غرب زدگیبازپخش یادداشت ۱۰ تیر ۱۳۹۹ (۳۰ جون ۲۰۲۰) همین کانال.به گمانم سنجیده ترین و کوتاه ترین نقد…
انتشار: 2026/07/16 15:34 UTC
غرب زدگیبازپخش یادداشت ۱۰ تیر ۱۳۹۹ (۳۰ جون ۲۰۲۰) همین کانال.به گمانم سنجیده ترین و کوتاه ترین نقد در باره کتاب غرب زدگی آل احمد را مدیون احمد شاملو هستیم: یاوه ای بیش نیست.چرا این کتاب پرنفوذ یاوه بافی است؟! من از حوزه تخصصی خویش به آن می پردازم:۱- شرق و غرب، یا خاور و باختر، از دید جغرافیا، مفاهیمی قراردادی و اعتباری مرتبط با سده ۱۹ هستند. هنگامی که پس از دهه ها تشتت بین اروپایی ها بر سر تعیین نصف النهار مبدا، دهکده گرینویچ لندن به عنوان خط مبدا پذیرفته شد، کم کم مفاهیمی مانند خاور دور، خاور نزدیک، خاورمیانه و... بر اساس همین نقطه شکل گرفت و به خوردمان دادند.البته در این زمینه نقش نظامیان و جنگ ها نیز پررنگ بود. فرض کنید تهران به عنوان خط مبدا پذیرفته می شد، خب در این صورت معلوم بود که اروپا می توانست باختر میانه و آمریکای شمالی باختر دور قلمداد شود. طرفه آن که شرقی و غربی مفاهیم سرشتی یا ماهوی نیستند که بشود بر پایه آن ها جهان را به قلمروهای تفکیک شده فرهنگی تقسیم کرد؛۲- اگر منظور تاثیرات فرهنگی- تمدنی برخاسته از رنسانس و مدرنیته است، که این دو البته با خاستگاه اولیه اروپایی، سده هاست که عالم و آدم، از آمازون و کنگو، تا ژاپن و چین را در نوردیده اند. به راستی کدامیک از جلوه های فرهنگی- سیاسی- تمدنی ما متاثر از اروپا و جهان نو نبوده است؟ قوانین اساسی و تفکیک قوا؟ آموزش نوین دختران و پسران در همه رده ها؟ ریل و لوله و فرودگاه و رسانه ها و ...؟ لطفا تعیین کنید چه مقدار از سطوح زندگی ما متاثر از جهان نو نیست؟۳- چنان چه شرق و غرب به مفاهیم عرفانی و مثلا دیدگاه شیخ اشراق(سهروردی) نسبت داده شود، آن گاه موقعیت آل احمد ها بدتر هم خواهد شد؛ چرا که این مفاهیم از این منظر به هیچ روی جغرافیایی نیستند.از منظر شیخ اشراق جان آدمی نیز دارای شرق و غرب است. اولی که مشرق جان است، محل نور و روشنایی و خیزش خورشید عالمتاب و دومی به دلیل غروب کردن خورشید جان ،سرچشمه ظلام و تاریکی شمرده شده است.البته استاد احمد فردید زیر تاثیر اندیشه هایدگری، کوشید این مفاهیم آسمانی را زمینی و سیاسی کرده و قبای ضد استعماری به آن ها بپوشاند؛۴- ولی از این ها شگفت تر این است که در هیچ نقشه معتبر جغرافیایی، ایران و خاورمیانه جزو آسیا که لابد شرق است، شمرده نشده است.در واقع چنان چه به زیر یا بالای نقشه های عمومی آسیا بنگرید، این گونه حک شده است:Asia and middle east که یعنی آسیا "و" خاورمیانه.شوربختانه آل احمد "واو" عطف را ندید. این بدان معنی است که ایران و خاورمیانه، در قالب آسیا نمی گنجند.آسیا یعنی چین و هند؛ و باقیمانده اش نیز می شود هندوچین. پرسشم اینجاست که نسبت فرهنگی- تمدنی- تاریخی و جغرافیایی ما ایرانیان بیشتر به اروپا، قفقاز، بالکان و آناتولی نزدیک است یا چین و هندوچین؟پاسخ روشن تر از خورشید است، ولی آل احمد بر آن متمرکز نشد و یا نمی خواست متمرکز شود؛۵- اگر آل احمد غربگرایی (occidentalism) را به کار می برد و بر همین پایه می نوشت، خرده ای بر او نبود؛ ولی شوربختانه وی از اصطلاحی جعلی و شاید ایرانزاد استفاده کرد: westoxication؛ که به معنای مسمومیت ناشی از تعامل با غرب است. بنگرید به بخشی از کتاب:"غربزدگی می گویم همچون وبا زدگی؛ و اگر به مذاق خوشایند نیست، بگوئیم سرمازدگی یا گرمازدگی؛ اما نه، دست کم چیزی است در حد سن زدگی.... آدم غربزده هرهری مذهب است، به هیچ چیز اعتقاد ندارد، به هیچ چیز هم بی اعتقاد نیست. یک آدم التقاطی و نان به نرخ روز خور است. همه چیز برایش علی السویه است. خودش باشد و خرش از پل بگذرد،دیگه بود و نبود هیج است ..."بله، همین کتاب انشاگونه- توصیفی و بی مبنای پژوهشی، ایران را دچار زلزله کرد و بلکه بیشتر روشنفکران را در خویش غرق.#یدالله_کریمی_پور #karimipour_k