✍امثال و حکم متنبی (احمد بن حسین) که خود را بزرگترین شاعر زمانه میدانست، روزی به مجلس سیفالدوله حمد…
انتشار: 2026/07/21 19:09 UTC
✍امثال و حکم متنبی (احمد بن حسین) که خود را بزرگترین شاعر زمانه میدانست، روزی به مجلس سیفالدوله حمدانی در حلب وارد شد. در آن مجلس، ابوالعلاء معرّی هم حضور داشت - که از کودکی نابینا بود و با وجود نابینایی، در فلسفه و ادب شهره بود.متنبی با تکبر تمام شروع به خواندن اشعار خود کرد و همه حاضران به تحسین پرداختند. اما ابوالعلاء که گوشهای نشسته بود و سکوت میکرد، ناگهان گفت:«ای متنبی! شعرهایت را شنیدم. وزنشان درست است، قافیهشان نیکو، اما... بوی تکبر میدهند.»متنبی برآشفت و گفت: «یک نابینا چگونه جرأت نقد مرا دارد؟ من شعرم را در سراسر جهان عرب خواندهام و همه ستودهاند.»ابوالعلاء لبخندی زد و پاسخ داد:«من چشم ندارم، اما گوش دارم. تو شعر میگویی تا خود را بزرگ کنی، اما من شعر میگویم تا حقیقت را بگویم. تفاوت ما در همین است. شعرِ خودخواهی، هرچند وزین باشد، در تاریخ نمیماند، اما شعرِ حقیقت، حتی اگر از زبانِ یک نابینا باشد، قرنها میماند.»متنبی خندهای تلخ کرد و مجلس را ترک کرد. اما سالها بعد، وقتی متنبی در راه بازگشت از سفر، به دست دزدان کشته شد، ابوالعلاء این بیت معروف را در رثایش سرود:«اللیلُ طویلٌ و لکنْ عاذرٌ... و الظلمُ طویلٌ و لکنْ صابرٌ»(شب طولانی است اما عذرخواهی دارد... و ستم طولانی است اما صبری دارد)---حکایتِ این دو شاعر، نشان میدهد که دانایی به چشم نیست، به دروننگری است. ابوالعلاء با وجود نابینایی، آیندهٔ شعر متنبی را پیشبینی کرد - و امروز هم شعر ابوالعلاء بیشتر از شعرِ پرآوازهٔ متنبی، در محافل فلسفی خوانده میشود.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline.



