جیمز لکینگتون (کتابفروشی قرن هجدهم) وقتی جوان بود، همسرش را در شب عید کریسمس با نیم کرون (همهی پو…
انتشار: 2026/07/31 09:33 UTCدریافت: 2026/08/13 23:59 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/13 23:59 UTC
جیمز لکینگتون (کتابفروشی قرن هجدهم) وقتی جوان بود، همسرش را در شب عید کریسمس با نیم کرون (همهی پولی که داشتند) فرستاد تا شام کریسمس بخرد. گذر او به یک کتابفروشی قدیمی افتاد و با افکار شبانهی یانگ در جیبش، بدون بوقلمون زیر بغلش، به خانه برگشت. او به همیر گرسنهاش گفت: «فکر کنم کار خردمندانهای کردهام، چون اگر شام میخریدم، آن را تا فردا خورده بودیم و لذتش به زودی تمام میشد، ولی اگر عمرمان پنجاه سال دیگر هم طول بکشد، افکار شبانه را داریم که با آن جشن بگیریم.📚 اعترافات یک کتابخوان معمولی✍ آنه فدیمن 🇺🇸📄 صفحه ۲۴۶ - طاقچه📗 @PouyaKetab 📗