#حکایت ✏️روزی بازرگان بغدادی از بهلول سوال کرد:" من چه بخرم تا سود زیاد ببرم؟ " بهلول جواب داد :"آه…
انتشار: 2026/08/21 10:54 UTCدریافت: 2026/08/21 15:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 15:40 UTC
#حکایت ✏️روزی بازرگان بغدادی از بهلول سوال کرد:" من چه بخرم تا سود زیاد ببرم؟ " بهلول جواب داد :"آهن و پنبه. "آن مرد رفت و مقداری آهن و پنبه خرید و انبار کرد اتفاقا بعد از چند ماهی فروخت و منفعت زیادی برد. باز روزی بهلول را دید. این بار گفت" بهلول دیوانه من چه بخرم تا سود کنم؟ " بهلول این بار گفت": پیاز بخر و هندوانه." بازرگان این دفعه رفت و همه سرمایه خود پیاز و هندوانه خرید و انبار کرد و بعد از مدت کوتاهی همه پیاز و هندوانه های او گندید و از بین رفت و ضرر زیادی کرد.سریع به پیش بهلول رفت و به او گفت :"بار اول که از تو مشورت گرفتم، گفتی آهن بخر و پنبه ، سود زیادی کردم . اما بار دوم این چه پیشنهادی بود کردی؟ همه سرمایه من از بین رفت. "بهلول در پاسخ آن مرد گفت:" روز اول که مرا صدا زدی گفتی آقای شیخ بهلول و چون مرا فرد عاقلی صدا کردی من هم از روی عقل به تو مشورت دادم . اما بار دوم مرا با بی ادبی ،بهلول دیوانه صدا زدی ، من نیز از روی دیوانگی به تو مشورت دادم . "مرد از گفته خود خجالت کشید و موضوع را فهمید.@ketabdooni ✨



