🔴 پدران، پسران و سرزمین بینشاندر دوران معمر قذافی، افراد بسیاری چه در داخل و چه خارج از لیبی ناپدید…
انتشار: 2026/08/15 17:46 UTCدریافت: 2026/08/17 02:57 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 02:57 UTC
🔴 پدران، پسران و سرزمین بینشاندر دوران معمر قذافی، افراد بسیاری چه در داخل و چه خارج از لیبی ناپدید شدند؛ تجربهای جانکاه که زندگی بازماندگان آنها را برای همیشه تغییر داد.هشام مطر، نویسنده و روزنامهنگار که خود پدرش را در جریان این ناپدیدسازیها از دست داده، در کتاب «پدران، پسران و سرزمین بینشان» به لیبی بازمیگردد و از آنچه دیده، تجربه کرده و در جستجوی حقیقت پشت سر گذاشته روایت میکند.او از همان صفحات نخست نشان میدهد که نویسندهای چیرهدست است. مطر داستان فرار برادر شانزدهسالهاش را از دست مأموران قذافی روایت میکند؛ برادری که در مدرسهای در سوئیس درس میخواند، اما حتی در آنجا نیز از تعقیب حکومت در امان نبود. این روایت که در ۲۰ صفحه نخست کتاب در دسترس است، به خواننده کمک میکند فضای هراسآلودی را که خانواده مطر در آن زندگی میکردند، بهتر درک کند.مطر درباره کتاب و تجربه شخصیاش، گفتوگویی شنیدنی نیز در برنامه «به عبارت دیگر» با بیبیسی فارسی داشته است.مطر به دلیل نگارش این کتاب در سال ۲۰۱۷ موفق به دریافت جایزه پولیتزر شد.لینک کتابمنبع: نشر روزنه@Kaleme
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 61 بازدید تازه در ساعت در این نمونهپستهای تلگرام — سایت خبری-تحلیلی کلمه
🔴 تنها چاره نجات ایران؛ گفتگو با سعید مدنی در برنامهی پانورامافصل جدید برنامهی پانوراما با عنوان «ایران ادامه دارد»، در نخستین گفتگوی خود میزبان دکتر سعید مدنی، جامعهشناس و کنشگر سیاسی برجسته است. این گفتگوی عمیق و تحلیلی به واکاوی انتقادی ساختار حکمرانی، نسبت دینداری با مخالفت با اعدام، خشونتهای ساختاری و سناریوهای پیشروی جامعه ایران میپردازد.سعید مدنی که تجربه سالها زندان و تبعید را پشت سر گذاشته، در این برنامه از امید، آرمانخواهی و ضرورت اصلاحات بنیادین سخن میگوید.این گفتگوی تفصیلی تلاشی است برای فهم بهتر گسستها و ظرفیتهای نهفته در بطن جامعه امروز ایران. پیشنهاد میکنیم این تحلیل عمیق و راهگشا را به طور کامل در کانال یوتیوب پانوراما تماشا کنید.@Kaleme
🔴 خشونتپرهیزی هم استراتژی و هم تاکتیک تو باید جرأت ادامهدادن داشته باشی، نه امیدِ رسیدن ✍️ سعید مدنیبخش پنجم بهنظرم اعتراضات دیماه و خشونت عریان نظام در برابر آن در عین حال که ضرورت ترویج مشی خشونتپرهیز را بیش از گذشته نشان داد، شانس گذار دموکراتیک خشونت پرهیز را در آینده کاهش داد. در واقع اگر اعتراضات دی ماه با همان سبک و سیاق روزهای اول یعنی در فاصلهی ۶ تا ۱۷ دی ادامه مییافت ممکن بود مثل جنبش مهسا نتایج وعواقب خیرهکنندهای بهدنبال داشته باشد؛ اما فراخوان غیرمسئولانه و فرصتطلبانهی آقای پهلوی آنهم با ادعای رسیدن کمک از خارج و همین طور ورود «گارد جاویدان» (بدنامترین نیروی سرکوب نظامی زمان پهلوی) بهانهای شد برای سرکوب و قتل حداکثری که سپهر سیاسی ایران را خونینتر از قبل کرد. این توضیح برای تبرئه یا مشروعسازی کشتار هزاران جوان رعنا و زیبا یا هجوم نیروهای سرکوب به بیمارستانها (روزنامه هم میهن ۲۱/۱۰/۱۴۰۴) و جنایات بیشمار دیگرنیست؛ بیتردید نظام حاکم مقصر تکتک خونهای بهزمینریخته است و به همان میزان هماکنون دچار بحران مشروعیتی بیشتر از گذشته است. شاید این سؤال کوتاه سردبیر روزنامهی توقیفشدهی هم میهن که «چرا و چگونه جامعهی ایران از نقطهی فرار شاه در دی ۱۳۵۷ به نقطهی فریاد حمایت از فرزند او در دی ۱۴۰۴ رسیده است؟» عمق این بحران مشروعیت و ناکارآمدی را توضیح دهد. اما همچنانکه آقای محمدرضا نیکفر نیز هشدار دادهاند، اینها به معنای نادیدهگرفتن مسئولیت نیروی فراخواندهنده نیست؛ بهویژه آنکه با رؤیافروشی و روایتهای کذب، جماعتی را شیفتهی پیروزی یکشبه کرد یا چشمبهراه حمایت از سوی نیروهایی موهوم. همچنین است مسئولیت همهی نیروهای دموکرات خشونتپرهیز در قبال آیندهی تحولات ایران و حساسیت اخلاقی و سیاسی در قبال هر تلاشی برای دعوت مردم به اعتراض و خیابان. در گفتوگوهایی که با بازداشتشدگان دی ماه در زندان داشتم همهی آنها تحت تأثیر سه روایت بودند که لااقل اکنون کذب بودن سومی در عمل به اثبات رسیده است: روایت اول - پیش از انقلاب ایران سرزمینی بهشتی بوده با رفاه و آرامش و آزادی کامل، روایت دوم- تنها بدیل جمهوری اسلامی بازگشت به سلطنت است، روایت سوم- جمهوری اسلامی ظرف یک هفته سقوط خواهد کرد و با کمک «عمو ترامپ» (نسبت عمو به ترامپ کاملا در بین زندانیان رواج داشت و نشانهی همدلی و همراهی با سیاستهای ترامپ بود)، آقای پهلوی مستقر خواهد شد و ایران به وضع سابق باز خواهد گشت. شما نهایت سادهاندیشی، کجفهمی و خطا را در هر سه این روایتها بهوضوح مشاهده میکنید و این نشاندهندهی میزان بالای کمکاری جامعهی روشنفکران و فعالان سیاسی و مدنی برای افزایش آگاهی عمومی و ارتقای فرهنگ سیاسی جامعهی ایران بهرغم همهی فشارها و محدودیتها از سوی جمهوری اسلامی است. گفتمانسازی بخشی از اپوزیسیون خارج کشور از سالها پیش با رویکردی غیرتاریخی و گزینشی از ایران پیش از انقلاب، «آرمانشهری وارونه» یا گذشتهنگر در مقابل آرمانشهر آیندهنگر از عصر پهلوی ساخت. همان طور که زیگمونت باومن، جامعهشناس و فیلسوف در اثر خود، رتروتوپیا (آرمانشهر گذشتهنگر) نشان داده، وضعیت پراسترس و شرایط اضطراب و ناامنی ناشی از وضعیت کنونی موجب میشود افراد و جوامع به تخیل گذشتهای ساختگی و آرمانی رو ببرند که برساخته از ضرورت حال و بازتولید گزینشی گذشته برای کاهش اضطراب عمومی و احساس ناامنی است، نه روایتی صادقانه از گذشته. بههرحال به نظرم اگر نیرویی در جریان مبارزه اصول و موازین اخلاقی را رعایت نکند و بر پایهی توهم و دروغ و رؤیافروشی حتی به پیروزی برسد، بیتردید در صورت کسب قدرت نیز تعهدی به حقوق و آزادی و آگاهی مردم نخواهد داشت. شاید در فرصتی دیگر راجع به اخلاق مبارزهی سیاسی باید بیشتر گفتوگو کنیم. به هر صورت، منطق اعمال خشونت در قالب دعوت به مبارزهی مسلحانه علیه رژیم یا استقبال از تهاجم نظامی به کشور برای اسقاط رژیم که بهویژه تا پیش از حملات اسراییل و امریکا به ایران طرفداران زیادی پیدا کرده بود مبتنی بر استدلالی ضعیف و جمعبندی نادرست از اعتراضات و کنشهای جمعی پیشین است. اساس این استدلال آن است که.... (ادامه دارد) متن کامل منبع: ایران فردا@Kaleme
🔴 فهرست ۱۵ تراستی تحت تعقیب پرونده فروش نفت کامل شد.بر اساس اعلام قوه قضاییه، برای ۱۵ نفر از مدیران و تراستیهای این پرونده اعلان قرمز اینترپل صادر شده است.گرچه خود قوه این اسام را اعلام نکرد اما این اسامی شامل :احسان تحیریعظیم سواریپورمحمد سواریپورمهدی سواریپورحسین قادسیپیمان بابانژادابراهیم محسنی بازرگانیکاظم حیدرزادهحسن علائیکیوان معنوی طهرانیفرهاد رحیمیکریم مجید پورستاریحسین فتحیعلیرضا افشار تبریزی است.این پرونده فقط فهرست چند اسم نیست؛ رد یک شبکه فروش نفت، شرکتهای تراستی و میلیاردها دلار پولی است که باید به کشور برمیگشت.@Kaleme
🔴 جنگی که دیگر فقط جنگ ایران و آمریکا نیست✍️ محمد عثمانیبحران جاری میان ایران و آمریکا را نمیتوان صرفاً با منطق «چه کسی در جنگ پیروز شد؟» فهم کرد. مسئله اصلی اکنون این است که جنگ چه چیزی را در ساختار قدرت خاورمیانه تغییر داده است.ایران نشان داد که اگرچه نمیتواند در یک جنگ متعارف با آمریکا برتری نظامی پیدا کند، اما قادر است هزینه جنگ را از سطح ایران به سطح اقتصاد جهانی و امنیت منطقه منتقل کند. همین انتقال هزینه، مهمترین ابزار قدرت تهران در مرحله کنونی است. در مقابل، آمریکا نیز نشان داده است که قدرت نظامی عظیمی برای وارد کردن ضربه به ایران دارد، اما میان «توانایی تخریب» و «توانایی حل مسئله ایران» فاصلهای بسیار بزرگ وجود دارد.آمریکا قادر به ضربه زدن است، اما حل مسئله ایران برایش دشوار است؛ ایران قادر به افزایش هزینه جنگ است، اما پیروزی نظامی بر آمریکا برایش ناممکن است. این وضعیت معمولاً نه به پیروزی سریع، بلکه به مذاکره، جنگ فرسایشی یا نوعی آتشبس ناپایدار منتهی میشود.تنگه هرمز در این معادله فقط یک آبراه جغرافیایی نیست؛ یک ابزار ژئوپلیتیک است. هرچه بحران در هرمز طولانیتر شود، جنگ از یک منازعه دوجانبه خارج و به مسئله اقتصاد جهانی تبدیل میشود. از این منظر، استراتژی ایران قابل فهم است: اگر نمیتوانی آمریکا را در میدان نظامی شکست دهی، هزینه جنگ را به متغیری تبدیل کن که واشنگتن نمیتواند بهسادگی نادیده بگیرد.اما این استراتژی یک تناقض بنیادی دارد. هرچه ایران بیشتر از هرمز به عنوان اهرم فشار استفاده کند، کشورهای عرب خلیج فارس بیشتر به این نتیجه میرسند که امنیت آنان نمیتواند به رفتار تهران وابسته باشد. در نتیجه، ایران ممکن است در کوتاهمدت قدرت چانهزنی خود را افزایش دهد، اما در بلندمدت به شکلگیری ائتلافهایی کمک کند که برای مهار خود ایران ساخته شدهاند.پیمان دفاعی عربستان، ترکیه و پاکستان را نباید صرفاً یک توافق نظامی تلقی کرد. اهمیت واقعی آن در این است که کشورهای منطقه به تدریج به این نتیجه رسیدهاند که دیگر نمیتوانند امنیت خود را تنها به آمریکا بسپارند. بزرگترین پیام پیمان مکه برای تهران این نیست که سه کشور علیه ایران متحد شدهاند؛ بلکه این است که منطق امنیت منطقه از «امنیت آمریکایی» به سوی «امنیت چندقطبی منطقهای» حرکت میکند.این تحول برای ایران هم تهدید است و هم فرصت. همان چیزی که زمانی «عمق استراتژیک ایران» نامیده میشد، ممکن است در آینده به «محیط پیرامونی ضدایرانی» تبدیل شود. قدرت منطقهای ایران میتواند همزمان با افزایش قدرت بازدارندگی، عمق سیاسی ایران را کاهش دهد. اگر کشورهای همسایه ایران به این نتیجه برسند که امنیتشان در گرو مهار تهران است، ایران ممکن است از نظر نظامی قدرتمندتر، اما از نظر سیاسی منزویتر شود.ایران اگر بخواهد از جنگ اخیر یک دستاورد استراتژیک واقعی بیرون بکشد، نباید پیروزی را در «ادامه جنگ» جستوجو کند. باید آن را در تبدیل قدرت نظامی به سرمایه سیاسی جستوجو کند. تهران باید از خود بپرسد: آیا میخواهد برای همیشه کشوری باشد که همسایگانش از آن میترسند؟ یا میخواهد به کشوری تبدیل شود که همسایگانش به قدرت آن نیاز دارند؟اگر جنگ همین امروز پایان یابد، ایران نمیتواند صرفاً بگوید «ما شکست نخوردیم» و آن را پیروزی تلقی کند. پیروزی استراتژیک زمانی رخ میدهد که ایران بتواند از این جنگ سه دستاورد به دست آورد: حفظ استقلال تصمیمگیری؛ جلوگیری از تبدیل شدن منطقه به ائتلافی منسجم علیه ایران؛ و تبدیل توان نظامی به توافق سیاسی و اقتصادی. اگر تهران فقط اولی را حفظ کند، در واقع جنگ را زنده مانده است، نه اینکه ضرورتاً پیروز شده باشد. آینده خاورمیانه احتمالاً نه «ایرانمحور» خواهد بود و نه «آمریکامحور». بلکه چندقطبی، رقابتی و پرریسک خواهد بود.مسئله اصلی ایران پس از جنگ دیگر صرفاً «چگونه آمریکا را شکست دهیم؟» نیست. مسئله بسیار بنیادیتر است: چگونه قدرت نظامی خود را به اعتماد منطقهای تبدیل کنیم؟اگر ایران پاسخ مناسبی به این پرسش و آمریکا پاسخ مناسبی به پرسش خود پیدا کنند، جنگ میتواند سرآغاز یک نظم جدید باشد. اما اگر هیچیک پاسخ ندهند، منطقه وارد مرحلهای خواهد شد که در آن جنگ پایان مییابد، اما صلح هرگز آغاز نمیشود.متن کامل را اینجا بخوانیدمنبع: سپاس@Kaleme
🔴 این موجودات مشکلشان سیاهنمایی نیست، آینه است.✍️ مهدی محمودیانهنرمند اگر فقر، سرکوب و تباهی را نشان بدهد، متهم میشود به سیاهنمایی؛ اما همانهایی که این سیاهی را ساختهاند، برایش حکم محرومیت مینویسند.واقعیت تلختر از هر فیلمی است: تصویر همین آدمها روی صندلی نمایندگی مردم ایران، از هر آنچه یک هنرمند بتواند بسازد سیاهتر است.این موجودات مشکلشان سیاهنمایی نیست، آینه است.منبع: کانال تلگرام نگارنده@Kaleme
🔴 فرمانده کل ارتش: اخراج آمریکا از منطقه عملی شده است و دیگر مجوز ورود ندارندفرمانده کل ارتش با تأکید بر اینکه نیروهای آمریکایی در نبردهای اخیر متحمل «ضربات کاری» شدهاند، گفت: پایگاههای آمریکا دیگر قادر به بازگشت به وضعیت سابق نیستند و ایران اجازه نخواهد داد مراکزی در کشورهای همسایه ایجاد شود که هدف آن تهدید جمهوری اسلامی ایران باشد.امیر سرلشکر حاتمی افزود: «تنها راه، خروج آمریکاییها از منطقه است. اخراج آنان عملی شده و دیگر مجوز ورود به خلیج فارس، دریای عمان و تنگه هرمز را ندارند. ما در این مسیر پیروز شدهایم و در حال تثبیت پیروزی هستیم.»متن کامل خبر@Kaleme



