مفسران ایدئولوژیکی دین، که تا سالهای اخیر آن را احیاگری میخواندند، مفهوم امّت را با مفهوم «حزب» د…
انتشار: 2023/01/11 06:12 UTCدریافت: 2026/08/17 11:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:08 UTC
مفسران ایدئولوژیکی دین، که تا سالهای اخیر آن را احیاگری میخواندند، مفهوم امّت را با مفهوم «حزب» در معنای جدید آن به عنوان معادل party در زبانهای اروپایی خلط میکنند. این کلمه در همۀ زبانهای اروپایی اسم جمع و از نظر دستوری مفرد است، در حالیکه واژۀ حزب در قرآن به صورت اسم جمع آمده : حزباﷲ، و هُم الغالبون! (3) با ایدئولوژیکی شدن دین، اسلام به یکی از حزبهای سیاسی تبدیل شد و شریعتی نیز طرحی از آن عرضه کرد که قرار بود اسلام را از به یک ایدئولوژی انقلابی و سازگار با شرایط و الزامات زمان حاضر تبدیل کند، اما حاصل کار او اسلام را به عنوان دین بر باد داد. آنچه دنبالهروان راستین شریعتی نمیدانستند این نکتۀ مهم بود که هیچ چیزی از اسلام در نوشتههای شریعتی نمیتوان پیدا کرد. او این نبوغ را داشت که نوعی از مارکسیسم مبتذل دهۀ شصت میلادی را به عنوان اسلام انقلابی به علمای دونپایهای که از نظام سنّتی حوزهها فاصله گرفته بودند قالب کند.(4) از طریق همین بخش از علما، این دیدگاه ایدئولوژیکی در مقدمۀ قانون اساسی ج.ا. نیز وارد شده و نمایندگانی که تا آن روز چیزی دربارۀ بسیاری از شئون حساس کشور نمیدانستند با قیام و قعودی آن را تصویب کردهاند. بحث بیمعنای «وسیله یا هدف بودن اقتصاد»، که پیشتر به آن اشاره کردم، در همۀ همین مقدمه جاری است و آن را به سندی بیمعنا و فاقد ارزش تبدیل میکند و البته راه بدفهمیها و بیراهههای پرمخاطرۀ بسیار را نیز هموار میکند. به عنوان مثال، دربارۀ ارتش و نیروهای مسلح نوشتهاند : «در تشکیل و تجهیز نیروهای دفاعی کشور توجه بر آن است که ایمان و مکتب اساس و ضابطه باشد. بدین جهت، ارتش جمهوری اسلامی و سپاه پاسداران انقلاب در انطباق با هدف فوق شکل داده میشوند و نه تنها حفظ و حراست از مرزها، بلکه با رسالت مکتبی، یعنی جهاد در راه خدا و مبارزه در راه گسترش حاکمیت قانون خدا در جهان را نیز عهدهدار خواهند بود. (و أعدّوا لهم ما استطعتم من قوه و من رباط الخیل ترهبون به عدو اﷲ و عدوکم و آخرین من دونهم.» در این مورد نیز طبق معمول آیهای که نقل شده ربطی حاکمیت خدا، رسالت مکتبی، که مفاهیم جدیدی هستند، ندارد. اگر منظور از حاکمیت در معنای جدید آن است که در آیه چنین چیزی گفته نشده، اما اگر به معنای این است که خداوند بر عالم فرمان میراند از دیدگاه دینی اشکالی ندارد. چنین لغزشهای مفهومی جایی در قانون اساسی ندارد، زیرا حاکمیت مفهوم نوآئین علم سیاست است و آن قابل اطلاق به خدا نیست، چنانکه در آیه نیز چنین مفهومی به کار نرفته است. بدیهی است که این بحث دینی نیست و پیآمدهای سیاسی بسیار مهمی دارد؛ اگر قانون اساسی وظیفۀ جهاد برای گسترش حاکمیت قانون الهی را بر عهده نیروهای مسلح کشوری قرار داده باشد، و در آن قانون اساسی، چنانکه خواهم گفت، مرز میان دولت ملّی و امّت خلط شده باشد، نیروهای مسلح به درستی نخواهد فهمید که در جبهه و علیه کدام دشمن باید بجنگد و اگر تعارضی میان دو جبهه ایجاد شد، مانند جبهۀ دفاع از بشار اسد و رویارویی با تورکستان بزرگ، کدام را باید انتخاب کند. تمیز میان این جبههها به یک فهم استراتژیکی از منافع ملّی نیاز دارد که ابهامهای قانون اساسی ایدئولوژیکی تاکنون اجازه نداده است «دولتِ» در حال افولِ ایران دریافت درستی از آن پیدا کند.