و عشق ،که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو می کرددر ظهر های گرم دود آلود ....ما عشقمان را در غبار…
انتشار: 2026/06/21 05:28 UTC
و عشق ،که در سلامی شرم آگین خویشتن را بازگو می کرددر ظهر های گرم دود آلود ....ما عشقمان را در غبار کوچه می خواندیم ما با زبان ساده گلهای قاصد آشنا بودیمما قلبهامان را به باغ مهربانی های معصومانه می بردیم و به درختان قرض می دادیم و توپ با پیغام های بوسه در دستان ما می گشت و عشق بود ،آن حس مغشوشی که در تاریکی هشتی ناگاه محصورمان می کردو جذبمان می کرد ، در انبوه سوزان نفس ها و تپش ها و تبسم های دزدانه ...#فروغ_فرخزاد@khialatesarzadeh
