✍امثال و حکم🌿 حکایت مردی که مار را از روی شفقت زنده کردمولانا در دفتر دوم مثنوی حکایت مردی را نقل م…
انتشار: 2026/08/10 19:26 UTCدریافت: 2026/08/11 06:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/11 06:05 UTC
✍امثال و حکم🌿 حکایت مردی که مار را از روی شفقت زنده کردمولانا در دفتر دوم مثنوی حکایت مردی را نقل میکند که در سرمای سخت، ماری را بیحال و نیمهجان میبیند. از روی دلسوزی، مار را برمیدارد و به خیال اینکه جان موجودی را نجات داده، آن را گرم میکند.اما همین که مار جان میگیرد، دوباره به خوی طبیعی خود بازمیگردد و قصد آسیب رساندن میکند.مولانا از این ماجرا نتیجهای ظریف میگیرد:هر ترحمی در جای خود نیکوست، اما اگر بدون شناخت و بصیرت باشد، ممکن است نتیجهای برخلاف انتظار داشته باشد.یعنی انسان باید میان مهربانی و سادهلوحی تفاوت بگذارد؛ خوبی کردن ارزشمند است، اما شناختِ موقعیت و طرف مقابل نیز ضروری است.📖 این حکایت در مثنوی معنوی، دفتر دوم آمده و مضمون آن در بخشهایی با داستان «مارگیر و اژدها» پیوند دارد.❤️ همراه ما در «کاریز آنلاین» باشید:🔹 تلگرام: t.me/karizonline🔹 روبیکا: rubika.ir/karizonlinee🔹 اینستاگرام: instagram.com/karizonline


