تپهٔ لیلان می گویند در ماجرای یورش مهاجمان بیگانه بە مناطق کُرمانجنشین شمال خراسان (همان دزدانی کە…
انتشار: 2026/08/09 03:46 UTCدریافت: 2026/08/13 16:54 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 16:54 UTC
تپهٔ لیلان می گویند در ماجرای یورش مهاجمان بیگانه بە مناطق کُرمانجنشین شمال خراسان (همان دزدانی کە در ذهنیت تاریخی ما کُرمانجها به "ئەلەمان" معروفاند)، آنان چند دختر جوان را میربایند اما در منطقۀ قربان پیکار مراوە (یا همان لیلان تپە) بر سر تقصیم غنایم درگیر میشوند. دختران ربودە شدە با استفادە از این موقعیت تصمیم بە کشتن خود می گیرند و در زمان اجرای این تصمیم، ترانۀ نامآشنای لیلان را زمزمە می کنند. مهاجمان شومنیت پس از درگیری با هم، با پیکر بیجان دخترکان بیگناه مواجە می شوند و ناچار همانجا بە خاک می سپارندشان. هرچند درستی یا نا درستی این تراژدی، جز یک خاطرە در افواە مردم، مستندی ندارد، اما در سوی دیگر تپە لیلان روستای دیگری با نام کەچک (بە کردی یعنی دختر) هست کە شاید دلیلی بر واقعیت این رخداد باشد.این چارینۀ کُرمانجی، زمزمەای است بر دردناکی این حکایت:ژانێ کو ل سەر دلێ مە ما، کاریەقەرتالەکێ پیرە،جانێ مە خواریەسەفتێ کو هەلا ژ تەپێ لەیلانان تێدەنگێ کەچا بی مەزار، ملواریە**درد نهفتەای کە در دل ما جا دارد، کاری استکرکس پیری کە جان ما را خوردە استصدای دوری کە هنوز از تپهٔ لیلان می آیدصدای دختر بی مزار ما ملواری است................*ملواری در این رباعی نامی نمادین است.#مهدی_رستمی @kaniyadil
