آبفای شهر ایمن...این است یک تقاضا ، یک طنز مهربانیاین را بخوان که بعدن ، در کار در نمانیشش سال پیش…
انتشار: 2026/06/21 08:09 UTC
آبفای شهر ایمن...این است یک تقاضا ، یک طنز مهربانیاین را بخوان که بعدن ، در کار در نمانیشش سال پیش آبفا،ما را غریق غم کردصد بار سهو و عمدی،بر جان ما ستم کرددر خانه ای که دارم از نیمه های هشتادبا اشتراک محرز ، از فعلشان به فریاد آمد شدم شد از حد،گفتند مشکلی نیستتو مشکلی نداری ،اشکال از فلانیستاصغر به جای اکبر ، اکبر به جای محمودپرونده ای که هردم غم را شنید و افزودگاهی به خنده گاهی،با لفظ نرم ِ "ای چشم"هر بافت را نمودند از فعل خویش چون پشمشد پارسال و گفتند،نه کنتورت خراب استپرداخت کن بده را بر گردن تو آب استسال گذشته کردم با زور کنتورم نوگفتم نبود امری؟ گفتند خانه ات رورفتم ولی دل من ، خون بود زین تحکُّمگفتم خدا برس تو ، بر مشکلات مردمورنه کسی به فکر آلام مشترک نیستهر چند ظاهر کار توی اداره عالیستبگذشت و خاطر ِ جمع از ارتباط آبفاخشنود از تلاش و راه ِ نجات آبفاتا اینکه چارشنبه ، خرداد ناگهانیقبضی گران بیامد ، چون تیر آسمانیوقتی که قبض را وی ، آورد درب منزلدر عصر چارشنبه ، بی درج نام خوشدلآتش گرفت جانم از نرخ آن به شدتگفتم که وای برمن ، از این خطای دولتاین قبض کاغذیتان اصلن به نام من نیستمسئول این خطایا ، در دفتر شما کیست؟!آسیمه سر به حیرت از قبض کاغذی چونچندی است صرف کاغذ،منسوخ هست و مظنوناول خیال کردم ، یک ملیون تومان استدیدم که ده برابر ، بیش از چنین گمان استرفتم سوی اداره ، دیدم بله دوبارهاوضاع من قاراشمیش، اصلن بدون چاره"ای وای از اسیری کز یاد رفته باشددر دام مانده باشد ، صیاد رفته باشد"القصه این خطایا ، ما را دچار غم کردآبفای شهر ایمن ، بر جان ما ستم کردحالا منم بدهکار ، با نام شخص دیگرکس نیست زین تکاپو ، در شهر یار و یاورمن مانده ام غمین و بیچاره و معطلشاید رئیس آبفا ، این صعب را کند حلقول رئیس آبفا خوشدل ترم نمایدحتی اگر شب و روز قبض اضافه آیددر این تورم زشت ، در این مخارج سختآبفا چرا بدینسان ما را نموده بدبخت#محمد_جعفر_زارع_خوشدل ۱۲۰۹ایتاeitaa.com/joinchat/3838312753Cd75444eef6%… #اداره_آبفا_شهری #شهر_ایمن_ارسنجان #طنز_تعهد_تامل_شوخی_خنده_جدی

