وقتی میگوییم روایت دانشگاهی ما تا بن دندان استعمارزده و در خدمت منافع استعمارگران است چنین چیزی من…
انتشار: 2026/08/17 22:36 UTCدریافت: 2026/08/19 01:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 01:30 UTC
وقتی میگوییم روایت دانشگاهی ما تا بن دندان استعمارزده و در خدمت منافع استعمارگران است چنین چیزی منظورمان است.ببینید چگونه چند دقیقه پشت سرهم این میزان سخنان بی سروته را سر بندی کرده و از معماری تا شعر و رمان و ادبیات و شمال و جنوب و پوشش مردم و هر چیزی را به عاریت گرفته و به هم میچسباند، که در پایان حرف لرد کرزن این استعمارگر کثیف انگلیسی در مورد ایرانیان (که مشتی دروغگو و دو رو و شیاد و... هستند) را به کرسی بنشاند.- در دنیا جماعتی کثیفتر، دروغگوتر، منفعتطلبتر، شیادتر و رذلتر از انگلیسی جماعت به ویژه سیاستمداران این سرزمین نمیتوان سراغ یافت، آنوقت این جماعت مفلوک سخنان آنان در مورد ایرانیان را به عنوان فکت تاریخی برجسته کرده و به خورد مخاطب نگونبخت خود (که دیگر عادت به توسری خوردن و تحقیر شنیدن از هر کس و ناکسی کرده است) میدهند.@kharmagaas
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- 2Khati · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۲۱:۰۰
- خرمگس · تطابق دقیق — ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱:۳۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — خرمگس
- به عربدهها و فحاشیهای دهانپرکن شبهروشنفکران و شبهجامعهشناسان در مناظرههای (مثلا) سیاسی-اجتماعی و شبکههای مجازی توجه نکنیم. داد و فریاد آنها چیز بیشتری از غرزدنهای مسافران تاکسی و مترو و اتوبوس و دورهمیهای واقعی و مجازی، آوردهای برای جامعه نخواهد داشت. این شیوه غرزنی که با داد و فریاد توهم بیان نقد رادیکالی را دارد، تنها چیزی که تولید میکند توهمِ دانایی و فرورفتن در دنیای خیالی است که چیزی جز بدتر شدن شرایط در پی نخواهد داشت. این شیوه کنشگری شاید برای پای بساط عرق و تریاک و دورهمی و سپری کردن وقت در تاکسی کارکرد مفیدی داشته باشد، اما از دل آن چیزی جز اتلاف وقت و اشتباه گرفته شدن «وراجیِ بیپایان» با «دیالوگ و گفتگوی سیاسی» بیرون نخواهد آمد.- وظیفه روشنگر اجتماعی وراجی و عربده و متلکپراکنی و تمسخر حاکمان نیست. البته تمسخر حاکمان حق طبیعی شهروندان است اما برای کسی که ادعای نقد و تحلیل مسائل را دارد یک عیب بزرگ است. در طول تاریخ بشر یک نمونه را نمیتوان سراغ داشت که از تمسخر و متلکپراکنی و غرزدن و فحاشی، چیزی جز یاس و ناامیدی بیشتر و تخریب روحیه اجتماعی و امثالهم بیرون آمده باشد.@kharmagaas
نمیدانم این ویژگی فرهنگی و تاریخی است. یا القای رسانههاست. یا عقده حقارت و کمبود عزت نفس است. یا ذات انسان همینگونه است. یا چیز دیگری است..اما به تجربه چیزی که در این جامعه مشاهده کردهام این است که عمده مردم سرزمین ما حتی اگر جز ثروتمندترین افراد جهان باشند علاقه خاصی به معرفی خود به عنوان فردی بدبخت و گرسنه و مفلوک دارند و تا ثابت نکنند که از آنها بدبختتر و گرسنهتر کسی در جهان نیست بیخیال امر نمیشوند:-))این مسئله فقط در حوزه فردی نیست و عموم مردم ما نسبت به محله و روستا و شهر و کشور خود هم چنین نگاهی دارند و انگار تحقیر وطن و شهر و محله یک مد روشنفکری یا خودبرترپنداری چیزی است.این صفت هر چه باشد یک صفت اخلاقی پسندیده نیست.@kharmagaas
در میان ۲۰۳ کشور کره زمین، ایران با ۹۲ میلیون نفر جمعیت رتبه هفدهم جمعیت جهانی را داراست.اما در تولید گندم رتبه سیزدهم جهانیدر تولید بنزین رتبه هفتم جهانیو در تولید برق رتبه یازدهم جهانی را دارد.یعنی در این سه شاخص رتبه تولیدش از رتبه جمعیتش بالاتر است. اما مد روز در تحقیر ایران است.عدد و رقمی که دولت در آن سه نهاد هزینه می کند، یک صد هزارم عدد و رقمی که در گندم و بنزین و برق هزینه می کند هم نمی شود. آن سه نهاد هم حذف شود چیزی به داشته های شما افزوده نمی گردد.۲۶ امرداد ۱۴۰۵
فرهاد قنبری چرا نسلهای جدید از انقلاب اسلامی بریده است؟طنز تلخی که گاهی از سوی به اصطلاح سوپر انقلابیها و صداوسیما و سایر سایر رسانههای این جریان در طی چند دهه اخیر به جامعه مخابره شده این بود که از دولت موسوی و هاشمی تا دولت خاتمی و روحانی همه جاسوس و ابزار دست دشمن بودند و هدفی جز ایجاد مانع در تحقق آرمانهای انقلاب نداشتند. برخی از اعضای این جران تاریخ ۴۷ ساله جمهوری اسلامی را به دو دوره، ۳۶ سال اسلام اموی و ۱۱ سال اسلام علوی تقسیم میکنند.آنها در این تقسیم بندی هشت سال دولت احمدینژاد (حتی برخی از آنها سه سال آخر دولت احمدینژاد را هم اموی میدانند) و سه سال دولت آقای رئیسی را اسلام واقعی و سایر دولت ها اعم از دولت موقت بازرگان و بنی صدر و میرحسین موسوی و هاشمی و خاتمی و روحانی و حالا دولت پزشکیان را نماینده اسلام اموی و جریان انحرافی معرفی میکنند.اما آنچه این جریان نمیدانست این بود که زیر سوال بردن کلیت دولت خاتمی و هاشمی و روحانی با هدف جدالهای جناحی و سیاسی نتیجه معکوس خواهد داد و جریانات سیاسی سلطنتطلب و فرقه رجوی و سایرین نهایت استفاده را از این وضعیت خواهند کرد. آنها نمیدانستند که شخصی که مخالف حضور روحانیت در قدرت است و جمهوری اسلامی را عامل بدبختی ایران میداند، برایش تفاوتی میان خاتمی و هاشمی و رئیسی نخواهد بود و همه آنها را با چوب «آخوند باید گم بشه» خواهد راند.عملکرد رسانهای این جریان به ظاهر انقلابی در این دو و نیم دهه اخیر از عوامل اصلی قدرت گرفتن جریان نئوسلطنتطلب شد و آنها با این شعار که آی ملت ببینید «اینها خودشان هم اعتراف میکنند که آخوندها عامل بیگانه بوده و چیزی جز خیانت و بدبختی نداشتهاند»، بیشترین یارگیری را از نیروهای اجتماعی و جوانان و نوجوانان و طبقات مختلف جامعه داشتند.در این میان هم هر چه رهبر شهید تذکر میدانند که نقد شما به گونهای نباشد که کلیت نظام و خدمات نظام و کارهای عمرانی و خدماتی که دولتها انجام دادهاند را زیر سوال ببرد و یا به گونهای نباشد که همه مسئولین در چشم مردم، مشتی منحرف و خائن و دزد معرفی نشوند، گوشهایشان بدهکار نبود و در این مسیر با تمام قدرت به ایجاد دوقطبیهای شدید و بدبین کردن مردم نسبت به عمده کارگزاران نظام اقدام کردند.آنها این واقعیت را فراموش کردند که اگر در جمهوری اسلامی خدمات عمرانی و توسعهای صورت گرفته است محصول عملکرد تکتک این دولتهاست و زیرسوال بردن کلیت دولتهای جمهوری اسلامی در ذهن جامعه به ناکارآمدی جمهوری اسلامی تعبیه خواهد شد. آنها این واقعیت را نادیده گرفته و به خاطر حب و بغضهای شخصی به این مسئله اشاره نکردند که طبق آمارها عملکرد عمرانی و خدماتی تک تک دولتهای انقلاب اسلامی (تاکید میکنم تک تک دولتهای هشتساله پس از انقلاب) از عملکرد بهترین دولتهای ایران دویست سال قبل از انقلاب (از جمله دولت هویدا که نماد افتخار سلطنتطلبان است) بهتر بوده است.👈 یک روز باید از این جریای که خود را نماینده و صاحب اصلی انقلاب و جمهوری اسلامی میداند پرسید که چطور شمایی که در کل حیات چهلو هفت سالهٔ نظام جمهوریاسلامی فقط ۱۱ سال آن را دولت اسلامی دانسته و بقیه را مردود میشمارید، خود را نماینده و صاحب انقلاب می دانید؟ و آیا شمایی که بیشاز هشتاد درصد حیات جمهوریاسلامی را دولت اُموی میدانید، یکی از عوامل فروپاشی جمهوری اسلامی در وجدان عمومی بخش بزرگی از جامعه نبودهاید؟* تقسیمبندی دولتهای پس از انقلاب به اسلام اموی و اسلام علوی از سوی آقای اللهکرم بود.@kharmagaas
جامعه فاقد تاریخ، جامعه فاقد هویت، جامعه فاقد اخلاق و جامعه فاقد ریشه، جامعه نیست، بلکه مجموعهای از نعشهای متحرک است.به این اوباش حامی مترسک پهلوی بنگریم. این رگهای گردن برآمده از خشم و استیصال، این دهانهای بدبو شده با ناسزا، این حنجرههای ناکوک، این زبانهای متعفن و...، اینها انسان نیستند بلکه نعشهای متحرکی هستند که خود هم نمیدانند با نعش متحرک خود چگونه تا کنند و این جسم و روح بیمار را به دست که بسپارند اما چون درد اصلی که بیهویتی و پوچی و بیریشگی است را نمیشناسند، به جای مراجعه به طبیب به این لودگیها پناه برده و در وخیمتر شدن بیماری خود قدم بر میدارند.حال و روز این سالها و ماههای این الوات آواره به ما تلنگر بزرگی میزند که یک جامعه و انسان برای حیات بیشتر از مادیات به مآوا و سکونتگاه نیاز دارد. به ما تلنگر میزند تا مواظب باشیم که یک جامعه برای حفظ خود بیشتر از نفت و گاز و پتروشیمی و پالایشگاه به میراث هویت ملی نیاز دارد.به ما یادآوری میکند که بدانیم چرا دشمن قبل تهاجم نظامی برای سالهای سال با رسانههای خود، سنت و هویت و میراث فرهنگی ما را نشانه رفته بود.@kharmagaas
فرهاد قنبریتراپی یا تشدید بحرانبه بازار پر رونق این روزهای روانشناسی (تراپی) در جامعه ایران بنگریم.در ایران امروز هر فرد با پاس کردن چند واحد در دانشکدههای روانشناسی و مشاوره و دریافت مدرک کارشناسی و ارشد و دکتری برای خود دفتر دستکی راه انداخته و مشغول ارائه نسخه برای مراجعان خود میشود.اما همین شخص که ادعای ارائه درمان و حل مشکلات روحی و فردی و خانوادگی مراجعان خود را دارد، چقدر انسان ایرانی را میشناسد؟ چه میزان با کارکرد تاریخ و سنت و جغرافیا و فرهنگ در شکلگیری ذهن انسان ایرانی آشناست؟ چه میزان جامعه ایران و مشکلات و آسیبهای اجتماعی و تبعیضها و مصائب ساختاری را میفهمد؟ چه میزان از نقش و کارکرد فرهنگ و هنر در بهتر شدن حال انسان ایرانی آگاه است؟ چه میزان با کارکرد رسانه و تاثیر آن بر روان انسان ایرانی امروزی آشناست؟ نقش سیاست و قدرت و اقتصاد و تاثیر آن بر مشکلات روانی و فردی را میفهمد؟ و آیا شناخت و درکی از کارکرد نهاد دین و مذهب و کارکردهای روانی آن دارد؟در اکثر این موارد پاسخ منفی است. عمده دانشجویان ما در رشته مشاوره و روانشناسی (به ماننده تمام حوزههای علوم انسانی) با پاس کردن چند متن با ترجمه ناقص از نظریههای روانشناسان غربی (که طبیعتا بر اساس زیست جهان انسان غربی ارائه شده است) و یا حفظ کردن جزوههای بیسروته برخی اساتید این رشتهها، مدرک لیسانس و فوقلیسانس و دکتری دریافت کرده و با این تصور که با خواندن چند متن درهم از فروید و پیاژه و...، متخصص روان انسان ایرانی شدهاند، دفتر کاری راه انداخته و شروع به ارائه نسخه به مراجعهکنندگان، مینمایند.👈 عمده (استثنائات را کار نداریم) روانشناسان و تراپیستهایی هم که امروز در جامعه به عنوان رواندرمانگر مشغول فعالیت است نه تنها چیز چندانی در مورد ناخودآگاه و روان و عوامل متعدد دخیل در بحران روانی انسان نمیدانند، بلکه با سخنان ناصواب خود یکی از عوامل گسترش بحران هستند.مارک تواین می گوید: «همه آدم ها مانند ماه هستند. قسمت تاریکی دارند، که هرگز به کسی نشان نمیدهند». وظیفه رواندرمانگر، انداختن نور بر آن قسمت تاریک و پنهان روان آدمی است و این کاری نیست که هر کس با پاس کردن چند واحد روانشناسی و گرفتن مدرک ارشد و دکتری از دانشکدههای روانشناسی و مطالعه چند ترجمه مغشوش از چند روانشناس غربی به دست آورد.شناخت بحران روان آدمی، نیاز به شناخت جهانِ آدمی، محیط زندگی، گذشته، خانواده، فرهنگ، تاریخ، سنت، روانکاوی، ساختار ناخودآگاه و صدها بحران روحی و فکری دارد و این کار نیاز به فردی با نگاهی عمیق و نبوغ بالا دارد که از تاریخ و جامعهشناسی تا فرهنگ و هنر و روانکاوی و فلسفه و انسان را بشناسد.@kharmagaas

