فرهاد قنبریافول غرب، توهم یا واقعیت!افول یا قدرت گرفتن کشورها یا تغییر نظم جهانی با سخنرانی و ادعای…
انتشار: 2026/08/02 17:54 UTCدریافت: 2026/08/06 12:47 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/06 12:47 UTC
فرهاد قنبریافول غرب، توهم یا واقعیت!افول یا قدرت گرفتن کشورها یا تغییر نظم جهانی با سخنرانی و ادعای حاکمان حاصل نمیشود. در جهان امروز علاوه بر وسعت و جمعیت (که از قدیم عامل قدرت بهشمار میرفت) عوامل دیگری نیز وجود دارد که باعث قرار گرفتن یک کشور در جایگاه ابرقدرتی میشود. «اقتصاد»، «سیاست» «قدرت نظامی»، «مشروعیت داخلی»، «توسعهٔ پایدار»، «قدرت رسانهای» و «فرهنگ» شاخصهای مهم امروز برای ادعای ابرقدرتی هستند و کاهش یا افزایش هر کدام از این مولفهها باعث جابجایی قدرتهای جهانی میشود.۱- قدرت اقتصادیقدرت اقتصاد اصلیترین شاخص ابرقدرتی و توان یک کشور بهشمار می رود. در جهان امروز اقتصاد به کشورها تشخُّص بینالمللی میدهد و قدرت چانهزنی و ورود آنها در ائتلافهای منطقهای و بینالمللی را فراهم میسازد. کشوری که دارای اقتصاد قدرتمند است را به راحتی نمیتوان از معادلات بینالمللی حذف کرد. 👈 تا نیم قرن پیش، ۱۵ اقتصاد برتر دنیا را کشورهای غربی به اضافه شوروی و ژاپن تشکیل میدادند. در سال ۱۹۸۰ میلادی آمریکا حدود یک سوم اقتصاد جهان را در اختیار دارد و با فاصله بسیار از کشورهای بعدی در صدر قرار داشت. امروز قدرت اقتصادی آمریکا به ۲۴ درصد اقتصاد جهان کاهش پیدا کرده است و چینی که پنجاه سال قبل جای خاصی در اقتصاد جهان نداشت به رقیب جدی آمریکا بدل شده است. در سوی دیگر هند به جایگاه سومین قدرت اقتصادی جهان رسیده است و برآورد میشود که طی دهههای آتی کشورهایی مانند برزیل و اندونزی و مکزیک و کره جنوبی (و در وهله بعد بنگلادش و عربستان و ویتنام و فیلیپین و..) یا اقتصادهای بزرگ اروپایی را پشت سر بگذارند و یا به رقیب جدی آنها تبدیل شوند.۲- قدرت نظامیدر بررسی قدرت نظامی عواملی مانند تعداد کلاهکهای هستهای، بودجه نظامی، موشکهای بالستیک، ناو و ناوچه، جتهای جنگی، تانک، تعداد نظامیان آموزش دیده و...، مورد توجه قرار میگیرد.👈 در دهههای اخیر بسیاری از کشورهای غیر غربی در زمینه توسعه نظامی و ساخت سلاح پیشرفتهای بزرگی داشتهاند و امروز ارتشهای اروپایی به هیچوجه آن موقعیت برتر که بتوانند با یک لشگر کوچک کشوری مانند ایران یا مصر و پاکستان و...، را اشغال کنند را ندارند.۳- قدرت سیاسی و دیپلماتیکدر بررسی این شاخص عواملی مانند میزان شناخت جهانی از حاکمان کشورها، قدرت تاثیرگذاری بر تصمیمگیران سیاسی سایر کشورها، کمکهای اقتصادی و نظامی به کشورهای کوچک و در کل قدرت دیپلماتیک یک کشور مورد توجه قرار میگیرد.👈 در دهههای اخیر نام رهبران کشورهایی مانند برزیل و هند و حتی ترکیه و ایران و عربستان و بسیاری کشورهای غیر غربی بیشتر از نام حاکمان ایتالیا و سوئد و کانادا (شاید در دهههای بعدی آلمان و فرانسه) شنیده میشود و کشورهای اروپایی دیگر قادر به حفظ آن جایگاه برجسته دیپلماتیک خود نخواهند بود.۴- قدرت رسانهایدر جهان امروز کنترل افکار عمومی در دست رسانهها و شبکههای اجتماعی است. امروزه کشورهایی که مالک شبکههای اجتماعی مانند توییتر، فیس بوک، اینستاگرام، واتسآپ، تلگرام و همچنین شبکههای ماهوارهای، خبری و خبرگزاریهای برجسته هستند، صاحبان افکار عمومی بهشمار میروند.👈 در این زمینه هنوز غرب آن جایگاه برتر خود نسبت به سایر کشورهای جهان را دارد.۵- قدرت فرهنگیقدرت فرهنگی یعنی اینکه مردم دوست دارند پاسپورت کدام کشور را داشته باشند یا از سبک زندگی و فرهنگ عمومی کدام کشورها (از هنر تا پوشش و..) کشور تقلید نمایند.👈 ووکیسم در یک دهه اخیر ضربه بسیار بزرگی به جایگاه برتر فرهنگی غرب در جهان وارد کرده است و به نظر میرسد غرب دیگر آن مرجع مطلق فکری و فرهنگی بر جهان را ندارد.۶- دموکراسیمیزان مشروعیت داخلی یک نظام سیاسی در میان شهروندان از مولفههای اصلی قدرت در جهان امروز است.👈 دموکراسی دیگر یک کالای لوکس غربی نیست و بسیاری از کشورهای غیر غربی هم انتخابات آزاد دارند. در سوی دیگر مواضع بینالمللی غرب در بحران اوکراین و فلسطین آن جایگاه برتر اخلاقی نظامهای سیاسی غربی را در افکار عمومی جهانیان دچار چالش جدی کرده است.۷- توسعهٔ پایداردر جهان امروز در کنار توزیع متوازن امکانات سختافزاری موارد دیگری مانند متوسط طول عمر، رضایت از زندگی، دسترسی به اینترنت، درآمد سرانه ملی، جایگاه زنان، آلودگی هوا و حفاظت از محیط زیست، دسترسی به بهداشت و آموزش و...، از منابع قدرت محسوب میشود. 👈 در دهههای اخیر بسیاری کشورهای غیرغربی با رشد و توسعه اقتصادی خود توانستهاند در زمینه توسعه پایدار قدمهای بسیار بزرگی بردارند و دیگر غرب آن «باغ زیبا» در میان جنگل وحشی نیست.⏪ با در نظر گرفتن تمامی این ابعاد میتوان نتیجه گرفت که قدرت غرب در جهان در حال افول است و طبیعتا سطح زندگی مردم در جوامع غربی هم (البته با شیب آرام و ملایم) در حال سقوط است.@kharmagaas
