🔺گفتار نیک، بدون پندار و کردار نیک!در آستانه روز پزشک و روز داروساز تامل در برخی حقایق بازار دارو ض…
انتشار: 2026/08/16 19:51 UTCدریافت: 2026/08/17 08:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/17 08:40 UTC
🔺گفتار نیک، بدون پندار و کردار نیک!در آستانه روز پزشک و روز داروساز تامل در برخی حقایق بازار دارو ضروری است. شرکت عبیدی به مناسبت هشتادمین سال تاسیس خود، از اجرای پروژهای با عنوان «سفیران سلامت» در مناطق محروم خبر داده است. در نگاه نخست، خبری نیک استاما آیا واقعاً با یک پروژه مسئولیت اجتماعی روبهرو هستیم یا با صورتبندی تازهای از همان فعالیتهای معمول بازاریابی، اما این بار در زبان نوعدوستی و خیر عمومی؟شرکتهای دارویی، به اقتضای ماهیت خود، با پزشکان ارتباط دارند. معرفی دارو و تلاش برای اقناع پزشکان نسبت به فرآوردههای خود، بخشی از سازوکار طبیعی این صنعت است. عبیدی نیز از این قاعده مستثنی نیست. بنابراین نمیتوان بهسادگی مرز میان خدمت عمومی، ارتباط با پزشک، معرفی محصول و بازاریابی را نادیده گرفت.اما مسئله فقط این نیست. اصولاً منطق بازاریابی و تشویق به مصرف انبوه با ماهیت دارو سازگار نیست. دارو کالایی مانند لوازم آرایشی، خوراک یا دیگر کالاهای مصرفی نیست که افزایش مصرف آن نشانه موفقیت بازار باشد. برعکس، اصل بر این است که دارو حتیالمقدور کمتر و فقط در موارد ضروری و در چارچوب قوانین سختگیرانه نهادهای ناظر بر آن مصرف شود.وقتی فعالیتی که در ذات خود میتواند بخشی از فعالیت تجاری باشد، با واژگانی مانند «کاهش شکاف درمانی»، «حق دسترسی برابر به سلامت» و «مسئولیت اجتماعی» بازتعریف میشود، دیگر با مسئلهای صرفاً اقتصادی مواجه نیستیم؛ با تغییر معنای واژهها مواجهیم. واژهها یک تمامیت معنایی دارند و مانند اماکن و منابع عمومی، ملک مشاع گویشوران یک زباناند.ایران امروز بازاری با جمعیتی حدود ۹۰ میلیون نفر است؛ جامعهای که بهتدریج به سمت سالمندی میرود و بیماریهای مزمنی مانند دیابت، فشار خون و بیماریهای میانسالی سهم قابل توجهی را به خود اختصاص دادهاند. در چنین بازار بزرگی تولید برخی داروهای مورد استفاده در درمان این بیماریها عملاً در اختیار یکی دو شرکت قرار گرفته است.آیا سایر تولیدکنندگان امکان ورود به این حوزه را دارند؟ آیا محدودیت، ناشی از ثبت اختراع و حقوق مالکیت فکری است؟ آیا اساساً ترکیب دو یا سه دارو، با هدف راحتی بیمار، نیازمند خلاقیت علمی و فکری است؟ممکن است یک شرکت از سویی چند صد بیمار را رایگان ویزیت کند و از سوی دیگر، ساختار بازار به گونهای باشد که میلیونها بیمار برای تأمین داروهای مورد نیازشان ناگزیر از خرید محصولات همان شرکت باشند. در چنین وضعیتی، مسئولیت اجتماعی به یک معادله رابینهودی بدل میشود.برای ارزیابی مسئولیت اجتماعی یک بنگاه بزرگ باید پرسید در مقیاس کل فعالیت اقتصادی خود چه میزان از درآمد و سودش را صرف منافع عمومی کرده است؟ آیا بیمارستان یا درمانگاه ساخته، داروهای حیاتی را برای گروههای کمبرخوردار بهصورت پایدار و رایگان تأمین کرده و نسبت هزینه این پروژهها با درآمد و سود شرکت چقدر است؟دکتر غلامعلی عبیدی در سال ۱۳۲۵ لابراتوار داروسازی خود را راهاندازی کرد. روایت تاریخی موجود از زندگی او تصویری از داروسازی و کارآفرینی ارائه میدهد که انگیزهاش تولید داروی داخلی و کاهش وابستگی به داروهای خارجی بود.اما آیا صرف تداوم نام حقوقی یک شرکت، به معنای تداوم همان جهان اخلاقی و جهتگیری اقتصادی بنیانگذار آن است؟ دکتر عبیدی را باید در متن تاریخی زمان خودش دید؛ شرکت بزرگ دارویی امروز را اما باید در متن اقتصاد رانتی، ساختار مالکیت، اندازه بازار، رابطه با سایر بازیگران صنعت و مهمتر از همه، رابطه با مردان قدرت و سیاست سنجید. این دو را نمیتوان صرفاً با یک نام خانوادگی به یکدیگر پیوند زد.مسئله مصادره واژگان مشاع زبان، به اندازه ویژهخواریها و روابط اقتصادی ناسالم امروز مهم و مخرب است. در ایران امروز، بسیاری از واژههای ارزشمند چنان مصرف شدهاند که معنای اولیه خود را از دست دادهاند.فعالیت اقتصادی لزوماً به معنای «خدمت به مردم» نیست. اگر چنین بود، غولهای صنعت خودروسازی ایران باید بزرگترین خادمان مردم نامیده میشدند، نه سارقان غیرمستقیم داراییها و قاتلان بالقوه جانها در جادهها.معرفی و توصیه دارو به پزشکان نسخهنویس نباید با «آگاهیبخشی سلامت» یکی گرفته شود؛ همانگونه که چند تور پزشکی و ویزیت رایگان در چارچوب یک پروژه تبلیغاتی نیز نشانه هشتاد سال «همراهی با سلامت ایرانیان» نیست.اینجاست که مسئله، تورم اخلاقی واژهها و تباهی فزاینده زبان است. واژه «خیر» وقتی برای هر فعالیتی که تنها بخشی کوچک از منافع عمومی در آن و جود دارد به کار رود، دیگر معنای خیرخواهی را از دست میدهد.این همان جایی است که زبان میتواند فاسد شود: نه با دروغ صریح و نه حتی با «دروغ دیزرائیلی» ــ به معنای دروغ مدرن آماری ــ، بلکه با دروغهای اورولی؛ یعنی با جابهجا کردن مقیاس و معنای واژهها!#صلاح_الدین_خدیو @sharname1




