✍امثال و حکم حکایت قصاب و مرغ مردارخوار(از «مجالس سبعه» مولانا؛ حکایتی کمتر نقلشده) آوردهاند که ق…
انتشار: 2026/07/18 19:00 UTC
✍امثال و حکم حکایت قصاب و مرغ مردارخوار(از «مجالس سبعه» مولانا؛ حکایتی کمتر نقلشده) آوردهاند که قصابی گوشت را نسیه میفروخت و کودکی در دکانش حساب مشتریان را مینوشت.روزی مرغی مردارخوار از آسمان فرود آمد و تکهای گوشت ربود و گریخت. قصاب با شوخی به شاگرد گفت: «بنویس یک چارک گوشت، طلب ما از این مرغ!»چند روز بعد، قصاب کمین کرد. همان مرغ دوباره برای ربودن گوشت آمد، اما این بار گرفتار شد. قصاب او را کشت و سرش را بر سرِ دکان آویخت تا عبرت دیگر پرندگان شود.شاگرد با لبخند گفت: «استاد! آن روز طلب تو را از مرغ نوشتم؛ حالا طلب مرغ را از تو چه بنویسم؟»قصاب لحظهای خاموش ماند، جامه بر خود درید و گفت: «زیانِ گوشت آسان بود؛ اگر فردای قیامت از من خونِ این جان را بخواهند، چه پاسخ دهم؟» پیام حکایت:گاهی انسان زیان مالی را بزرگ میبیند، اما از زیان اخلاقی و مسئولیت اعمال خود غافل میشود. مولانا با این حکایت یادآور میشود که هر رفتاری، گذشته از سود و زیان دنیوی، حسابی نیز در پیشگاه وجدان و خداوند دارد.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline


