.🟠 سهگانه ۲۸ مرداد و مسئله توسعه در ایران📝 یادداشت اول: راههای نرفته✍ دکتر رضا بهرامی/ کشکانهر سا…
انتشار: 2026/08/17 19:26 UTCدریافت: 2026/08/19 15:35 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 15:35 UTC
.🟠 سهگانه ۲۸ مرداد و مسئله توسعه در ایران📝 یادداشت اول: راههای نرفته✍ دکتر رضا بهرامی/ کشکانهر سال در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یک پرسش قدیمی دوباره طرح میشود. اینکه اگر کودتای ۲۸ مرداد رخ نمیداد، آیا ایران مسیر متفاوتی را طی میکرد؟ این پرسش در نگاه نخست، یک پرسش تاریخی بدون پاسخ قطعی است چه هیچکس نمیتواند به ضرس قاطع ادعا کند در صورت ادامه دولت محمد مصدق در گذشتهی بعید، ایرانِ امروز چه وضعیتی میداشت. با این حال اما پرسش پیشگفته را میشود به گونهای دیگر پرسید: آیا ۲۸ مرداد فقط یک دولت را ساقط کرد یا یکی از مسیرهای ممکن تحول سیاسی و توسعه نهادی در ایران را نیز مسدود ساخت؟برای پاسخ، نخست باید از یک دوگانهی ساده و پرتکرار فاصله گرفت. از یک سو، نقش آمریکا و بریتانیا در عملیات براندازی را نمیتوان انکار کرد. اسناد رسمی منتشره نشان میدهد سیا در سال ۱۳۳۲ طرحی برای برکناری دولت مصدق و تشکیل حکومتی طرفدار غرب تحت رهبری شاه و نخستوزیری زاهدی اجرا کرد. از سوی دیگر، ایرانِ پیش از کودتا با بحرانهای متعدد داخلی از جمله شکاف در جبهه ملی، اختلاف مصدق با حامیان سابق خود، ضعف ائتلاف سیاسی او، مناقشه با مجلس و افزایش نگرانی از فعالیت حزب توده مواجه بود. اسناد همان دوره نیز از بیثباتی قابل توجهِ سیاسی سخن میگفتند.به این ترتیب، باید پرسید آیا بدون کودتا، امکان داشت بحران از مسیر دیگری حل شود؟ پاسخ این است که چنین امکانی را نمیتوان از پیش منتفی دانست. نظام سیاسی ایران در سالهای پس از مشروطه هنوز در حال آزمودن قواعد خود بود. مسائلی نظیر اختلاف میان شاه و نخستوزیر و حدود اختیارات سلطنت هنوز به هنجارهای تثبیتشده تبدیل نشده بود. حتی پیش از ۲۸ مرداد، مخالفان مصدق تلاش کرده بودند او را از مسیرهای سیاسی و قانونی کنار بزنند و در نهایت، زمانی که این راهها ناکام ماند، گزینه مداخله خارجی جدی شد.پس اهمیت ۲۸ مرداد را میبایست در مدل حل بحران کاوید. یک دولت ممکن است به هر دلیل سقوط کند اما اینکه سقوط آن از طریق انتخابات، عدم اعتماد مجلس، مصالحه سیاسی و یا کودتا اتفاق بیافتد، برای مسیر آینده نهادها تفاوتی اساسی دارد. در سه حالت نخست، امکان تداوم و تصحیح قواعد بازی به شکل بالقوه باقی میماند. دولتها قابل تغییر هستند اما خودِ میدان سیاست از میان نمیرود. در حالت پایانی یعنی کودتا اما این پیام منتقل میشود که در بزنگاههای حساس، قدرت خارج از نهادهای رسمی میتواند نتیجه سیاسی را تعیین کند.دقیقاً به همین دلیل است که مارک گازیوروسکی، پژوهشگر تاریخ سیاسی ایران، ۲۸ مرداد را یک نقطه عطف در مسیر سیاسی ایران میداند و استدلال میکند که رژیم پس از کودتا به یک دیکتاتوری تبدیل شد و سرکوب فعالیت سیاسی عمومی در دهههای بعد، به شکلگیری زنجیرهای از اعتراضات یاری رساند که سرانجام در انقلاب ۱۳۵۷ خود را نشان داد.البته گزاره فوق نباید به معنای پذیرفتن این داستان ساده باشد که بدون کودتا، ایران حتماً دموکراتیک و توسعهیافته میشد. چنین ادعایی از نظر تاریخی قابل اثبات نیست. ممکن بود مصدق در ادامه نیز در حل بحران نفت ناکام بماند و یا حتی کشور در دام نوع دیگری از اقتدارگرایی گرفتار آید. پژوهشهای جدید نیز بر همین پیچیدگی تاکید میورزند و تلاش دارند در کنار نقش خارجی، عوامل داخلی را نیز در تحلیل سقوط مصدق وارد کنند. اما میان تضمین دموکراسی و باز بودن یک مسیر تاریخی تفاوت بزرگی وجود دارد. به بیان دیگر و به جای اینکه بدانیم ایران بدون کودتا دقیقاً به کجا میرسید، بهتر است بپرسیم کودتا چه مسیرهایی را از دستور کار تاریخی کشور خارج کرد؟یکی از این گزینهها، تداوم و تکامل نظام مشروطه بود. شاید امکان آن وجود داشت که رابطه شاه و دولت، به تدریج به سمت الگویی شبیه سلطنت مشروطه واقعی حرکت کند. شاه در مقام پادشاه باقی بماند و دولت و مجلس، عرصه اصلی رقابت سیاسی باشند. شاید هم چنین مسیری شکست میخورد اما نکته اینجاست که ۲۸ مرداد فرصت آزمودن و تصحیح تدریجی این مسیر را محدود کرد. پس از کودتا، قدرت شاه به شکل محسوسی افزایش یافت و حکومت به سمت تمرکز بیشتر قدرت حرکت کرد. بر همین اساس، هرچند دولت در سالهای بعد از کودتا و به کمک آمریکا، از نظر ظرفیت اجرایی و منابع مالی قدرتمندتر شد اما با بسته شدن فضای سیاسی، امکان شکلگیری تدریجی بدیلهای سیاسی و تجربه رقابت پایدار نیز محدود ماند..رسانه رسمی و مردمی «کشکان»🌐 Kashkan.ir🆔 @kashkanews.
