دربارۀ بیانات سخت متین یک استاد بسیار کامران از نحوست نظامِ بینظم ایران است که هر دبنگوزی کلنگی به…
انتشار: 2023/02/05 02:14 UTCدریافت: 2026/08/17 11:08 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 11:08 UTC
دربارۀ بیانات سخت متین یک استاد بسیار کامران از نحوست نظامِ بینظم ایران است که هر دبنگوزی کلنگی به دست گرفته و تیشه به ریشۀ اساس کشور میزند. اینکه یکی از معاونان ریاست جمهوری، که سواد خواندن درستی ندارد، اعلام میکند : «ما با دولت و ملّت مسئله داریم؛ مسئلۀ ما امّت است»، گویا از ویژگیهای این حکومت یکدست است، کاری نیز از دست ما یک لا قباها برنمیآید، اما اینکه هر مهاجری که یک مدرک بیارزشی به او دادهاند تا تیشهای بر اساس کشور بزند توطئهای نیست که بتوان از کنار آن گذشت. ایرانیهایی که شعور و سوادشان از حدِّ شاگردان اﷲ کَرَم خودمان در دانشگاه مادر فراتر نمیرود، با همکاری تلویزیونهایی که اکثر کارمندان آن انشانویسهای دیروز روزنامههای تعطیل شده هستند گویی مأموران دانشگاه و تلویزیونهایی هستند که کمر به نابودی ایران بستهاند و با چشم بسته و دهان باز جلوی دوربین هر یاوهای را تحویل ملّتی میدهند که هر قدرتی از طرفی میکشد تا از آن امّتهایی درآورد.بحث دربارۀ حقوق عمومی هر کشوری کار اهل خبرهای است که درسی خوانده باشند و اندکی نیز تاریخ آن کشور را بدانند. هر فعال سیاسی را که با نوشتن صد و پنجاه صفحه رساله، برادر کردانوار، دود چراغ خورده و دکتر شده، نمیرسد که وارد معقولات شود و در برابر خبرنگار یک بنگاه سخنپراکنی گوهرفشانی کند که «ایران کثیرالمله» است و «ما شاهد بودیم که از زمان تشکیل دولت ملّت ایران در آخر قرن 20 میلادی، دولت جدید، سیستم سیاسی، امکانات اقتصادی، سیستم آموزشی، همۀ اینها حول یک هویت واحدی شکل گرفت که سنگ بناش زبان فارسی و فرهنگ فارسی است». باید گفت : رحمت به کفن دزدهای قدیمی که تشکیل دولت ملّت را به استبداد رضا شاهی نسبت میدادند. این برادر چریک سابق گویا درست نمیداند «آخر قرن بیستم» کی بوده است. با این درجه از تاریخدانی استاد، رندان میتوانند برایش حرف دربیاورند که فراتر از نوک دماغ خود را نمیبیند! استاد تاریخ کشوری را که گویا درسی در آن خوانده نمیداند؛ بعید میدانم که حتیٰ یک کتاب دربارۀ انگلستان خوانده باشد - نمیگویم فصلی از کتاب را حفظ کرده و امتحان داده باشد! شگفت اینکه به طور رقتانگیزی از تاریخ ایران هیچ نمیداند! این گویا باید از مصادیق لایتناهی بلاهت باشد که در استاد از مرزهای لایتناهی فراتر میرود.استاد ادعا میکند : «در حالی که ما در این جغرافیا ملل دیگری داریم، زبان ها و فرهنگهای دیگری وجود دارند که بنا به تعریف از دایره دسترسی به قدرت و شرکت برابر در سرنوشت سیاسی کشور به این دلیل محذوف شدند و تلاششون برای احقاق حق مشارکت سیاسی برابر و حق شناسایی موجودیت مستقل و متمایز فرهنگی و زبانیشونو با خشونت سرکوب کردند هم در دوره پهلوی و هم در دوره ج. ا.» تشکیل دولت ملّت ایران در آخر قرن 20 عملی شد، اما ملّتهای دیگری در این جغرافیایی که حدود و ثغور آن معلوم نیست از دورۀ پیش از پهلوی ملّت بودند و دولتی که قرار بود آخر قرن بیستم تشکیل شود «موجودیت مستقل و متمایز فرهنگی و زبانی آنها» را با خشونت سرکوب کرد! نمیدانم استاد از کدام دهکوره خود را به دانشگاهی در انگلستان رسانده، اما به عنوان کسی که عمری را در آذربایجان گذرانده میتوانم بگویم که استاد زیادی بیشعور تشریف دارد – یعنی زیادی خر است! او به عنوان فعال سیاسیِ درِ پیتیِ مقیم تلویزیونهای معلومالحال باید اندکی حوادث ماههای اخیر را دنبال کرده باشد. همۀ این شعارها یک تودهنی بزرگ به استاد و خبرنگاران تلویزیونهایی بود که صد صد و پنجاه یورو مواجب صرف این جیره خواران خود کردهاند. اگر استاد گمان میکند که در زبان «تورکی» شاهکارهای جهانی وجود داشت که استبداد پهلوی «موجودیت متمایز و مستقل» آنها را نابود کرد باید به اطلاع برسانم تنها شاهکار جهانی تورکستان تا سالهای اخیر شاعری به نام «رومی» بود که از تورکی همان قدر میدانست که به آب «سو» میگویند و به تازگی نظامی هم به او اضافه شده است.