. 🟠 سهگانه ۲۸ مرداد و مسئله توسعه در ایران 📝 یادداشت اول: راههای نرفته ✍ دکتر رضا بهرامی/ کشکان ه…
انتشار: 2026/08/18 17:14 UTCدریافت: 2026/08/20 06:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 06:15 UTC
. 🟠 سهگانه ۲۸ مرداد و مسئله توسعه در ایران 📝 یادداشت اول: راههای نرفته ✍ دکتر رضا بهرامی/ کشکان هر سال در سالگرد کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، یک پرسش قدیمی دوباره طرح میشود. اینکه اگر کودتای ۲۸ مرداد رخ نمیداد، آیا ایران مسیر متفاوتی را طی میکرد؟ این پرسش….🟠 سهگانه ۲۸ مرداد و مسئله توسعه در ایران📝 یادداشت دوم: شکست نهادها و گسست توسعهای✍ دکتر رضا بهرامی/ کشکانبا نگاهی اجمالی به تاریخ معاصر ایران، باید گفت کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ معمولاً در قالب یک منازعه سیاسی روایت شده است. منازعهای که در آن مصدق در برابر شاه و ایران در برابر مداخلهی آمریکا و بریتانیا قرار میگیرد. بیتردید هر یک از این روایتها بخشی از حقیقت را بازگو میکند اما اگر ۲۸ مرداد از نگاه توسعهای بررسی شود، پرسش مهمتری پیش روی مخاطب قرار میگیرد و آن هم اینکه چرا نظام سیاسی ایران نتوانست اختلافات میان شاه، دولت، مجلس، نیروهای نظامی و گروههای اجتماعی را از طریق نهادهای خود به صورت مسالمتآمیز حل کند؟ این پرسش، ۲۸ مرداد را به یک مسئلهی نهادی تبدیل میکند.پیش از هر چیز باید روشن کرد سخن گفتن از ضعف نهادهای حل اختلاف به معنای نادیده گرفتن نقش آمریکا و بریتانیا در کودتا نیست. اجماع پژوهشی بر نقش محوری مداخلهی خارجی در براندازی دولت مصدق است و اسناد متعددی جزییات حمایت مالی و عملیاتی آمریکا و بریتانیا را به اثبات رسانیدهاند. با این وجود اما مداخلهی خارجی، پرسش درباره وضعیت نهادهای داخلی ایران را منتفی نمیکند و برای فهم اینکه چرا یک بحران سیاسی داخلی امکان مداخله خارجی را فراهم آورد، باید در ضعف تاریخی ساختار نهادی کشور نیز مداقه کرد.داگلاس نورث، اقتصاددان مشهور نهادگرا، نهادها را مجموعهای از قواعد رسمی و غیررسمی معرفی میکند که تعاملات انسانی را ساختار میدهند. از نظر او، توسعهی بلندمدت علاوه بر کارکترهایی از قبیل منابع و فناوری، به کیفیت نهادها و ثبات قواعد بازی نیز وابسته است. نورث اشاره میکند نهادها با کاهش عدم قطعیت، امکان همکاری و تصمیمگیری بلندمدت را افزایش میدهند. اگر این چارچوب را به ایران سال ۱۳۳۲ تعمیم دهیم، باید گفت مسئله این بود که قواعد اساسی بازی سیاسی هنوز در ذهن و رفتار تمامی بازیگران تثبیت نشده بود.قانون اساسی مشروطه و مجلس هر دو فعال بودند و دولت نیز مسوولیت سیاسی داشت اما پیرامون حدود اختیارات واقعی شاه، نخستوزیر و مجلس اختلاف نظر جدی وجود داشت. در یک نظام نهادمند البته ممکن است شاه و نخستوزیر با یکدیگر اختلاف داشته باشند اما اختلاف آنان نباید به این ابهام دامن بزند که اساساً چه کسی حق دارد قواعد حکومت را تعیین کند. ممکن است دولت رای اعتماد خود را از دست بدهد یا مجلس منحل شود اما این رخدادها باید در چارچوبی پیش برود که بروندادِ آن برای تمامی طرفها قابل قبول باشد. در ایران اما چنین توافق نهادیای هنوز شکل نگرفته بود.مصدق را البته نباید قربانی یک نظام سیاسی کاملاً نهادمند دانست. دولت او نیز در مقطعی از بحران، برای حل بنبست سیاسی از روشهایی استفاده کرد که خود محل مناقشه حقوقی بود اما از این واقعیت نیز نباید نتیجه گرفت که کودتا پیامد طبیعی اشتباهات مصدق بود. این دو مسئله از یکدیگر جدا هستند چه ضعف نهادهای داخلی، مداخله خارجی را توجیه نمیکند بلکه نشان میدهد چرا یک منازعه سیاسی، در غیاب مکانیسمی مورد توافق، به بحرانی فراگیر تبدیل شد.مشکل عمیقتر اما شاید آن بود که بازیگران سیاسی ایران هنوز باختن را به عنوان بخشی طبیعی از سیاست نپذیرفته بودند. در دمکراسیهای تثبیتشده، شکست به معنای نابودی سیاسی نیست. اما هنگامی که شکست سیاسی به معنای از دست دادن کامل و برگشتناپذیرِ قدرت تلقی شود، بازیگران انگیزه پیدا میکنند برای جلوگیری از شکست، قواعد بازی را به دلخواه خود بازچینی کنند.در چنین شرایطی، تعارض سیاسی به یک بازی همه یا هیچ تبدیل میشود. ساموئل هانتینگتون اشاره میکند که ثبات سیاسی فقط با افزایش مشارکت سیاسی ایجاد نمیشود و این نهادهای سیاسی هستند که باید بتوانند مطالبات، منافع و تعارضات فزایندهی جامعه را جذب و سازماندهی کنند. اگر بسیج اجتماعی و سیاسی سریعتر از ظرفیت نهادها رشد کند، بیتردید به بیثباتی دامن زده میشود. ایرانِ دهه ۳۰ دقیقاً در چنین مرحله گذار و نهادسازی قرار داشت.بر همین اساس، مسئله اصلی را نباید وجود اختلاف دانست. اختلاف نظر میان نیروهای سیاسی طبیعی است و حتی برای توسعه سیاسی ضروری است. مسئله این بود که نهادی وجود نداشت که اختلاف را به رقابت قابل مدیریت تبدیل کند. این تمایز بسیار مهم است. جامعه توسعهیافته جامعهای است که افراد با منافع متفاوت میتوانند اختلاف داشته باشند، رقابت کنند و در نهایت نتیجه را بپذیرند چون به قواعد بازی اعتماد دارند. ۲۸ مرداد نشان داد ایران هنوز به این مرحله از بلوغ نهادی نرسیده بود. پس از کودتا نیز به جای بازسازی مکانیسمهای سیاسیِ حل اختلاف، اتکای حکومت به زور و ابزارهای امنیتی افزایش یافت..رسانه رسمی و مردمی «کشکان»🌐 Kashkan.ir🆔 @kashkanews.
