«اجازه ندادم هیچ خیابان، میدان، مدرسه و بیمارستان به اسم من نامگذاری شود.درآمد سالیانه ی من و امو…
انتشار: 2026/08/14 11:49 UTCدریافت: 2026/08/16 01:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/16 01:20 UTC
«اجازه ندادم هیچ خیابان، میدان، مدرسه و بیمارستان به اسم من نامگذاری شود.درآمد سالیانه ی من و اموالم هرساله به صورت رسمی اعلام می شود.قسمتی از حقوقم را به دولت و مراکزی می بخشم.هیچ کتاب آموزشی حق ندارد از من بنویسد و یا تصویری از من چاپ کند.بهترین رفیق دوران مبارزه را که وزیر هم بود به علت فساد مالی و ثابت شدنشان در دادگاه، حکم اعدامش را تایید کردم و برایش گریه کردم.مبارز و انقلابی که فساد کند، باید فاتحه ی کشور را خواند». 🖋 کتاب صد ساعت با فیدل کاستروبرگرفته از کانال سلمان کدیور⭕️پانوشت: از دوستی که در زمان حیات کاسترو به کوبا سفر کرده بود، پرسیدم:«سوسیالیسم کاسترو را چطور دیدی؟ گفت: عدالت در توزیع اما توزیع فقر». به نظرم توصیف کاملی است، چون وقتی نظام یک کشور بر اراده یک تن بچرخد، همه تریبونها در اختیار یک تن باشد و همه آرمانها منحصر بر شعارهایی باشند که قبای ایدئولوژی بر تن کرده باشند و دایر برمدار مسایلی باشند که «مساله» اصلی مردم نباشد، « بازهم» فساد برجاست و « اعدام» یا « بخشیدن قسمتی از حقوق» مشکلی را حل نمیکند، چون اگر این روشها کارگر بود، به جای همه علوم یا تشکلهایی که در اندیشه « پاسخگویی» یا محدود کردن « قدرت»اند٬ کارگاههای تولید چوبه دار، برپابود و خانهی قدرتمندان هم بیتالاحزان و مملو از صدای گریه بر رفیق سابق انقلابی!با این حال نمیتوان انکار کرد که شکل تاسفبارتر از این هم هست، آنجا که توزیع عادلانه فقر و مدل کاسترویی نیز یک آرزوی دور است.سهند ایرانمهر@kiwmars

