در میانِ تمام حوادث تلخ سال ۱۴۰۱ یک اتفاق خاص بود که به صورت یک ترومای شخصی حال مرا دگرگون کرد. این…
انتشار: 2026/08/08 16:03 UTCدریافت: 2026/08/09 13:22 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/09 13:22 UTC
در میانِ تمام حوادث تلخ سال ۱۴۰۱ یک اتفاق خاص بود که به صورت یک ترومای شخصی حال مرا دگرگون کرد. این اتفاق قتل وحشیانه و داعشگونه روحالله عجمیان و آرمان علیوردی بود. دیدن تصاویر آن دو قتل چون سیلی محکمی بود که مرا از خواب خوش پراند و به جهان واقعی اطراف…همین چند روز پیش بود که اینجا نوشتم آن سیلی که مرا از خواب خوشباوری درباره این جامعه بیدار کرد، خبر قتل داعشگونه روحالله عجمیان و آرمان علیوردی بود که هنوز با گذشت چهار سال توانایی فهم آن میزان از رذالت و توحش را پیدا نکردهام.حالا خبر دیگری از آن جنس دوباره در فضای مجازی پخش شده است و آن قتل جوان مداحی است که حتی شنیدن داستان چگونگی قتل او هم قلب انسان را به درد میآورد، حال آدم را خراب میکند و انسان را از انسان بودن خود پشیمان میسازد.بلایی که این جانوران خونخوار بر سر روح و روان انسان میآورند، قابل تحمل نیست. اخیرا به رفتارهایم که فکر میکنم از خودم تعجب میکنم که واقعا چه بلایی سرم آمده است. در کوچه و خیابان که راه میروم از نگاه کردن به صورت مردم گریزانم. دیگر هیچ حس نگرانی از جنگ داخلی ندارم. دیگر کوچکترین ترحمی به هیچ گدا و نیازمندی در خودم حس نمیکنم. اندک رغبتی برای کوچکترین کمکی به هیچکس ندارم. چرا که در ته دل مدام با خود میگویم که نکند این هم از همان جماعتی است که از تکهتکه شدن کودکان غزه و میناب شادی کرد. به نتانیاهو و ترامپ «عمو» گفت و انسانی را وسط خیابان زجرکش کرد...

