چرا مرگ بر... کاملا غلط استتصور کنید شهردار یک شهر بزرگ تصمیم بگیرد که آمار تصادفات رانندگی را بر…
انتشار: 2026/06/25 17:52 UTC
چرا مرگ بر... کاملا غلط استتصور کنید شهردار یک شهر بزرگ تصمیم بگیرد که آمار تصادفات رانندگی را برای همیشه به صفر برساند و هرگونه خطری را در خیابانها از بین ببرد. ولی این هدف در دنیای واقعی محکوم به شکست است. چرا؟ پاسخش روشن است؛ چون تا زمانی که خودرو ها، جاده ها، تفاوت های آب و هوایی و انسان ها با روحیات مختلف، وجود دارند، احتمال خطا، ترافیک و تصادف هم وجود دارد. خطرات رانندگی محصول یک سوتفاهم ساده نیستند، بلکه تا کنون بخش جدانشدنی رانندگی بوده اند. از این شهردار فرضی دو کار بر می آید: ۱- منع کامل رانندگی؛ یعنی حذف کامل مساله.۲- پذیرفتن اینکه خطر تصادف همیشه هست. ولی خب برای کاهش آن باید جاده ها خط کشی شوند، چراغ راهنمایی گذاشته شود، دوربین و پلیس مستقر شود و قوانین سختگیرانه و قس علیهذا.با زهم به این معنی نیست که خطر تصادف کلا محو شده است؛ بلکه به این معنی است که سیستم مدیریت شهری توانسته خطرات را کنترل، مهار و جهتدهی کند تا زندگی عادی مردم جریان داشته باشد. ژولین فرد، فیلسوف سیاسی معاصر در باره دشمن و سیاست همین را توضیح می دهد.او می گوید دشمن را نمیشود برای همیشه و بهطور کامل نابود کرد. وجود دشمن یا رقیب، بخش جداییناپذیر و طبیعی سیاست و زندگی است. بنابراین، یک حکومت یا سیاستمدار واقعبین، بهجای اینکه همه توانش را بگذارد تا دشمن را مثلا کاملا ریشهکن کند (که ناممکن است)، سعی میکند او را مدیریت و مهار کند و بازی را به نفع خود پیش ببرد.فروند میگوید اینطور نیست که اگر ما با طرف مقابل گفتگو کنیم یا سوتفاهمها را حل کنیم، دشمنیها کلا از بین بروند. دشمنی به خاطر ساختار جهان و تفاوت در منافع، باورها و هویتها به وجود میآید.از دیدگاه وی، سیاست دقیقا از جایی شروع میشود که یک گروه یا کشور میگوید: «این مرزها، فرهنگ و منافع ماست (ما)» و «آن طرف، مال دیگران است (آنها)». وقتی آمادگی دفاع از این مرز و هویت وجود داشته باشد، سیاست شکل گرفته است.امنیت مربوط به زمانی نیست که هیچ تهدید یا دشمنی در دنیا نباشد (چون چنین چیزی ممکن نیست)؛ بلکه امنیت یعنی شما آنقدر توانمند باشید که بتوانید تهدیدها و اختلافات را کنترل و مدیریت کنید تا به شما آسیبی نرسد.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k