فرهاد قنبری بازی روزگار عجیب است.قبلا تنها مشارکتهایم در راهپیماییهای رسمی یا تشییع جنازه چهرهها…
انتشار: 2026/07/06 16:34 UTC
فرهاد قنبری بازی روزگار عجیب است.قبلا تنها مشارکتهایم در راهپیماییهای رسمی یا تشییع جنازه چهرههای سیاسی به حضور در تشییع جنازه آیتالله منتظری در قم و تشییع جنازه آقای هاشمی رفسنجانی در تهران محدود بود. حضورم در هر دو آن تشییع جنازهها هم به خاطر شخصیت آن دو مرحوم نبود بلکه هدف پیدا کردن فرصتی برای شعار و اعتراض علیه آیتالله خامنهای و گفتمان ایشان بود..اما امروز در میان سیل عظیم جمعیت سوگوار در تشییع جنازه همان مردی شرکت کرده بودم که سالها تمام کنشهای سیاسی خود را در تقابل با گفتمان ایشان تعریف میکردم..بازی روزگار عجیب است.در آشنایان خود افرادی را میشناختم که کسی پیششان جرات نمیکرد کوچکترین سخنی در نقد جمهوری اسلامی و به ویژه رهبری بر زبان بیاورد اما چرخش روزگار کاری با آنها کرد که شب نهم اسفند با شنیدن خبر شهادت ایشان هلهله سر دانند و منی که عمری از منتقدان و مخالفان سرسخت ایشان بودم، چهار ماه است که هر شب یک با آرزو به خواب رفته و با یک آرزو از خواب بیدار میشوم و آن اینکه آیا روزی زنده خواهم بود تا نابودی و ویرانی اسرائیل و مرگ فلاکتبار نتانیاهو و ترامپ را ببینم. آیا روزی زنده خواهم بود تا انتقام خون رهبر و فرماندهان و نظامیان و کودکان میناب و جوانان ناو دنا و جماران را ببینم. آیا روزی زنده خواهم بود تا خبر غرق شدن ناوهای آمریکایی و به درک واصل شدن سربازان جنایتکار این کشور را ببینم.امروز در میان خیل عظیم مردم غمگین که برای تشییع آمده بودند با خود میگفتم که آیا میشود روزی زنده باشم و تحقق آرزوی این ملت رنج کشیده اما سربلند که در این گرمای طاقتفرسا و با دلهای غمگین و شکسته و با تمام وجود، نابودی استکبار جهانی و جنایتکاران و قاتلان فرزندان این سرزمبن را فریاد میزد را ببینم.@kharmagaas

