@khaterateu .🤍🫧🤍زنکنارِ پنجرهی غروب ایستاده بود،و بادآرام آراماز میانِ گیسوانِ بافتهاشعبور میکر…
انتشار: 2026/06/30 15:40 UTC
@khaterateu .🤍🫧🤍زنکنارِ پنجرهی غروب ایستاده بود،و بادآرام آراماز میانِ گیسوانِ بافتهاشعبور میکردانگار هر رجِ موهایشنخی بوداز رویایی ناتمام،که با دستانِ خاموشِ اوبافته میشد.سایهاشبر دیوارِ اتاققد میکشید،بلندتر از اندوهِ لحظه،و روشنتر از سکوتِ خانه.خانهدر خودش فرو رفته بود،و اوتمامِ ناتمامیها راچنان در آغوش میگرفتکه انگارعشقنامِ دیگرِ همین صبوریست.#کبرا_یوسفی.

