افسانه از نیل تا فرات (بخش دوم و پایانی)تحقق چنین ایدهای، فارغ از خواست و ارادهی مردم و دولت اسرا…
انتشار: 2026/07/22 13:27 UTC
افسانه از نیل تا فرات (بخش دوم و پایانی)تحقق چنین ایدهای، فارغ از خواست و ارادهی مردم و دولت اسرائیل، از منظر جمعیتشناسی، ژئوپلیتیک، حقوق بینالملل و موازنهی قدرت جهانی، نزدیک به محال است.۱- چگونه ممکن است دولتی با ۷ میلیون جمعیت یهودیتبار (از ۱۰ میلیون، ۳ میلیون عربتبارند) قادر به اداره و اعمال حاکمیت بر منطقهای با بیش از ۲۱۵ میلیون نفر باشد؟ حتی بر فرض تسلط با زور، اسرائیلیها بیدرنگ با شورشهای سراسری و خطرات ساختاری مواجه میشوند؛ امری ناممکن.۲- نگاهداشتن پادگانها، حفظ خطوط کمکرسانی و مواصلاتی در پهنهای چند صد هزار کیلومترمربعی، نیازمند ارتشی چندمیلیونی با بودجههای نجومی پایدار است؛ در حالیکه جغرافیای منطقه، محیطی ایدهآل برای شکلگیری هستههای مقاومت و نبردهای نامتقارن است. کوتاه آنکه نسبت نیرو به مساحت، مانعی در مقیاس استراتژیک است.۳- برخلاف دوران باستان و سدههای میانه، امروز خاورمیانه متشکل از ملت-دولتهای مدرن با مرزهای رسمی شناختهشده است. ملتهای منطقه ساختارهای هویتمحور و ارتشهای منظم دارند؛ اشغال این پهنه یعنی ورود به جنگی تمامعیار منطقهای و شاید جهانی.۴- ساختار حقوق بینالملل و موازنهی قدرت جهانی نیز سدی سخت در برابر این ایدهاند. اصل دستنخوردهماندن مرزها و تمامیت سرزمینی، پایهی نظم بینالمللی کنونی است و هرگونه تغییر یکجانبهی سرزمینی در این مقیاس، واکنش گستردهی جهانی در پی خواهد داشت.۵- در عرصهی سیاست آمریکا نیز، که مهمترین متحد بینالمللی اسرائیل است، چنین آرمانی حامی ندارد؛ هر دو حزب دموکرات و جمهوریخواه، با وجود اختلاف در بسیاری از مسائل خاورمیانه، بهطور رسمی خواستار حفظ مرزهای شناختهشده و راهحلی مبتنی بر دو دولت هستند، نه توسعهطلبی سرزمینی.۶- حتی در سطح افکار عمومی جهانی و بخش قابلتوجهی از داخل اسرائیل، ایدهی تشکیل دولت مستقل فلسطینی در کنار اسرائیل کنونی هنوز جایگاه دارد. برای ملتی ۷میلیونی که بخشی از آن حتی به کوچکترشدن نه بزرگترشدن مرزهای فعلی میاندیشد، تصور اشغال تدریجی سرزمینی به وسعت نیل تا فرات، نه یک سیاست، که یک تناقض درونی است.«اسرائیل بزرگ» مفهومی است که حتی درون اسراییل هم چندان طرفداری ندارد. جمهوری اسلامی مطابق معمول و در جهت عقلایی کردن اهداف ایدئولوزیک خود، به بزرگنمایی و احیای مفهومی تقریبا مرده پرداخته است. حتی بر فرض محال برای اجرایی کردن چنین آرمانی، هرگز در بردارنده ایران نخواهد بود. کوتاه ان که چنین مفهومی در معنای فیزیکی و سرزمینیاش، نه یک برنامهی سیاسی در دستور کار، که افسانهای است که کارکردش بیشتر در حوزهی گفتمان و بسیج ایدئولوژیک داخلی است تا نقشهی راه واقعی.#یدالله_کریمی_پور#karimipour_k