📝📝توافقی بین داخل و خارج✍مرضیه حاجی هاشمی⚛ @jomhuriyat♈️بر خلاف روایت های سیاه و سفید، ۲۸ مرداد ۱۳۳…
انتشار: 2026/08/16 04:52 UTCدریافت: 2026/08/16 18:36 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 18:36 UTC
📝📝توافقی بین داخل و خارج✍مرضیه حاجی هاشمی⚛ @jomhuriyat♈️بر خلاف روایت های سیاه و سفید، ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را میتوان در تقویم تاریخ معاصر، روزی در نظر گرفت که به خوبی نمونهای از «ائتلاف ناهمگون علیه دولت» در آن نقش بسته است، ائتلافی که در آن نیروهایی با منافع و ایدئولوژیهای متفاوت، می توانند بدون توافق درباره آینده کشور بر سر یک هدف در کنار یکدیگر قرار گیرند، تنها با هدف حذف دولت مستقر.♈️این تمایز مهم است؛ زیرا مخالفان یک دولت الزاماً به دلیل توافق درباره آینده متحد نمیشوند. چیزی که می تواند آنها را متحد کند نه برنامه مشترک؛ بلکه تعریف مشترک از دشمن است. ♈️در سالهای ۱۳۳۱ و ۱۳۳۲، دولت «مصدق» با بحرانهای متعدد روبهرو بود، تحریم نفتی بریتانیا، بحران اقتصادی، اختلاف با شاه، منازعه با مجلس، افزایش قدرت حزب توده و تشدید شکاف میان نیروهای سیاسی. مهمتر آنکه توانایی دولت برای حفظ ائتلاف نخبگان و نیروهای اجتماعی کاهش یافته بود.♈️مخالفان مصدق نیز یک گروه واحد نبودند. شاه و دربار در پی حفظ و تقویت قدرت سلطنت بودند. «زاهدی» به دنبال گسترش نفوذ سیاسی و نظامی خود، ایده «بازگرداندن نظم» را دنبال میکرد. «کاشانی» پس از شکاف با مصدق، در پی افزایش نقش سیاسی ـ اجتماعی روحانیت بود و با تشدید نگرانی از حزب توده، در برابر مصدق قرار گرفت.♈️بخشی از روحانیون از گسترش چپ و سکولاریسم بیم داشتند و بخشی از بازار نیز در اثر بحران اقتصادی و سیاسی و ترس از کمونیسم تغییر موضع داده بودند. هرچند بازار هرگز یکپارچه علیه مصدق نبود و بخشهایی از آن تا پایان از «نهضت ملی» حمایت کردند.♈️در سوی دیگر،«آمریکا» و «بریتانیا» نیز در پی اهداف خود بودند. در مورد آمریکا جلوگیری از گسترش نفوذ شوروی و حزب توده، ایجاد یک دولت باثبات و ضدکمونیست و در مورد بریتانیا، حفظ منافع نفتی؛ بنابراین این نیروها حتی درباره «ایران مطلوب» توافق نداشتند؛ اما بر سر یک نقطه میتوانستند همگرا شوند: «مصدق باید برود». ♈️اینجاست که قدرت و حمایت خارجی اهمیت پیدا میکند. می توان در این ائتلاف نیروهای داخلی و خارجی، به وضوح شاهد بود که مداخله آمریکا و بریتانیا صرفاً جایگزین نیروهای داخلی نشد؛ بلکه با منابع مالی، اطلاعاتی، تبلیغاتی و سازمانی، ظرفیت نیروهای داخلی مخالف دولت را افزایش و آنها را هماهنگ کرد. ♈️از این منظر، بازار نیز نمونه مهمی است. بازار تهران یک گروه یکپارچه نبود، تجار بزرگ، واردکنندگان، تولیدکنندگان، اصناف و کسبه منافع یکسانی نداشتند. بخش مهمی از بازار از ملی شدن نفت و مصدق حمایت میکرد؛ اما با تشدید بحران و افزایش ترس از کمونیسم، بخشی از این شبکه اجتماعی تغییر موضع داد. این تغییر را نمیتوان صرفاً اقتصادی یا مذهبی توضیح داد؛ بلکه می توان گفت محاسبه خطر تغییر کرده بود. ♈️نکته اساسی آن است که ائتلاف برای ساقط کردن، الزاماً ائتلاف برای حکومت کردن نیست. شاه، زاهدی، کاشانی، بخشی از بازار و قدرتهای خارجی، هر یک آینده متفاوتی را تصور میکردند؛ بنابراین ائتلاف آنها تا زمانی پایدار بود که «دشمن مشترک» وجود داشت؛ لذا می توان گفت بحران دولت مستقر می تواند به شکاف نخبگان، شکل گیری نیروهای مخالف و ساخت دشمن مشترک منتهی شود و در اینجا ورود یا حمایت خارجی، نقش هماهنگی عملیاتی را بازی کند و منجر به سقوط دولت شود. ♈️بنابراین ۲۸ مرداد را نه میتوان صرفاً «کودتای خارجی» دانست و نه «قیام داخلی علیه مصدق». دقیقتر آن است که بگوییم، یک عملیات خارجیِ سازمانیافته توانست بر شکافهای واقعی در ساختار سیاسی و اجتماعی ایران سوار شود و با بخشی از نیروهای داخلی مخالف مصدق، ائتلافی عملیاتی ایجاد کند، نیروهایی که در اهداف و ایدئولوژی با یکدیگر تفاوت داشتند؛ اما در تعریف دشمن مشترک به توافق رسیده بودند و توافقی بین داخل و خارج با اهداف متفاوت به وقوع پیوست.#جمهوریت⚛ @jomhuriyat
