☪️اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان) یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن ا…
انتشار: 2026/08/06 20:28 UTCدریافت: 2026/08/08 06:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 06:00 UTC
☪️اسلامی که لیبرال شد: مورد فقه و بدعتگزاران (دگراندیشان) یکی از مدعیات اخیر د. عبدالکریم سروش آن است که «اسلام لیبرال نداریم». اگر مقصود از این سخن آن باشد که لیبرالیسم به عنوان یک مکتب فلسفی، از درون منابع نخستین اسلام استخراج نمیشود، این ادعا قابل بحث است. اما اگر مقصود آن باشد که لیبرالیسم هیچ تأثیری بر فهم و صورتبندی گفتمان معاصر اسلامی نگذاشته است، شواهد قطعی تاریخی خلاف آن را نشان میدهد. باب «أهل الأهواء والبدع» یکی از موضوعات مهم فقه، حدیث و عقاید تراث قدیم است. فقها صرفاً به نقد نظری بدعتگزاران (دگراندیشان) اکتفا نمیکردند، بلکه درباره نحوه تعامل اجتماعی و سیاسی با آنها نیز احکام مفصل ارائه میدادند: از تحریم همنشینی و سلام کردن گرفته تا منع تصدی مناصب عمومی، رد شهادت تا انواع و اقسام مجازاتها که گاه اعدام را نیز در بر میگرفت. در این سنت، حتی با مجتهدین بدعتگزار (دگراندیش) هم مماشات نمیشد. گرفتاریها و مصائبی که برای دو فقیه مشهور حنبلی ابن عقیل و ابن تیمیه پیش آمد تنها مشت نمونهی خرواری است از این قبیل برخوردهای مستند به فقه ارتدکس. در اینجا میتوان انبوهی متون فقهی و فتاوای مؤید این قضیه را از فقهای مختلف اهل سنت نقل کرد که ما فقط به این سخن فقیه مشهور مالکی شاطبی (790ق) ـ که امروزه به مثابه یکی از چهرههای برجستهی فقه موسوم به مقاصدی هم شناخته میشود ـ بسنده میکنیم[1]:... اهل سنت مأمور به دشمنی با بدعتگزاران و طرد آنها و مجازات افراد متمایل به آنان ـ با توسل به اعدام یا پایینتر از آن ـ هستند. چنانکه آوردیم علما از همصحبتی و همنشینی با بدعتگزاران به شدت نهی کردهاند"[2]. در تراث قدما، نحوه مواجهه با بدعتگزاران (دگراندیشان) در دو سطح متبلور شده است: 1) برخوردهای شخصی با آنها (مانند پرهیز از همصحبتی و...) 2) برخوردهای دولتی. در واقع به گفتهی ماوَردی ـ فقیه بزرگ شافعی قرن پنجم ـ یکی از وظایف اصلی خلیفه یا حاکم سیاسی برخورد با بدعت و بدعتگزاران (دگراندیشان) بود[3]. این مناسبات ذیل مسألهی کلان نهی از منکر قرار داشت و حتی برخی فقها طرد بدعتگزاران (دگراندیشان) را از زمرهی واجبات کفایی دانستهاند[4]. نکتهی مهمتر اینکه این فتاوا عملا جامعهی عصر عباسی و ممالیک را شکل میداد. گزارشهای متعدد از برخوردهای میان پیروان مذاهب کلامی و فقهی (اشعریها و حنبلیها و شیعیان) ـ که گاه با تحریک مستقیم علما هم شکل میگرفت ـ تأییدی بر اهمیت این مناسبات است[5]. اما در فقه معاصر، چه بر سر این میراث سنگین آمده است؟ امروزه به ندرت فقیهی را مییابیم که ـ دستکم در عرصهی گفتمانِ عمومی ـ از مجازاتِ بدعتگزار (دگراندیش) ـ با شدتِ ابنتیمیه یا شاطبی ـ سخن بگوید. بلکه مفاهیمی چون «دگرپذیری»، «حقوق شهروندی»، «حق آزادی بیان و عقیده» و «مدارا» به کانون گفتار فقهیِ معاصر راه یافتهاند. این تحول، حتی بر نهادهای رسمیِ دینی و فقهایی که خود را در مقابلِ لیبرالیسم تعریف میکنند نیز تأثیر گذاشته است. حقوقِ شهروندی، که ریشه در گفتمانِ لیبرال دارد امروزه به یکی از محورهای اصلی فقه معاصر تبدیل شده است. فقهایی که تا دیروز از بدعتگزار و مجازات او سخن میگفتند، امروز از «حقوقِ اقلیتهای دینی»، «آزادیِ عقیده» و «مدارا» با مخالفان میگویند. این تغییر، نه یک انتخاب لزوما آگاهانه، بلکه پیامد نوعی تربیت سیاسی لیبرال است که بر ابواب فقه قدیم تحمیل شده است. لیبرالیسم بهمثابهی یک «واقعیتِ زیستِ اسلامی در جهان مدرن»، چنان فضای گفتمانی را دگرگون کرده است که حتی مخالفان سرسخت آن نیز ناچارند با واژگان و مفاهیم آن سخن بگویند. اگر امروز به بیانیهها و آثار بسیاری از مؤسسات دینی و مفتیان معاصر بنگریم، کمتر بیانی را مییابیم که افراد را به صرف داشتن عقاید اشعری، شیعی، سلفی یا... مستوجب محروم کردنشان از حقوق مدنی یا اجتماعی بداند. برعکس، تأکید بر حقوق برابر شهروندان، احترام به آزادی اعتقاد، پرهیز از خشونت مذهبی و ضرورت همزیستی، به زبان غالب تبدیل شده است. این تحول را نمیتوان صرفاً نتیجه اجتهاد دروندینی دانست؛ بلکه بدون تردید، نظم سیاسی و حقوقی مدرن و غلبه ارزشهای لیبرال در عرصه عمومی در شکلگیری آن نقش تعیینکننده داشتهاند. از این منظر، اگر گفته شود «اسلام لیبرال نداریم»، نمیتوان انکار کرد که بخش بزرگی از فقه معاصر در فضایی لیبرال بازخوانی شده است. بنابراین، اگرچه شاید نتوان از «اسلام لیبرال» به عنوان یک مکتب سخن گفت، اما میتوان با اطمینان از «لیبرالی شدن افق سیاسی و حقوقی فقه معاصر» سخن گفت؛ افقی که موجب شده مثلا بسیاری از مناسبات کلاسیک درباره دگراندیشان و مواجهه با آنان، عملاً کنار گذاشته شوند یا دستکم در پرتو مفاهیمی چون آزادی، حقوق شهروندی، مدارا و... بازتفسیر گردند.ــــــ ارجاعات در فرستهی بعد👇@AdnanFallahi

