کالابرگ سهمیلیونی و سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ آقایان! تورم را هم با کالابرگ میفروشید؟قسمت…
انتشار: 2026/08/16 18:05 UTCدریافت: 2026/08/16 20:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 20:10 UTC
کالابرگ سهمیلیونی و سفرهای که هر روز کوچکتر میشود؛ آقایان! تورم را هم با کالابرگ میفروشید؟قسمت اول ظاهراً اقتصاد کشور وارد مرحلهای شده که برای فهمیدن وضعیت معیشت مردم، دیگر نیازی به شاخص تورم، گزارش مرکز آمار و نمودارهای پیچیده اقتصادی نیست؛ کافی است یک خانواده سهنفره را ببینیم که با سه میلیون تومان کالابرگ راهی بازار شدهاند و چند دقیقه بعد، با چند قلم کالا و یک عالمه حسرت به خانه برمیگردند!به گزارش بصیرتخوشاب، بهروز محبی نجمآبادی،نماینده دیار سربداران در مجلس شورای اسلامی و عضو کمیسیون برنامه، بودجه و محاسبات مجلس، در گفتگو با تابناک سخنانی بیان کرده که اگرچه تازه نیست، اما از بس واقعی است، آدم دلش میخواهد آن را با ماژیک قرمز روی تابلوی همه وزارتخانههای اقتصادی بنویسد: سه میلیون تومان برای یک خانواده سهنفره، با این قیمتها، کافی نیست.البته مردم این را خیلی زودتر فهمیدهاند. مردم اصولاً در اقتصاد یک مزیت عجیب دارند: برخلاف برخی مدیران، تورم را نه در جلسه، بلکه سر قفسه فروشگاه تجربه میکنند!آنها لازم نیست بدانند نرخ تورم نقطهای چیست، پایه پولی چقدر شده یا ضریب فزاینده نقدینگی چه میگوید. کافی است یک بار قیمت روغن، برنج، گوشت، لبنیات و حبوبات را با ماه قبل مقایسه کنند تا به این نتیجه برسند که ظاهراً اقتصاد کشور با سرعتی حرکت میکند که حتی ماشینحساب هم از محاسبهاش جا مانده است.سه میلیون تومان؛ کمکهزینه یا تست مقاومت روانی؟مسئولان میگویند کالابرگ برای حمایت از اقشار کمدرآمد است. بسیار خوب؛ اما مسئله اینجاست که ارزش پول، با دستور اداری حفظ نمیشود.اگر قیمت کالاها چند برابر شود و مبلغ حمایت همان مبلغ قبلی بماند، اسم این دیگر حمایت نیست؛ چیزی شبیه این است که وسط تابستان، یک لیوان آب به تشنه بدهیم و بعد انتظار داشته باشیم از شدت تشنگی تشکر هم بکند!سه میلیون تومان اگر قرار است سفره مردم را حمایت کند، باید با سفره امروز مردم محاسبه شود، نه با قیمتهای دیروز.مشکل دقیقاً همینجاست: دولت پول را با عدد اسمی میدهد، اما مردم آن را با قدرت خرید خرج میکنند.و این دو، مدتهاست با هم قهرند.تورم؛ مالیاتی که قبضش برای فقرا صادر میشودمحبی نجمآبادی به تعبیر مهمی اشاره کرده است: تورم نوعی مالیات از طبقات پایین جامعه به نفع طبقات ثروتمند است.این جمله شاید در ظاهر اقتصادی باشد، اما اگر بخواهیم آن را به زبان مردم ترجمه کنیم، یعنی:کسی که همه داراییاش حقوق ماهانهاش است، هر روز فقیرتر میشود؛ کسی که خانه، زمین، ارز، طلا، سهام و داراییهای متعدد دارد، معمولاً لااقل بخشی از داراییاش همپای تورم بالا میرود.کارمند اما چه دارد؟ حقوق.حقوقی که یک بار در سال افزایش پیدا میکند و قیمتهایی که گاهی یک بار در هفته تصمیم میگیرند رکورد تازهای بزنند!در چنین شرایطی، افزایش ۲۰ یا ۳۰ درصدی حقوق وقتی قیمت بعضی کالاها ۱۰۰، ۲۰۰ یا حتی ۳۰۰ و ۴۰۰ درصد بالا رفته، بیشتر شبیه مسکن اقتصادی است تا درمان.مثل این است که خانه آتش گرفته باشد و مسئول اطفای حریق با یک لیوان آب وارد شود و بگوید: «نگران نباشید، ما کاملاً اوضاع را مدیریت میکنیم!»نفت بیشتر، سفره کوچکتر؛ این معادله را چه کسی حل میکند؟در گزارش مطرحشده، از افزایش تحقق منابع نفتی سخن گفته شده؛ از حدود ۴۵ درصد در چهار ماه نخست سال گذشته تا حدود ۸۵ درصد در شرایط امسال.اگر واقعاً درآمد نفتی بهتر شده، سؤال ساده مردم این است:این بهبود درآمد چه زمانی قرار است از نمودارهای بودجه پایین بیاید و روی سفره مردم بنشیند؟مردم با درصد تحقق منابع نفتی شام نمیخورند.با کریدور فروش نفت هم اجارهخانه نمیدهند.با «ظرفیتهای منطقهای» هم نمیتوانند یک کیلو گوشت بخرند.اینها البته مهماند؛ بسیار هم مهماند. اما اقتصاد زمانی برای مردم معنا پیدا میکند که نتیجه آن در زندگی روزمره دیده شود.مردم حق دارند بپرسند: اگر کشور منابع دارد، چرا هزینه زندگی اینقدر سنگین شده؟ اگر ظرفیت داریم، چرا قدرت خرید نداریم؟ اگر مدیریت میتواند مشکلات را حل کند، چرا هر بار که به بازار میرویم، مشکل تازهای در سبد خرید پیدا میکنیم؟بورس کالا یا بورس گرانی؟بخش دیگری از اظهارات نماینده مجلس، انتقاد از نحوه مدیریت برخی کالاها و مواد اولیه و ورود آنها به بورس کالا است؛ جایی که به گفته او در بعضی موارد به بازار ضربه زده است.اینجا دقیقاً همان نقطهای است که باید از مسئولان اقتصادی یک سؤال ساده پرسید:اگر سیاستی برای شفافیت و تنظیم بازار طراحی شده، چرا گاهی نتیجهاش برای مصرفکننده، شفافتر شدن مسیر گرانی است؟ادامه دارد👇#بصیرتخوشاب @khoshab1