🔺سفر صد ساله سورانی؛ از زبان ملی تا زبان میانجی(۲)امروز این نیاز، دستکم در میان بخشی از نسل جدید،…
انتشار: 2026/08/18 12:09 UTCدریافت: 2026/08/18 14:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 14:00 UTC
🔺سفر صد ساله سورانی؛ از زبان ملی تا زبان میانجی(۲)امروز این نیاز، دستکم در میان بخشی از نسل جدید، به شکل محسوسی کاهش یافته است.رسانههای کردی، تلویزیون، آموزش، اینترنت و شبکههای اجتماعی باعث شدهاند سورانی برای کردهایی بسیار فراتر از حوزه مادری خود قابل فهمتر شود. به این ترتیب، سورانی در حال پیدا کردن کارکردی است که از «زبان معیار» فراتر میرود:زبان میانجی درونکردی در تمام حوزههای کردنشین خاورمیانه. به فرض مثال رهبران کوهنشین پ.ک.ک که بخاطر سیاستهای زبانی حاکم بر ترکیه معروف به "کردی ندانی" و بعضا ترجیح محاوره به ترکی بودند، اکنون در حال آموختن سورانیاند.یا برای رهبران حزب دمکرات کردستان که مانند سران پ.ک.ک گویش مادریشان کرمانجی شمال است، اکنون مساله تکلم بدون لهجه بر سورانی و تسلط بر زیر و بمهای آن است.در همه جای دنیا، زبان میانجی لزوماً زبان مادری همه کاربرانش نیست. کارکرد آن، ایجاد امکان ارتباط میان کسانی است که زبانها یا گونههای زبانی نخستینشان متفاوت است. از این منظر، سورانی امروز در حال ایفای نقشی است که میتواند برای آینده فضای فرهنگی کردزبان بسیار مهم باشد.اما کارکرد سورانی به ارتباط روزمره محدود نمیشود. این زبان به تدریج در حال تبدیلشدن به یکی از زبانهای مشترک تولید فکر و فرهنگ کردی نیز هست.امروز نویسنده، پژوهشگر، روزنامهنگار یا تولیدکننده محتوای کردی ممکن است از منطقهای با گویشی متفاوت باشد، اما برای نوشتن مقاله، انتشار کتاب، ترجمه، تولید برنامه یا دسترسی به مخاطبان گستردهتر کردزبان، ناچار است از سورانی استفاده کند. در حالی که سورانی الزاماً زبان مادری همه این افراد نیست، اما میتواند زبان مشترک بخشی از حیات فکری و فرهنگی آنان باشد.این وضعیت البته با تفاوتهای بسیار و در مقیاسی بسیار کوچکتر، یادآور تجربه برخی زبانهای فرهنگی اروپا است؛ برای نمونه، آلمانی معیار در بخشهایی از اروپای مرکزی، پیش از تحولات بزرگ سیاسی قرن بیستم، فراتر از مرز گویشهای محلی، زبان مشترک دانشگاه، فلسفه و ادبیات بود. فرانسوی نیز تا بخش بزرگی از قرن بیستم، زبان ارتباط نخبگان، دیپلماسی و فرهنگ در بخش وسیعی از اروپا محسوب میشد.صد البته سورانی با آلمانی یا فرانسوی از نظر شمار گویشوران، قدرت سیاسی، عمق تاریخی و مقیاس جهانی البته قابل قیاس نیست. اهمیت مقایسه در نوع کارکرد است: یک زبان، زمانی وارد مرحلهای تازه از حیات اجتماعی خود میشود که از زبان مادری یک جامعه یا زبان رسمی یک منطقه فراتر رود و به زبان مشترک ارتباط، تولید فکر و تولید فرهنگ میان گروههایی تبدیل شود که الزاماً گویش مادری یکسانی ندارند.سورانی هنوز بهطور کامل در چنین جایگاهی تثبیت نشده است، اما نشانههای این تحول را میتوان دید.حدود یک قرن پیش، روشنفکران کرد برای ساختن زبان ملی، از زبان نخبگان فاصله گرفتند و به زبان مردم نزدیک شدند.امروز محصول آن پروژه در حال تبدیلشدن به زبان ارتباط میان همان مردم و زبان مشترک بخشی از نخبگان فکری و فرهنگی آنها است.به تعبیر دیگر، پروژهای که از زبان مردم به زبان ملی آغاز شد، اکنون از زبان ملی به زبان نهادی، از زبان نهادی به زبان دیجیتال و از زبان دیجیتال به زبان میانجی رسیده است.اگر این روند ادامه پیدا کند، پرسش آینده دیگر فقط این نخواهد بود که کدام گونه کردی «زبان معیار» باشد. پرسش اصلی این است که آیا جهان کردزبان میتواند، بدون از میان بردن تنوع کرمانجی، سورانی، اورامی و دیگر گونهها، به یک فضای زبانی مشترک دست پیدا کند.پاسخ این پرسش آسان نیست. شاید بهتر این است که منتظر پیامدهای تحولات سیاسی اخیر در کردستانهای سوریه و ترکیه ماند. باید دید که زبان کرمانجی شمال که تعداد گویشوران مستقیم آن بسیار بیشتر از سورانی است، چقدر از فرصتهای نهادی برای آموزش و گسترش در فضاهای رسمی و عمومی برخوردار میشود.#صلاح_الدین_خدیو @sharname1


