🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿در موضوع طبابت بارها از لسان مبارک مطالبی شنیده بودم مبنی بر اینکه جناب کلیم طب قدیم را…
انتشار: 2021/09/12 14:32 UTCدریافت: 2026/08/20 17:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 17:05 UTC
🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿در موضوع طبابت بارها از لسان مبارک مطالبی شنیده بودم مبنی بر اینکه جناب کلیم طب قدیم را خوب می دانستند و مرضی می پذیرفتند و خود حضرت عبدالبهاء هم در زمان قدیم هر کس که رجای شفا می نمود دستور می دادند ولکن جمال مبارک فرموده بودند طبابت نکنند تا احبا با مراجعه به غیر اطباء عادت ننمایند و از کسانی که حرفه ی طبابت ندارند استعلاج نکنند تا مصداق آیه ی مبارکه "اذا مرضتم فارجعوا الی حذاق من الاطباء" تحقق یابد .با اینکه همه می دانستیم آن شفا دهنده علل روحانی به سبب همین آیه ی رحمانی در امراض جسمانی مداخله نمی فرمایند معذالک هر وقت هر کس مریض می شد و از همه ی "حذاق من الاطباء" مایوس می گشت در مقام استشفاء دست طلب به ذیل اطهر دراز می نمود و از آنجا که در قاموس رافت و شفقت آن جوهر عنایت و محبت کلمه ی مضایقه و مسامحه هیچگاه درج نشده بود و هرگز سائلی را محروم ننموده بودند ناچار متمسک بحبل الاسباب حاجت مریض را برآورده شفا عنایت می فرمودند . عجب تر آنکه اغیارکه واقف بر اسرار امر نبودند بیش از احبا در مقام استشفاء رجا و تمنا می نمودند .از جمله وسایل علاجیه که در دسترس مبارک بود و به سهولت به هر کس عنایت می شد یک مائده ی بهشتی بود که برای ذائقه ی هر بیماری لذیذ و گوارا بود و آن عبارت از مطبوخ آب انار دست افشار باغ رضوان بود و به هر کس از اغیار و یار که می دادند می فرمودند : این رب انار از اشجار باغ رضوان که به نظر فیض منظر جمال مبارک جل کبریائه رسیده است و اما کیفیت شفا آیا در وجود خود مریض بود یا در هویت دوا یا در نیت حضرت عبدالبهاء این را بنده نمی دانم اینقدر می دانم که بارها به تجربه رسیده که این مائده ی خوشگوار داروی هر گونه بیمار زار است .یک طریقه ی دیگر از معالجات مبارک پرهیز و امساک بود که با معلومات طبی این یوم البته بسیار موافق و مناسب و اما طریقه ی ثالث طریقه ی خاصی بود که هیچ دانشمند روانشناسی به حقیقت آن پی نخواهد برد مگر مؤمنین مخلصین که معتقد به قوه ی ماوراء الطبیعه باشند .اینک دو نفر را بر سبیل مثال ذکر می کنم یکی مومن دیگری غیر مومن . یکی را با تمسک به اسباب ظاهره و یکی را بدون تمسک به اسباب معالجه فرمودند .و اما آن مومن که بدون اسباب ظاهره معالجه شد بنده بودم تفصیل آن از این قرار است : ایامی که هنوز مرحوم ارسطو خان در مسافرخانه بودند این عبد ۳ الی ۴ هفته مبتلا به مرض فورن کلز که عبارت از بثورات متعدد دملی باشد شده بودم . هر قدر مرض طول کشید و دردهای طاقت فرسا عارض شد تا توانستم خودداری کردم و از حضور مبارک استعلاج ننمودم . مرحوم دکتر آنچه یاد داشت به کار برد نتیجه نبخشید . یک شب شدت اوجاع به قدری غلبه نمود که همه مسافرین از ناله ی من به فغان آمدند و راضی شدیم که آقا محمد حسن خادم مسافرخانه ساعت ۲ بعد از نیمه شب به درب خانه ی مبارک رفته برای من ملتجی گردد . هیکل مبارک در آن هنگام خواب بودند یا بیدار من خبر ندارم وقتی که مراجعت نمود بنده را خواب راحت ربوده بود فردا نزدیک ظهر که بیدار شدم تنها دردی که داشتم درد بی دردی بود...اما معالجه با اسباب ظاهره از این قرار است : شیخ صالح از مشایخ معتبر و متمول دروز به سن ۸۰ یا ۹۰ در عکا قونسول ایران بود و فرزندش شیخ محمود به سن تقریبا ۶۰ سال از علماء و خواص دروزی ها در محل خود که دور از عکا بود به مرض سیاتیک مبتلا گردید او را به عکا آوردند . اطبای حیفا و عکا از معالجه اش عاجز ماندند و اوجاع عصب روز به روز اشتداد یافت . شیخ صالح یکی دو مرتبه حضور مبارک استشفاء نموده جوابی نشنیده بود این دفعه دامن مبارک را گرفت گریه کنان عرض کرد من سلامتی پسرم را از شما می خواهم . اینقدر تضرع و زاری کرد تا اینکه به او اطمینان داده بنده را احضار کرده فرمودند یک قطعه مشمع خردل بگیر کمی روح الافیون روی او بریز و به موضع وجع بچسبان . کلمه روح الافیون را ندانستم چیست تصور کردم دواخانه ها می دانند معجلا به سمت دوا خانه ی آقا حسین آشچی روانه شدم جناب شیخ هم دعا کنان لنگان لنگان از دنبال من آمدند . مشمع خردل معلوم بود گرفتم روح الافیون مجهول و لاینحل بود معطل ماندم سپس با شور و مشورت به مایع لدانم متوسل شدم متوکلا علی الله ۱۹ قطره روی آن چکانیدم و به موضع وجع چسباندم چون دستور دیگر نداشتم دیگر توقف ننموده منتظر نتیجه هم نشدم فردا صبح شنیدم مریض شب را راحت خوابیده و صبح هم غذای کامل خورده بود دو روز بعد دیدم در حضور مبارک به عنوان اجازه ی مرخصی مشرف بود و اظهار تشکر می نمود .(خاطرات نه ساله عکا ، ص ۳۲۷- ۳۳۲)کانال تلگرام خاطرات و حکایات امری@khaterathekayat🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿🌸🌹🌿