز میشود🔰 خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است، بسیار پررنگ است♈️ سید محمد خاتمی در دیدار جمعی از اصحاب رسانه گفت: با گذر از این مرحله سخت کار سخت تر حاکمیت آغاز میشود که رسیدن به تعریفی مناسب از رابطه خود با جهان و بخصوص همسایگان که دلخوریها و نگرانیهای فیمابین هم بیشتر شده است و نیز تدبیر درست در داخل برای بهبود امور و اصلاح ساختاری و رویکردی و راهبردی به نفع جامعه و مردمی که سخت در تنگنا هستند.♈️ از یاد نبریم که در این سالها خط خونی که بین مردم و حکومت فاصله انداخته است، بسیار پررنگ است و نیز وضع تولید و گرانی و اقتصاد و معیشت بیکاری و... که روز به روز هم افزوده شده است، مشکلات مهمی است که با حل آنها با حضور و مشارکت خود مردم نیاز به تدبیر و راهبردهای مناسب خود را دارد که در جای خود باید در باب آن گفت و گو کرد و راه درست را پیدا کرد و پیمود.#جمهوریت ⚛ @jomhuriyat
🔰 اخراج دانشجو؛ مجازات یا حذف؟♈️امیرمحمد کریمی و مهیار افتخاری، دو دانشجوی دانشگاه تهران، با حکم اخراج مواجه شدهاند؛ در پروندهای با عنوان «اهانت به پرچم جمهوری اسلامی».♈️اگر تخلفی صورت گرفته، رسیدگی قانونی حق دانشگاه است؛ اما وقتی از حکم غیابی، صدور رأی در زمان بازداشت و رعایتنشدن کامل روند قانونی سخن گفته میشود، یک سؤال جدی باقی میماند:♈️ آیا پیش از مجازات، حق دفاع واقعی برای این دو دانشجو فراهم بوده است؟♈️دانشگاه باید محل قانون و گفتوگو باشد، نه جایی که اختلاف و اتهام به حذف دانشجو ختم شود.♈️قانون یعنی هم رسیدگی به تخلف، هم تضمین حق دفاع.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
📝📝 پایان عصر سلطنت خاورمیانه بر طلای سیاه؟✍ کسری غفوری⚛ @jomhuriyat♈️در چند هفته از سال ۲۰۲۶ قاره آمریکا تقریبا نیمی از نفت جهان را تولید کرد. این اتفاق هرچند کوتاه اما یک لحظه تاریخی و استثنایی بود. ♈️تا حدودی میتوان این رویداد را یک ناهنجاری آماری دانست که پیامد غیرمنتظره جنگ اخیر و ماجراجویی نظامی ایالات متحده بود؛ رویدادی که بخش عمدهای از صنعت انرژی خلیج فارس را به تعطیلی کشاند. ♈️با این حال این اتفاق نشانهای کاملا واقعی از یک جهش بزرگ بود که مرکز ثقل بازار نفت را از خاورمیانه دور کرده است.♈️خاویر بلاس، ستوننویس بلومبرگ در حوزه انرژی، معتقد است که این افزایش تولید و تغییر معادلات ناشی از آن تا سال ۲۰۲۷ و به احتمال زیاد پس از آن نیز ادامه خواهد یافت.♈️نقشه جهانی نفت بسیار بیشتر از آنچه تصور میشود تغییر کرده است. تحولات خاورمیانه تضمین میکند که سرمایههای بیشتری به سمت توسعه منطقهای در قاره آمریکا سرازیر شود. #جمهوریت⚛ @jomhuriyat
📝📝کسبوکارها آماده شرایط تشدید بحران شوند✍️ سیدجواد میرموسوی⚛ @jomhuriyat♈️ وقتی راه گفتگو دشوار میشود، احتمال تشدید محاصره اقتصادی بیشتر میشود و نشانههای درگیری نظامی بیش از گذشته خودنمایی میکند، دیگر نمیتوان فارغ از بحرانیتر شدن اوضاع به آینده کسبوکارها اندیشید. در چنین وضعیتی، آمادگی برای شرایط جنگی و بحران، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت مدیریتی است.♈️نخستین اصابت ترکش محاصره اقتصادی، پیش از آنکه بر بسیاری از بخشهای دیگر اثر بگذارد، به کسبوکارها و زنجیره تأمین اصابت خواهد کرد؛ از تأمین مواد اولیه و قطعات گرفته تا حملونقل، نقدینگی، بازار فروش، نیروی انسانی و دسترسی به انرژی و سایر زیرساختها که برای ادامه فعالیت کسبوکارها حیاتی است.♈️ در شرایط تشدید بحران، کسبوکاری موفقتر است که به جای انتظار برای بازگشت شرایط به وضعیت عادی، از هماکنون برای وضعیت غیرعادی آماده شده باشد. بنابراین، راهبرد بقا باید به یکی از مهمترین ارکان برنامهریزی بنگاهها تبدیل شود.♈️در این شرایط، چند اقدام اهمیت ویژه دارد.🔰 نخست؛ بازطراحی زنجیره تأمین. وابستگی شدید به منابع خارجی، در شرایط محاصره و اختلال در تجارت، میتواند استمرار تولید را با خطر جدی مواجه کند. شناسایی تأمینکنندگان جایگزین، افزایش سهم تأمین داخلی و ایجاد ذخایر هوشمند از نهادههای حیاتی، باید در دستور کار قرار گیرد.🔰 دوم؛ تولید بر پایه تقاضای واقعی. در شرایط جنگی، نگهداری موجودیهای سنگین و تولید بدون توجه به قدرت خرید و نیاز بازار میتواند منابع محدود بنگاه را قفل کند. تولید باید تا حد امکان بر مبنای تقاضای واقعی، نیازهای ضروری و کالاها و خدمات با قابلیت فروش سریع تنظیم شود.🔰 سوم؛ حفظ نقدینگی. در بحران، نقدینگی برای کسبوکار همانند اکسیژن برای بدن است. ممکن است یک بنگاه روی کاغذ سودآور باشد، اما به دلیل کمبود نقدینگی از ادامه فعالیت بازبماند. بنابراین حفظ جریان نقد، کاهش هزینههای غیرضروری و مدیریت دقیق مطالبات و بدهیها اهمیت حیاتی پیدا میکند.🔰 چهارم؛ سناریونویسی. مدیران نباید تنها یک آینده را تصور کنند. باید برای سناریوهای مختلف، از تشدید تحریم و اختلال در واردات گرفته تا کاهش تقاضا، اختلال حملونقل، قطعی انرژی و محدودیتهای مالی، برنامه جایگزین داشته باشند.🔰 پنجم؛ حفظ نیروی انسانی کلیدی. در شرایط بحرانی، سرمایه انسانی متخصص یکی از مهمترین داراییهای کسبوکار است. از دست دادن نیروهای کلیدی میتواند حتی پس از پایان بحران، بازگشت بنگاه به شرایط عادی را دشوار کند.♈️ واقعیت این است که شرایط جنگی فقط به میدان نبرد محدود نمیشود؛ آثار آن میتواند به کارخانه، فروشگاه، دفتر کار، زنجیره تأمین و حتی سبد خرید مردم برسد. از این رو، مدیران باید مفهوم «تابآوری کسبوکار» را از یک واژه مدیریتی به یک برنامه عملیاتی تبدیل کنند.🔰نتیجهگیری راهبردی:♈️امروز بیش از هر زمان دیگر لازم است که مدیران از خود بپرسند اگر فردا زنجیره تأمین مختل شد، اگر متوقف شد، اگر تقاضا کاهش یافت و اگر هزینههای عملیاتی افزایش پیدا کرد، آیا کسبوکار ما هنوز میتواند ادامه دهد؟ اگر پاسخ روشنی برای این پرسش وجود ندارد، زمان آماده سازی همین امروز است. و یادمان باشد؛ در بحران، برنده لزوماً بزرگترین کسبوکار نیست؛ تابآورترین کسبوکار است.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
📝📝قانون اساسی در جوامع نهادمحور✍جمال فقیهی ⚛ @jomhuriyat♈️قانون اساسی معتبرترین سند حقوقی و سند برتر نظم سیاسی کشور است. در جامعه نهادمحور، قانون اساسی صرفاً سندی برای سازماندهی حکومت نیست، بلکه چارچوبی حقوقی برای مشروعیتبخشی، محدودسازی، توزیع و نظارت بر قدرت سیاسی است. دولت و همه نهادهای قدرت، مشروعیت و حدود صلاحیت خود را از قانون اساسی و قوانین ناشی از آن میگیرند و هیچ قدرت، فرد، حزب، ایدئولوژی، نهاد دینی یا حکومتی نمیتواند بر آن برتری داشته باشد.♈️در چنین نظمی، قانون اساسی باید متضمن اصول زیر باشد:🔰۱. برتری قانون اساسی بر قدرت سیاسیقدرت سیاسی تابع قانون اساسی است و نمیتواند خود را فراتر از آن قرار دهد.🔰۲. منشأ مشروعیت و چارچوب حقوقی قدرتقانون اساسی منشأ و حدود صلاحیت نهادهای حکومتی و چارچوب اعمال قدرت عمومی را مشخص میکند.🔰۳. تضمین حقوق بنیادین و آزادیهای شهروندانحقوق و آزادیهای بنیادین باید در برابر تعرض قدرت سیاسی مصون و قابل حمایت قضایی باشند.🔰۴. تفکیک و توزیع قدرتقدرت سیاسی نباید در یک فرد، نهاد یا مرکز متمرکز شود؛ بلکه باید میان نهادهای مختلف توزیع و متقابلاً کنترل شود.🔰۵. استقلال نهادهای عمومی و مدنینهادهای عمومی و مدنی باید از مداخله و سلطه سیاسی مصون باشند تا بتوانند نقش خود را در کنترل و موازنه قدرت ایفا کنند.🔰۶. محدودیت قدرت حکومتدولت و تمامی نهادهای حکومتی فقط در حدود صلاحیتهایی که قانون اساسی و قانون تعیین کردهاند حق اعمال قدرت دارند.🔰۷. پاسخگویی و مسئولیتپذیری قدرتهیچ مقام و نهادی در برابر قانون و جامعه مصون از پاسخگویی نیست.🔰۸. گردش مسالمتآمیز قدرتقانون اساسی باید امکان تغییر و انتقال مسالمتآمیز قدرت از طریق سازوکارهای قانونی و انتخاباتی را تضمین کند.🔰۹. برابری شهروندان در برابر قانونقانون اساسی نباید میان شهروندان بر اساس جنسیت، قومیت، زبان، مذهب، عقیده، گرایش سیاسی یا موقعیت اجتماعی تبعیض حقوقی ایجاد کند.🔰۱۰. استقلال قانون اساسی از ایدئولوژی قدرتقانون اساسی نباید ابزار تثبیت یک فرد، حزب، ایدئولوژی، دین یا گروه خاص در ساختار قدرت باشد؛ بلکه باید چارچوب مشترک و فراگیر زندگی سیاسی همه شهروندان باشد.🔰۱۱. سازوکار اصلاح قانون اساسیقانون اساسی باید از ثبات و دوام برخوردار باشد، اما در عین حال سازوکار قانونی، شفاف و دشوار اما ممکن برای اصلاح و انطباق آن با تحولات جامعه پیشبینی شود.🔰۱۲. حاکمیت قانون بر نهادهای قهرنیروهای نظامی، انتظامی، امنیتی و سایر نهادهای قهر باید تابع قانون اساسی، قوانین مصوب و نظارت نهادهای قانونی باشند و حق مداخله مستقل در سیاست و رقابت قدرت را نداشته باشند.🔰۱۳. نظارت و موازنه قدرتساختار قانون اساسی باید به گونهای باشد که نهادهای قدرت بتوانند یکدیگر را کنترل و از تمرکز و سوءاستفاده از قدرت جلوگیری کنند.🔰۱۴. تضمین استقلال جامعه از دولتقانون اساسی باید حوزهای مستقل برای جامعه، شهروندان و نهادهای مدنی به رسمیت بشناسد تا جامعه تحت سلطه دولت قرار نگیرد.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat