#هنر#نقاشی#فریدا_کالونقاشی بخشی از نبرد فریدا برای زندگی بود، او خودش را نقاشی میکرد :"من خودم را…
انتشار: 2026/06/30 18:30 UTC
#هنر#نقاشی#فریدا_کالونقاشی بخشی از نبرد فریدا برای زندگی بود، او خودش را نقاشی میکرد :"من خودم را نقاشی میکنم چون بیشتر وقتها تنهایم و مضمونی هستم که با آن بیشتر از همه آشنایی دارم."با نقاشیهایش سراغ نامدارترین نقاش مکزیک رفت، دیهگو ریورا. مدتی بعد با هم ازدواج کردند و عاشقانهای نه چندان باوفا را با هم آغاز کردند.فریدا در نقاشیهایش بدنی زنانه و معمولا بدن خودش را در حال درد یا مرگ به تصویر میکشید.وقتی به دعوت آندره برتون به پاریس رفت و سبک او را سوررئالیسم خواندند گفت :" من اصلا نمیدانستم که سوررئالیستم، من از سوررئالیسم بیزارم، به نظرم سوررئالیسم هنر منحط بورژوایی است، انحراف از هنر حقیقی است.من هرگز رویاها را نقاشی نکردم، واقعیت خودم را نقاشی کردم."بعدها دومینوی جراحی ستون فقرات او آغاز شد، پایش قطع شد. او میگفت آن کسی که مانع خودکشیام میشود دیهگو است زیرا از سر این بیفکری و خودخواهی او مرا از دست میدهد.من بیمار نیستم، درهم شکستهام، کمی دیگر صبر خواهم کرد.فریدا پنجاه سالگیاش را ندید، چه فرقی میکند او چگونه مرد.او زندگیاش را برای همیشه در میان نقاشیهایش جا گذاشت، جلوی همه.🔘@Jouissance_me
