دیشب تو جمعیت دیدمش خیلی خاکی بود نزدیکش واستادم کنارش یکمرد و ستا نوجون بود جوری ک اول شک کردم خود…
انتشار: 2026/07/10 20:01 UTC
دیشب تو جمعیت دیدمش خیلی خاکی بود نزدیکش واستادم کنارش یکمرد و ستا نوجون بود جوری ک اول شک کردم خودش باشه موقع نماز اومد بره جلو از پشتم رد شد منم پشتوشون اومدم ک برم جلو مردم همه دست میزدن متبرک میکردن فکر کردن منم از همراهاشونم دست میزدن تا متبرک بشن با اینکه زیر لب خندم گرفته بود ولی حس جالبی بود 😄



