سهم کامل!رفته بودیم از سر کوچه، کمی حبوبات بخریم. همسرم قیمتهای فروشگاه را که دید، مثل همیشه جا خو…
انتشار: 2026/07/29 21:46 UTCدریافت: 2026/08/02 16:32 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/02 16:32 UTC
سهم کامل!رفته بودیم از سر کوچه، کمی حبوبات بخریم. همسرم قیمتهای فروشگاه را که دید، مثل همیشه جا خورد و گفت: چه خبره، از یه ماه قبل تا حالا اینهمه رفته رو قیمتها؟! فروشنده، لبخند تلخی زد و گفت: خانم، شرایط جنگی همینه دیگه! برای اینکه زودتر از فروشگاه بزنیم بیرون و بحث بیثمر نکنیم، گفتم: خدا بزرگه، فعلا که صلحه و دارن مذاکره میکنن، انشالله همهچی فراون و ارزون میشه.فروشنده، نگاه معنیداری کرد و گفت: ای برادر، دارن تجدید قوا میکنن، همه رفتن دنبال موشک و بمب، دارن انباراشون رو پر میکنن.بهشوخی، گفتم: انبارا که پر باشه فراونی و ارزونی میشه!فروشنده در حالی که پلاستیک لپه و لوبیا را میداد دستم، گفت: آره جناب، حتما سهم ما هم از این انبارا میرسه!خداحافظی کردیم، ولی صدای فروشنده پشت سرمان ادامه میداد: بمب و موشک تنها جنسیه که توی هر انباری باشه، سهم مردم کامل داده میشه، هر جای جغرافیا که باشن! #سپاهی_لایین (کاوە زێدان)t.me/maname49
