فرهاد قنبریتخصص بهجای تفکر«باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از دیدههای معجزهآسای…
انتشار: 2026/08/07 09:14 UTCدریافت: 2026/08/09 13:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 13:22 UTC
فرهاد قنبریتخصص بهجای تفکر«باید شرم کنند، کسانی که بدون کمترین تأمل و تفکر از دیدههای معجزهآسای علم و فن بهره میگیرند و سفیهانه از درک مضمون هوشمندانه آن عاجزند، همانند گاوی که از لذت نشخوار گیاهان برخوردار است ولی از علمِ گیاهشناسی خبری ندارد»(انیشتین)⏪ در جهان امروز، و بهویژه در جامعه ایران، مفهوم «نخبه» غالباً با موفقیت در نظام آموزشی و ورود به رشتههایی مانند پزشکی، مهندسی تعریف میشود. در بسیاری از موارد، این موفقیت نهتنها حاصل استعداد فردی، بلکه محصول مجموعهای از عوامل اقتصادی، اجتماعی و آموزشی، از جمله دسترسی به امکانات آموزشی و کلاسهای کنکور است. ازاینرو، نخبه بودن بیش از آنکه به توانایی اندیشیدن و حل مسائل بنیادین جامعه وابسته باشد، به موفقیت در رقابتهای آموزشی تقلیل یافته است.⏪ در راستای مادیشدن تمام و کمال آموزش و علم، دانشجویان و فارغ التحصیلان دانشگاهی هم به علم و دانش به چشم تخصص و شغل صِرف نگاه میکنند و دانشمندی هم به مانند رانندگی و نجاری و ورزشکار حرفهای و شاطری و امثالهم به یک تخصص تقلیل یافته است.آموزش عالی در جهان امروز در حال پرورش و تولید سوژهها و نسلهایی هستند که قدرت و توان پرسشگری و فکرکردن به نتایج اعمال خود را ندارند و فقط منافع شخصی خود را بهعنوان تنها عامل محرک کنشهای خود میشناسند.نظامهای آموزشی و دانشکده های فنی و تجربی در سراسر جهان در بهترین حالت در حال تولید «متخصص» هستند. متخصصینی که در رشتهٔ تحصیلی خود صاحب تخصص میشوند اما فاقد اندک تفکر انتقادی، سواد هنری و اجتماعی و سیاسی و عدم شناخت فلسفه علم و مهمتر از همه آنها فاقد قدرت تفکر و تعقل در امور بدیهی انگاشته شده هستند.⏪ امروزه تنها چیزی که در دانشکدههای رشتههای مختلف آموزش داده میشود، متون تخصصی همان رشته است و فارغالتحصیلان هم عموما به متخصصان تکبعدی که هیچ آگاهی دیگری در سایر زمینههای علمی و فرهنگی ندارند، بدل میگردند.امروزه سلیقه سینمایی و ادبی و سیاسی و اجتماعی یک مهندس و دکتر و پزشک و پرستار و بوروکرات و تکنوکرات و معلم و...، در بسیاری موارد تفاوتی با سلیقه یک فرد عامی و بیسواد و مطرود اجتماعی (و حتی در برخی موارد با بزهکار و اجتماعستیزان) ندارد و تخصص ایشان چیزی به بار فکری و فرهنگی ایشان اضافه نکرده است.⏪ دانشمند و متخصص امروز یک تفاوت ماهوی با حکیم و علامه جهان قدیم دارد و آن اینکه در گذشته حکیم، علاوه بر جامعالعلومی در زمینه رشد و اعتلای فردی و اجتماعی و فکری نیز انسان وارسته و صاحب کمالاتی میبود، اما در جهان به غایت تخصصی شده و تکنولوژیزده امروز فرد میتواند فیزیکدان و شیمیدان و پزشک درجه یک جهانی باشد اما همزمان انسان به غایت شرور و ابلهی هم باشد. میتواند فیزیکدان برجستهای باشد و همزمان جنایتکار برجستهای هم باشد که فکر و نبوغاش را در راه تولید سلاح کشتار جمعی به کار میگیرد.⏪ حال بحران اساسی از آنجا شروع میشود که که همین متخصص و دانشمند و کارمند قرار است مسئول و تصمیمگیر جان و مال و زندگی مردم باشد و از مجلس و ریاستجمهوری و شورای شهر تا ادارات مختلف و ساخت خانهها، پلها و وسایل نقلیه به آنها سپرده شدهاست، چیزی از «فلسفهٔ علم» یا «فلسفهٔ پزشکی» و «فلسفهٔ حقوق» و فلسفه چرایی وجود شغل و تخصص خود نمیداند و به چیزی جز منافع فردی خود نمیاندیشد. برای مثال به دانشجوی فیزیک و مهندسی هستهای چرایی وجود این رشته آموزش داده نمیشود تا او هم در قبال کالا و محصول تولیدی خود کوچکترین احساس مسئولیتی نماید یا کمی به آثار و نتایج کالایی که در حال تولید آن است بیاندیشد یا به دانشجوی حقوق تنها چیزی که نیاموختهاند فلسفه و چرایی ایجاد رشته «حقوق» و مسئولیت او در دفاع از حقیقت و عدالت است که باید حتی به قیمت از دستدادن منافعش نیز به پای آن بایستد.👈 و تاریخ به ویژه تاریخ معاصر نشان داده است که چنین انسانهایی بیشترین استعداد را برای تبدیلشدن به انسانهایی مخوف و ابزار دست نیروهای ضدبشری و نژادپرست و بنیادگرا را دارا هستند. (از مهندس بن لادن تا دکتر ایمن الظواهری و بسیاری از جنایتکاران ارتش اسرائیل که همگی فارغ التحصیل رشتههای مختلف دانشگاهی هستند)👈 طبیعی است این طیف از نخبگان علمی، شهروندان خوب و مورد نیاز یک جامعه هستند که باید هر کشوری برای تربیت و نگه داشتن آنها تلاش کند، اما یک کشور برای ساخته شدن بیشتر از متخصص علمی و دانشمند به فیلسوف و متفکر و اندیشمند نیاز دارد.احترام پزشک، مهندس، خلبان، پژوهشگر اجتماعی و سایر متخصصین علمی در یک جامعه نرمال باید حفظ شود، ولی جای پزشک به صِرف تخصصش در بیمارستان و اتاق عمل است و مهندس در پروژه فنی و تخصصی خود، نه نهاد ریاستجمهوری و سایر حوزههای کلان تصمیمگیری که هر کدام هزاران قاعده و اسلوب ریز و درشت دارد@kharmagaas
