تنگه هرمز؛ چرا رؤیای «مدیریت کامل» به واقعیت تبدیل نمیشود؟تنگه هرمز همواره یکی از مهمترین اهرمها…
انتشار: 2026/07/16 07:39 UTCدریافت: 2026/08/15 00:28 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 00:28 UTC
تنگه هرمز؛ چرا رؤیای «مدیریت کامل» به واقعیت تبدیل نمیشود؟تنگه هرمز همواره یکی از مهمترین اهرمهای راهبردی ایران در معادلات منطقهای بوده است. با این حال، تجربه سالهای اخیر نشان داده که تبدیل این موقعیت ژئوپلیتیکی به «مدیریت کامل» یا کنترل دائمی عبور و مرور کشتیهای بینالمللی، با موانع حقوقی، سیاسی و نظامی جدی روبهرو است؛ موانعی که در صورت تشدید درگیری، میتواند هزینههای سنگینی را نیز بر اقتصاد و زیرساختهای ایران تحمیل کند. ایران بر سواحل شمالی تنگه هرمز تسلط جغرافیایی دارد و این موقعیت، همواره به آن قدرت بازدارندگی قابل توجهی بخشیده است. اما در مقابل، جامعه بینالمللی تنگه هرمز را یک آبراه بینالمللی میداند که بر اساس عرف حقوق دریاها، کشتیهای تجاری و نظامی از حق «عبور ترانزیتی» برخوردارند. از همین رو، هرگونه تلاش برای اعمال کنترل یکجانبه بر این مسیر با مخالفت قدرتهای دریایی و کشورهای وابسته به انرژی خلیج فارس مواجه میشود. اهمیت این آبراه تنها به ایران محدود نیست. حدود یکپنجم تجارت جهانی نفت و بخش مهمی از صادرات گاز طبیعی مایع جهان از تنگه هرمز عبور میکند. به همین دلیل، هرگونه اختلال در این مسیر، تنها یک مسئله منطقهای نیست، بلکه به سرعت به بحرانی جهانی در حوزه انرژی، حملونقل و تجارت تبدیل میشود. تحلیلگران معتقدند اگر تنشها به درگیری گسترده تبدیل شود، ایران نیز مانند دیگر طرفها از پیامدهای آن مصون نخواهد ماند. آسیب به بنادر، تأسیسات نفتی، زیرساختهای حملونقل، کاهش صادرات نفت، افزایش هزینه بیمه کشتیها، افت سرمایهگذاری و تشدید فشارهای اقتصادی، از جمله پیامدهایی است که میتواند روند توسعه کشور را برای سالها با وقفه روبهرو کند. نشانههای این تأثیرات از هماکنون نیز قابل مشاهده است. گزارشهای منتشرشده حاکی از آن است که با افزایش تنشها، تردد کشتیها از تنگه هرمز کاهش یافته و بسیاری از شرکتهای کشتیرانی برای کاهش ریسک، مسیرها و برنامههای خود را تغییر دادهاند؛ اتفاقی که مستقیماً بر بازار انرژی و هزینه تجارت جهانی اثر میگذارد. تنگه هرمز بدون تردید یکی از مهمترین مزیتهای ژئوپلیتیکی ایران است، اما بسیاری از کارشناسان بر این باورند که ارزش راهبردی آن بیش از آنکه در «مدیریت دائمی» یا بستن این آبراه باشد، در نقش آن به عنوان یک اهرم بازدارندگی و ابزار دیپلماسی نهفته است. هرچه این اهرم بیشتر به رویارویی نظامی تبدیل شود، احتمال افزایش هزینههای اقتصادی، سیاسی و امنیتی برای ایران نیز بیشتر خواهد شد؛ هزینههایی که در صورت تداوم، میتواند روند توسعه کشور را برای سالها تحت تأثیر قرار دهد. @journalistsir