⏬به نظر یکی از رسالتهای اصلی فعالین رسانهای (که تا کنون غفلت بزرگی صورت گرفته است) مقابله با این…
انتشار: 2026/08/19 12:50 UTCدریافت: 2026/08/21 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/21 05:00 UTC
⏬به نظر یکی از رسالتهای اصلی فعالین رسانهای (که تا کنون غفلت بزرگی صورت گرفته است) مقابله با این جعل تاریخی عظیم برای نسلهای پس از انقلاب است.هفده هزار لایک برای نوستالژی زندگی در عصر شپش و تراخم و کچلی و ارباب-رعیت و ساواک و فقر و قحطی و اشغال بیگانه و هزار بدبختی دیگر چیزی نیست که بشود به راحتی از کنار آن گذشت. @kharmagaas
پستهای تلگرام — خرمگس
فرهاد قنبریاین دو طیفدر میان اقشار مختلف جامعه به دو گروه و جریان اجتماعی احترام بسیاری قائلم و معتقدم آینده ایران باید به دست چنین افرادی ساخته شود.۱- گروه اول نیروهای انقلابی و مذهبی هستند. منظورم از نیروهای انقلابی، برخی سایبریهای ریاکار و قدرتطلب نیستند بلکه آن دست جوانان دیندار و انقلابیست که بیهیچ چشمداشتی صادقانه و خالصانه دغدغه این ملت و این مرز و بوم را دارند و هر جایی که لازم باشد در حد توانشان به مردم خدمترسانی میکنند. افرادی که در زلزله و سیل و سایر بلایای طبیعی خود را به حادثه میرسانند و از گِلی و خاکی شدن لباس و دست و صورتشان هراسی ندارند، بخشی از درآمد خود را به نیازمندان میبخشند، کارهای جهادی چون ساخت خانه و کارهای فرهنگی در نقاط محروم کشور انجام میدهند و عموما بی سرو و صدا و به دور از غوغای رسانهای تمام تلاش خود را برای کمک به مردم به کار میگیرند. این طیف که خودشان هم اغلب وضعیت اقتصادی چندان مساعد و مناسبی ندارند، دلی چون دریا دارند و با علم به اینکه جامعه روی چندان خوشی به عمامه و ریش و تسبیح نشان نمیدهد، ناملایمات را به جان خریده و در حد توان دست هر نیازمندی را میگیرند. تنی چند از این افراد را در میان همکاران آشنایانم میشناسم، افرادی که روزها و ساعتهای آزاد خود صَرف آموزش دانشآموزان مناطق محروم میکنند، تابستان اردوی جهادی میکنند، بی سرو صدا برای دانشآموزان بیبضاعت کمک جمع میکنند، حواسش به انسانهای اطرافشان هست و گاهی برای کمک به دیگران، به مسافرکشی و کارگری روزمزد هم اقدام میکنند.۲- نیروهای ملیگرا و وطندوست. این طیف که عموما از تحصیلات و تربیت خوبی برخوردارند، اهل نمایش و خودنمایی نبوده و از شریفترین نیروهای اجتماعی این سرزمیناند که هم و غمی جز سربلندی و اعتلای نام ایران ندارند. انسانهایی که عزت نفس بالایی دارند، قابل خرید و فروش توسط بیگانه نیستند، به ارزشهای والای انسانی و اخلاقی آراستهاند، ذهن و فکر پاکیزه و مرتبی دارند، بَری از فساد و ریاکاریاند و عاشقانه به این ملت و سرزمین عشق میورزند. انسانهایی که در حد توان خود به مردم و جامعه خدمت میرسانند و در هر موقعیت اجتماعی و جایگاهی که باشند، کشور و مردم را فراموش نمیکنند.@kharmagaas
شبکههای اجتماعی در حال ارائه یک تصویر اهریمنی و عجیب از روحانیت است. این تصویرسازی به یک «آخوند ستیزی» عجیبی دامن زده است که نه تنها با واقعیات اجتماعی سازگاری ندارد، بلکه در عمده موارد برعکس آن است و آن طرفی که در حال ارائه تصویری اهریمنی از روحانیون است، خود در عمده وجوه رفتاری و شخصیتی بسیار بیشتر شبیه اهریمن است.مثلا طرف میشناسم آنقدر سخیف است که زنان را فقط اندام جنسی متحرک میبیند اما در عین حال روحانیون را منحرف جنسی مینامد. یا در تمام عمر بیبرکتش یک کار کوچک محض رضای خلقالله انجام نداده و جز دروغ و کلاهبرداری و شیادی کار دیگری بلد نیست، اما تمام روحانیون را از بیخ و بن شیاد مینامد.بر اساس تجربه شخصی و شناخت نزدیکی که از چند طلبه و روحانی دارم عرض میکنم که بسیاری از آنها در عمده وجوه شخصیتی و رفتاری از متوسط جامعه بالاتر هستند.برای مثال:- عدم استفاده از الکل و مواد مخدر و دخانیات(ملا و طلبه اهل سیگار و قلیان و تریاک در نسبت کل جامعه به شدت پایین است)- رعایت اصول و قواعد خواب و بیداری به موقع و عدم ایجاد مزاحمت برای همسایه.- توجه به مزاج شناسی و دقت در استفاده صحیح از مواد غذایی و میوه و چای و...، بر اساس فصل و نوع مزاج و پرهیز از پرخوری.- قناعت پیشگی و عدم خودخوری به دلایلی مانند کمی درآمد و نداشتن خودرو و خانه و تورم بالا و...- اعتقاد و باور به نیرو و قدرت الهی و کسب آرامش از طریق آن.- کمک و دستگیری از مردم در هنگام مصیبت و بلایای طبیعی و...@kharmagaas
وضعیت اقتصادی بد است، شغل مناسب نیست، درآمد پایین است و.. هزاران مشکل ریز و درشت دیگر که همه به آن آگاهیم.اما آن نوجوانی که امسال در کنکور پذیرفته شده، تقریبا به همه این مشکلات آگاه است و اگر تصمیم به خدمت برای کشورهای دیگر را دارد، باید همین امروز تصمیم به رفتن بگیرد نه اینکه صندلی دانشگاه دولتی این سرزمین را اشغال کرده و با پول و هزینه این ملت فقیر درس خوانده و به وقت بازدهی راهی سرزمین دیگری شود.دانشگاه این سرزمین برای خدمترسانی به همین مملکت و این ملت فقیر ایجاد شده است و منی که امروز در رشته پزشکی و مهندسی و هر چیز دیگری پذیرفته شدهام باید کلاهم را قاضی کنم و ببینم که آیا با همین شرایط دشوار و درآمد کمتر حاضر به خدمت به این جامعه خواهم شد یا نه.در هر صورت اگر پاسخم خیر است، باید همین امروز و قبل ورود به دانشگاه، راهی سرزمین موعود خود شوم.این جامعه از خود بیزار عادت دارد که همیشه انگشت اتهامش به سوی «دیگری» دراز باشد اما برای یکبار هم شده باید این انگشت را به سمت خود بچرخاند و بداند که این رفتار تفاوتی با رفتار آن مسئول رانتخوار که از خون این ملت بینوا میمکد، ندارد. @kharmagaas
آیتالله خامنهای:«کسانی که با پول و امکانات ایران تخصصی کسب کرده و به جای خدمت به مملکت خود، پیچ و مهره استکبار برای تصرف ملتها میشوند، خیر نمیبینند»- خیر هم ندیدند. بسیاری از آنها امروز در خیابانهای آمریکا و اروپا نقش سگ پادو و پاچهگیر جنایتکارانی چون نتانیاهو و ترامپ را بازی میکنند.@kharmagaas
طی دههها دشمن تمام رسانهها و چهرههای رسانهای خود را بسیج کرد تا آقای خامنهای را شخصیتی اشرافی و راحتطلب و رانتخوار معرفی کند. از محسن سازگارا تا نوریزاده و مخملباف اتهامات سخیفی چون مصرف تریاک را به ایشان نسبت دادند. از بیمارستان سیار بیت ایشان سخن گفتند. سعی کردند علایق ایشان را در حد جهان پیرمردهای کلکسیونباز تقلیل داده و هزاران اتهام سخیف دیگر به ایشان نسبت دادند. اما حیات سیدعلی خامنهای بسیار بزرگتر و پرمعناتر از آن بود که چنین کوتولههایی توان درک آن را داشته باشند و اساساً زخارف و زرق و برق دنیایی حقیرتر از آن بود که ایشان را دلبسته خود کند.سید علی خامنهای حیات خود را حول یک ایدئولوژی و باور دینی ترسیم کرد و تا لحظه شهادت بر اساس آن اسلوب و باور زندگی کرد و از لباس پوشیدن و آرایش ظاهری و گفتار و رفتار و مطالعه تا علایق و سلایق فردی و زندگی خصوصی و تربیت فرزند ایشان حول آن باور صورتبندی میشد.شیوه زندگی و نحوه حضور اجتماعی فرزندان ایشان را با فرزندان سایر مسئولان (شاهان سابق و رفسنجانی و صدیقی و...) مقایسه کنیم تا بهتر به تفاوت وجوه شخصیتی و ترییتی ایشان پی ببریم.@kharmagaas
حقیقتا مردم عجیبی داریم. از یک سو منتقد شدید فساد و رانتخواری حاکمان هستند و از سوی دیگر از مشاهده تصاویر زندگی لاکچری و بسیار متفاوت دربار پهلوی، آب از لب و لوچهشان آویزان میشود. «سیهگوش را گفتند: تو را ملازمتِ صحبتِ شیر به چه وجه اختیار افتاد؟ گفت: تا فضلهٔ صیدش میخورم و ز شرِّ دشمنان در پناهِ صولتِ او زندگانی میکنم. گفتندش: اکنون که به ظلِّ حمایتش در آمدی و به شکرِ نعمتش اعتراف کردی، چرا نزدیکتر نیایی تا به حلقهٔ خاصانت در آرد و از بندگانِ مخلصت شمارد؟ گفت: همچنان از بَطْشِ او ایمن نیستم»(گلستان سعدی)@kharmagaas

